موسسه آموزش عالي رجا
گروه حسابداري
پايان نامه کارشناسي ارشد رشته حسابداري
رابطه بین مدیریت سود واقعی و پیش‏بینی سود هر سهم با بیش نمایی خالص دارایی های عملیاتی
استاد راهنما:
دکتر حسن فرج‏زاده دهکردي
استاد مشاور:
دکتر حسن همتي
پژوهشگر:
هاله سنایی
تابستان 1393
چکیده
این پایان‏نامه وضعیتی را مطالعه می‏کند که متورم بودن ترازنامه، استفاده از اقلام تعهدی اختیاری به منظور مدیریت سود افزایشی را با محدودیت مواجه می‏سازد. ترازنامه متورم به واسطه استفاده از اقلام تعهدی اختیاری در دوره‏های گذشته و انباشت این اقلام در خالص دارایی‏های عملیاتی شرکت‏ها بروز می‏کند. در چنین شرایطی پیش‏بینی می‏شود، شرکت‏ها به منظور اجتناب از گزارش سود غیرمنتظره منفی (عدم تحقق پیش‏بینی‏های سود)، مدیریت سود واقعی و مدیریت پیش‏بینی‏های سود را در دستور کار خود قرار می‏دهند. به منظور آزمون این پیش‏بینی از داده‏های 243 شرکت، مشتمل بر 2,233 مشاهده شرکت-سال در طی دوره زمانی 91-1380 و رگرسیون لوجستیک با اثرات ثابت استفاده شده‏است. نتایج به دست آمده نشان می‏دهد، در زمانی که خالص دارایی‏های عملیاتی شرکت‏ها به واسطه استفاده از اقلام تعهدی اختیاری بیش از واقع گزارش شده‏اند، احتمال استفاده مدیران از مدیریت سود واقعی افزایشی برای تحقق سود پیش‏بینی شده و همچنین مدیریت کاهشی پیش‏بینی‏های سود به منظور کاستن انتظارات سرمایه‏گذاران، افزایش می‏یابد تا به این وسیله شرکت‏ها از گزارش سود غیرمنتظره منفی اجتناب کنند.
واژگان کلیدی: اقلام تعهدی اختیاری؛ مدیریت کاهشی پیش‏بینی سود؛ مدیریت سود واقعی؛ سود غیرمنتظره منفی.
فهرست مطالب
فصل اول: کلیات تحقیق1
1-1 مقدمه2
1-2 بیان مسئله3
1-3 اهميت، ضرورت و نتايج احتمالي تحقيق6
1-4 اهداف تحقيق7
1-5 پرسش‏هاي اصلي تحقيق7
1-6 فرضيه‏هاي تحقيق8
1-7 جنبه نوآوري تحقيق8
1-8 روش تحقیق9
1-8-1 کلیات روش تحقیق9
1-8-2 قلمرو مکانی تحقیق9
1-8-3 قلمرو زمانی تحقیق9
1-8-4 جامعه و نمونه آماری تحقیق9
1-9 متغیرهای تحقیق10
1-9-1 متغیرهای وابسته10
1-9-2 متغیر مستقل11
1-9-3 متغیرهای کنترلی12
1-10 مدل‏های آزمون فرضیه‏های تحقیق12
1-11 تعريف واژه‏ها و اصطلاحات تخصصي13
1-12 ساختار سایر فصول15
فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه تحقیق16
2-1 مقدمه17
2-2 مدیریت سودهای غیر منتظره18
2-2-1 انگیزه‏های مدیریت سودهای غیر منتظره18
2-2-2 مکانیزم‏های اجتناب از (مدیریت) سودهای غیر منتظره منفی19
2-2-2-1 مدیریت سود از طریق اقلام تعهدی اختیاری20
2-2-2-2 مدیریت سود واقعی22
2-2-2-3 مدیریت پیش‏بینی‏ها (انتظارات)24
2-2-2-4 بکارگیری مکانیزم‏های اجتناب از سود غیر منتظره منفی25
2-3 مکمل یا جایگزین بودن مکانیزم‏های مدیریت سودهای غیر منتظره26
2-4 ترازنامه متورم28
2-5 پیشینه تحقیق29
2-5-1 پیشینه تحقیقات: خارجی29
2-5-2 پیشینه تحقیق: داخلی33
2-6 خلاصه و نتیجه‏گیری: تبیین نظری فرضیه‏ها37
فصل سوم: روش تحقیق41
3-1 مقدمه42
3-2 بیان کلی مسئله تحقیق42
3-3 فرضیه‌های تحقیق43
3-4 روش تحقیق44
3-4-1 کلیات روش تحقیق44
3-4-2 مدل مورد استفاده برای آزمون فرضیه‌ها45
3-4-3 متغیرهای تحقیق46
3-4-3-1 متغیرهای وابسته46
3-4-3-2 متغیر مستقل48
3-4-3-3 متغیرهای کنترلی49
3-5 جامعه و نمونه آماری50
3-5 قلمرو تحقیق53
3-8 جمع‌آوری داده‌های تحقیق54
3-9 روش تجزیه و تحلیل داده‌ها55
فصل چهارم: نتایج56
4-1 مقدمه57
4-2 آماره‏های توصیفی57
4-3 آزمون فرضیه‏های تحقیق62
4-3-1 آزمون فرضیه اول62
4-3-2 آزمون فرضیه دوم تحقیق66
فصل پنجم: بحث و نتیجه‏گیری70
5-1 مقدمه71
5-2 خلاصه موضوع و روش تحقیق71
5-3 خلاصه نتایج آزمون فرضیه‏های تحقیق74
5-4 بحث و بررسی تطبیقی یافته‏های تحقیق75
5-5 محدودیت‏های تحقیق78
5-6 پیشنهادات تحقیق79
5-6-1 پیشنهادات کاربردی79
5-6-2 پیشنهادات تحقیقات آتی79
منابع81
فصل اول: کلیات تحقیق
1-1 مقدمه
هدف حسابداری فراهم آوردن اطلاعاتی است که به سرمایه‏گذاران و سایر استفاده‏کنندگان از اطلاعات حسابداری کمک کند تا با استفاده از این اطلاعات تصمیمات اقتصادی خود را اتخاذ نمایند. اهمیت اطلاعات حسابداری در بازار سرمایه و واکنش مشارکت‏کنندگان در بازار به اطلاعات حسابداری باعث می‏شوند تا مدیران شرکت‏ها در خصوص اطلاعاتی که در قالب صورت‏های مالی در اختیار مشارکت‏کنندگان در بازار قرار می‏دهند، وسواس و دقت فراوانی را اعمال نمایند.
پیامدهای واکنش بازار به اطلاعات حسابداری برای مدیران می‏تواند بسیار با اهمیت باشد. برای مثال ممکن است، ارزابی عملکرد مدیریت تا حدود زیادی متکی به قیمت سهام شرکت در بازار پس از انتشار صورت‏های مالی باشد. در صورتی که گزارش‏های مالی منتشر شده از سوی شرکت باعث افزایش قیمت اوراق بهادار در بازار سرمایه شود، این افزایش قیمت (و به تبع آن، بازده) سهام باعث خواهد شد تا سرمایه‏گذاران عملکرد مدیریت را مثبت ارزیابی نمایند. این ارزیابی‏ها تاثیر مستقیمی بر امنیت شغلی مدیران و حقوق و مزایا و پاداش آنان خواهد داشت.
یکی دیگر از پیامدهای واکنش بازار به اطلاعات حسابداری برای مدیریت، تاثیر آن بر توانایی تامین مالی و هزینه تامین مالی شرکت است. شرکت‏هایی که بازار واکنش مثبتی به اطلاعات آنها نشان داده‏است، به منابع بیشتری جهت تامین مالی پروژه‏های سرمایه‏ای خود دسترسی دارند. همچنین، معمولاً در مقایسه با شرکت‏هایی که بازار واکنش منفی به اطلاعات آنها نشان داده‏است، هزینه سرمایه تامین مالی برای این شرکت‏ها پایین‏تر است.
پیامدهای متفاوت بازار سرمایه به اطلاعات منتشر شده توسط شرکت‏ها باعث می‏شود تا مدیران شرکت‏ها این انگیزه را داشته باشند تا تمام تلاش خود را بکارگیرند تا بازار از اطلاعات منتشر شده توسط آنها استقبال نماید و درصورتی که شرکت در شرایط عادی و واقعی نتواند انتظارات را برآورده سازد، اقداماتی را بکارگیرد تا از این واکنش بازار اجتناب نماید یا از میزان آن بکاهد.
1-2 بیان مسئله
مطالعات پیشین (برای مثال، بروان و کایلر1، 2005؛ ماتسوموتو2، 2002؛ بارتو3 و همکاران، 2002؛ بروان4، 2001) نشان داده‏اند که مدیران تمایل دارند سودی که شرکت در پایان دوره گزارش می‏کند، حداقل به اندازه پیش‏بینی‏هایی باشد که پیش‏تر از سوی مدیریت یا تحلیل‏گران مالی مطرح شده‏است. از آنجا که پایین‏تر بودن سود واقعی از سود پیشبینی شده (که به آن “سود غیر منتظره منفی 5” گفته می‏شود) واکنش نامطلوب بازار را به دنبال دارد و باعث نامطلوب ارزیابی شدن عملکرد مدیریت می‏شود، شرکت‏ها اغلب استراتژی‏هایی را بکار می‏گیرند که احتمال عدم تحقق سود پیش‏بینی شده6 را کاهش می‏دهد.
ادبیات تحقیق حسابداری نشان داده‏است که شرکت‏ها به طرق مختلفی ممکن است از سود غیر منتظره منفی اجتناب کنند (هو و همکاران، 2012):
1. یکی از این روش‏ها به کارگیری اقلام تعهدی اختیاری برای دستکاری افزایشی سود است که تحت عنوان مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی7 شهرت یافته‏است.
2. روش دوم، به مدیریت سود واقعی8 اشاره دارد که بر اساس آن، مدیران اقدامات اقتصادی واقعی را در پیش می‏گیرند تا به سطح سود مورد نظر دست یابند. این اقدامات می‏تواند مواردی مانند کاهش در مخارج قابل اجتناب در حوزه تحقیق و توسعه (R&D)، تبلیغات و تعمیرات و نگهداری و همچنین کاهش در بهای تمام شده کالای فروش رفته از طریق افزایش تولید در دوره جاری است.
3. یکی از روش‏های دیگر تحقق سود پیش‏بینی شده9، مدیریت انتظارات بازار و سرمایه‏گذاران از طریق ارائه پیش‏بینی‏های خود در سطح پایین است (پیش‏بینی کاهشی سود10).
بخش عمده ادبیات تحقیق سه روش مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی اختیاری، مدیریت سود واقعی و پیش‏بینی سود کاهشی را مکانیزم‏های مکملی در نظر می‏گیرند که مدیران با بکارگیری همزمان آنها تلاش می‏کنند از سود غیر منتظره منفی اجتناب کنند (بارتو و همکاران 2002؛ ماتسوموتو 2002؛ بارتون و سیمکو11 2002؛ براگستلر و ایمس12 2006).
با این وجود، براون و پینلو13 (2007) نشان دادند که در فرایند محقق کردن سود پیش‏بینی شده، از روش‏ مدیریت افزایشی سود از طریق اقلام تعهدی اختیاری و روش پیش‏بینی کاهشی سود، به صورت جایگزین استفاده می‏شوند. زانگ14 (2007) نشان داد که مدیریت سود واقعی و مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی به صورت جایگزین استفاده می‏شوند. به صورت کلی این شواهد نشان می‏دهد که مدیران به منظور اجتناب از سود غیره منتظره منفی، از این ابزار تحقق بخشیدن سود پیش‏بینی شده به صورت جایگزین و مکمل استفاده می‏کنند.
به واسطه وجود محدودیت در بکارگیری اقلام تعهدی برای مدیریت افزایشی سود و همچنین معکوس شدن اقلام تعهدی مدیریت شده در دوره‏(های) آتی، انتظار می‏رود مدیران برای مدیریت پایدارتر سود، اقدام به مدیریت سود واقعی بنمایند. به ویژه در دوره‏های زمانی که در بکارگیری اقلام تعهدی اختیاری برای مدیریت سود، محدودیت بیشتری وجود دارد، تحقق این پیش‏بینی محتمل‏تر است.
بکارگیری مدیریت افزایشی سود از طریق اقلام تعهدی اختیاری در دوره‏(های) گذشته، باعث بیش‏نمایی خالص دارایی‏های عملیاتی در ترازنامه (متورم بودن ترازنامه) می‏شود. بنابراین می‏توان متورم بودن ترازنامه را نشانه مدیریت سود در دوره‏های گذشته دانست و از آن به عنوان معیاری جهت ارزیابی محدودیت در بکارگیری روش اقلام تعهدی اختیاری برای مدیریت سود در دوره جاری استفاده کرد. در چنین موقعیتی، مدیریت شرکت جهت تحقق یافتن سود پیش‏بینی شده به راه کارهای جایگزینی مانند مدیریت سود واقعی و پیش‏بینی کاهشی سود، روی می‏آورد. به این ترتیب، موضوع تحقیق پیش رو، بررسی رابطه بین بیش‏نمایی خالص دارایی‏های عملیاتی در ترازنامه (متورم بودن ترازنامه) با مدیریت سود واقعی و پیش‏بینی سود کاهشی است.
1-3 اهميت، ضرورت و نتايج احتمالي تحقيق
شناسایی مکانیزم‏هایی که مدیران به طریق آن اقدام به تحقق بخشیدن سود پیش‏بینی شده می‏نمایند، از بعد سودمندی اطلاعات حسابداری اهمیت فراوانی دارد. در حالی که هدف حسابداری فراهم آوردن اطلاعاتی است که با استفاده از آن سرمایه‏گذاران بتوانند تصمیمات اقتصادی مناسبی اتخاذ نمایند، شناسایی کانال‏هایی که اطلاعات بتوانند چشم‏انداز آتی شرکت را به نحوه مطلوب‏تری منعکس نماید حائز اهمیت است.
نتایج به دست آمده از این تحقیق می‏تواند سرمایه‏گذاران، تحلیل‏گران و استانداردگذاران را جهت درک مطلوب‏تر پیام‏های مستتر در اطلاعات حسابداری یاری کند. چنانچه نتایج تحقیق بتواند وجود رابطه بین ترازنامه متورم شده با مدیریت سود واقعی و پیش‏بینی سود کاهشی را تایید کند، استفاده‏کنندگان از صورت‏های مالی خواهند توانست اقدامات مدیریت را به نحوه مطلوب‏تری پیش‏بینی نمایند و واکنش مناسبی از خود نسبت به آن نشان دهند.
1-4 اهداف تحقيق
هدف کلی این تحقیق بررسی مکانیزم‏های جایگزین بکارگیری اقلام تعهدی اختیاری در جهت تحقق سود پیش‏بینی شده‏است. به صورت خاص، اهداف این تحقیق شامل موارد زیر است:
1. بررسی رابطه بیش‏نمایی خالص دارایی‏های عملیاتی در ترازنامه (متورم بودن ترازنامه) و مدیریت سود واقعی
2. بررسی رابطه بیش‏نمایی خالص دارایی‏های عملیاتی در ترازنامه (متورم بودن ترازنامه) و مدیریت کاهشی پیش‏بینی سود
1-5 پرسش‏هاي اصلي تحقيق
با توجه به مطالب مطرح شده در بیان مسئله، تحقیق حاضر در صدد پاسخگویی به سوالات زیر است:
1. چه رابطه‏ای بین کاهشی بودن پیش‏بینی سود هر سهم و بیش‏نمایی خالص دارایی‏های عملیاتی در ترازنامه وجود دارد؟
2. چه رابطه‏ای بین مدیریت سود واقعی و بیش‏نمایی خالص دارایی‏های عملیاتی در ترازنامه وجود دارد؟
1-6 فرضيه‏هاي تحقيق
فرضیه اول: بین کاهشی بودن پیش‏بینی سود هر سهم و بیش‏نمایی خالص دارایی‏های عملیاتی در ترازنامه رابطه مثبت و معنی‏داری وجود دارد.
فرضیه دوم: بین مدیریت سود واقعی و بیش‏نمایی خالص دارایی‏های عملیاتی رابطه مثبت و معنی‏داری وجود دارد.
1-7 جنبه نوآوري تحقيق
بر اساس بررسی ادبیات تحقیق که شرح آن در فصل دوم ارائه شده‏است، مشخص شد که در ایران تحقیقی با موضوع مشابه صورت نگرفته است. همچنین این موضوع در تحقیقات انجام شده در کشورهای توسعه‏یافته دارای جنبه‏های نوآورانه است. برای مثال، تحقیقات انجام شده در خارج از کشور از پیش‏بینی تحلیل‏گران به عنوان معیار انگیزه مدیران برای تحقق سود پیش‏بینی شده استفاده کرده‏اند. حال آن که در کشور ایران به دلیل عدم وجود سیستم اطلاعاتی برای ثبت پیش‏بینی تحلیل‏گران مالی، سرمایه‏گذاران بیشترین توجه خود را به پیش‏بینی سود هر سهم توسط مدیریت معطوف ساخته‏اند. برای مثال، امتیاز کیفیت افشا که همه ساله توسط سازمان بورس و اوراق بهادار تهران برای شرکت‏ها محاسبه و منتشر می‏شود مبتنی بر دقت (تحقق) پیشبینی سود هر سهم است. به این ترتیب در تحقیق حاضر از پیش‏بینی سود توسط مدیریت به عنوان جایگزین پیش‏بینی تحلیل‏گران مالی استفاده شده‏است.
1-8 روش تحقیق
1-8-1 کلیات روش تحقیق
این تحقیق از منظر هدف از نوع تحقیقات کاربردی است. از آنجا که محقق بدون دخالت در شرایط طبیعی متغیرها تنها اقدام به بررسی وضعیت متغیرها در حالت طبیعی خود و رابطه متغیرها با یکدیگر می‏پردازد، این تحقیق از نوع تحقیقات توصیفی-همبستگی به شمار می‏رود. با توجه به عدم امکان کنترل کامل متغیرها و تغییر در مقادیر متغیر مستقل به منظور مشاهده اثرات این تغییر در متغیر وابسته، طرح تحقیق حاضر از نوع تحقیقات نیمه تجربی است.
1-8-2 قلمروز مکانی تحقیق
قلمرو مکاني تحقيق سازمان بورس اوراق بهادار تهران مي‏باشد
1-8-3 قلمرو زمانی تحقیق
قلمرو زماني تحقيق از سال 1380 تا سال 1391 به مدت 12 سال می‏باشد.
1-8-4 جامعه و نمونه آماری تحقیق
جامعه آماری ین تحقیق، کلیه شرکت‏های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طی دوره زمانی 1391-1380 می‏باشد.
کلیه شرکت‏های موجود در جامعه آماری که حائز معیارهای زیر باشند در نمونه تحقیق انتخاب خواهند شد. به این ترتیب روش نمونه‏گیری تحقیق حذفی سیستماتیک است.
1. دوره مالي شرکت‌های نمونه مورد نظر منتهي به 29 اسفند ماه هر سال باشد.
2. شرکت‌های مورد نمونه سال مالی خود را طی دوره تحقیق تغییر نداده باشند.
3. اطلاعات شرکت‌های موجود در نمونه در طول دوره تحقیق در دسترس باشد.
4. فعالیت شرکت از نوع تولیدی باشد.
1-9 متغیرهای تحقیق
1-9-1 متغیرهای وابسته
1) مدیریت سود واقعی از طریق هزینه‏های تولیدی (REAL1)
اگر هزینه‏های واقعی تولید بزرگتر از سطح عادی محاسبه شده از معادله (1-1) باشد برابر است با یک، در غیر این صورت برابر صفر است.
2) مدیریت سود واقعی از طریق مخارج اختیاری (REAL2)
اگر مخارج اختیاری کمتر از سطح عادی محاسبه شده از معادله (1-2) باشد برابر است با یک در غیر این صورت برابر صفر است.
در مدل‏های (1-1) و (1-2) متغیرها عبارتند از:
1. = بهای تمام شده تولید برای شرکت i در دوره t. که از طریق مجموع بهای تمام شده کالای فروش رفته و تغییرات در موجودی‏ها اندازه‏گیری می‏شود.
2. = کل دارایی‏ها برای شرکت i در دوره t-1. (کل دارایی‏های پایان دوره قبل)
3. = درآمد فروش برای شرکت i در دوره t.
4. = تغییر در درآمد فروش برای شرکت i در دوره t.
5. = هزینه های اختیاری شامل مجموع هزینه های تبلیغات، توزیع و فروش و عمومی و اداری است.
3) کاهشی بودن پیش‏بینی سود هر سهم (DOWN)
در این تحقیق مشابه بارتو (2002)، درصورتی پیش‏بینی مدیریت از سود هر سهم کاهشی در نظر گرفته می شود که:
مدل (1-3)آخرین پیش‏بینی EPS ≤ EPS تحقق یافته< اولین پیش‏‏بینی EPSدر صورتی که شرایط مدل (1-3) برقرار باشد، DOWN مقدار یک را اختیار خواهد کرد و در غیر این صورت مقدار آن صفر خواهد بود.
1-9-2 متغیر مستقل
خالص دارایی‏های عملیاتی تقسیم بر فروش (BBS): نشان دهنده میزان متورم بودن ترازنامه است به این ترتیب که هر چه مقدار آن بیشتر باشد، به معنی متورم‏تر بودن ترازنامه است.
1-9-3 متغیرهای کنترلی
1) تعداد سهام مالکیت نهادی تقسیم بر کل تعداد سهام عادی شرکت در پایان دوره، درصدی از مالکیت کل شرکت توسط سرمایه گذاران نهادی (INST)
2) نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام به عنوان نماینده فرصت رشد شرکت (LTG).
3) وقوع زیان در صورتی که شرکت در دو سال قبل زیان داشته باشد برابر یک و در غیر این صورت صفر است (LOSS).
4) اندازه شرکت: لگاریتم ارزش بازار سهام (SIZE).
5) متغیری مصنوعی برای کنترل اثرات صنعت بر مبنای طبقه بندی صنایع در سازمان بورس اوراق بهادار تهران (INDUSTRY).
6) متغیری مصنوعی برای کنترل اثرات دوره‏های مالی (YEAR).
7) سهم بازار، فروش شرکت در سال t تقسیم بر فروش کل صنعت در سال t (MS).
8) هزینه‏های ثابت: دارایی‏های ثابت مشهود تقسیم بر فروش، به منظور کنترل هزینه‏های غیر عادی تولید (FC).
1-10 مدل‏های آزمون فرضیه‏های تحقیق
در این تحقیق از الگوهای رگرسیون لوجستیک چند متغیره به منظور آزمون فرضیه‏های تحقیق استفاده خواهد شد. به منظور آزمون فرضیه اول تحقیق از مدل‏ لوجستیک (1-4) استفاده می‏شود.
فرضیه دوم تحقیق از طریق معادله رگرسیون‏های لوجستیک (1-5) و (1-6) آزمون می‏شود.

در تمامی مدل‏های فوق، مثبت و معنی‏دار بودن ضریب متغیر BBS به معنای تایید فرضیه تحقیق می‏باشد.
1-11 تعريف واژه‏ها و اصطلاحات تخصصي
بیش‏نمایی خالص دارایی‏های عملیاتی (ترازنامه متورم): پنمن (2004) یک معادله اساسی حسابداری را مطرح می‏کند و بیان می‏کند که خالص دارایی‏های عملیاتی یک شرکت با تفاوت انباشته بین خالص سود عملیاتی و جریان نقدی آزاد برابر است. انباشته شدن سود حسابداری بدون انباشته شدن جریان نقدی آزاد، تردیدهایی را در مورد سودآوری آتی به وجود می‏آورد. در حقیقت بزرگ‏بودن خالص دارایی‏های عملیاتی (بیانگر ضعف نسبی جریان نقدی آزاد نسبت به سود انباشته) با افزایش در سود همراه خواهد بود که دوام نخواهد داشت (هیرشلیفر15 و همکاران،2004)
مدیریت سود: مديريت سود عملي است كه موجب مي‏شود، سود گزارش شده بيشتر منعكس كننده خواسته هاي مديريت باشد تا عملكرد مالي بنيادي شركت (اسکیپر16، 1989).
مدیریت سود واقعی: مديريت سود واقعي به زمان‏بندي و ساختاربندي فرصت‏طلبانه معاملات عملياتي، تأمين مالي و سرمايه گذاري توسط مديريت واحد تجاري به منظورتأثيرگذاشتن بر سود گزارش شده در جهتي خاص اتلاق مي‏شود كه شركت را متحمل هزينه‏ها وپيامدهاي اقتصادي آتي مي‏نمايد. مديريت سود واقعي در قالب دستكاري در فعاليت هاي واقعي مختلفي انجام می‏شود (رویچوداری17، 2007).
مديريت سود از طریق اقلام تعهدي اختياري: شواهد محكمي دال بر اين موضوع وجود دارد كه مديران براي دستيابي به اهداف مربوط به سود واحد تجاري خود، اقدام به مديريت سود واقعي و مديريت اقلام تعهدي اختياري مي نمايند. مديريت اقلام تعهدي اختياري به استفاده فرصت‏طلبانه مديران از انعطاف پذيري موجود در اصول پذيرفته شده حسابداري به منظور تغيير سود گزارش شده اتلاق مي‏شود، بدون اينكه تغييري در جريان هاي نقدي زيربنايي شركت صورت گيرد (هیلی و والن18، 1999).
پیش‏بینی سود کاهشی. هر ساله مدیران شرکت‏ها در بودجه‏های ابتدای سال خود پیش‏بینی خود از عملکرد شرکت را ارائه می‏دهند که به این واسطه انتظار خود از عایدی هر سهم را نیز گزارش خواهند کرد که تحت عنوان سود هر سهم پیش‏بینی شده شهرت یافته است. چنانچه مدیریت به صورت تعمدی سود هر سهم را از مبلغ قابل تحقق کمتر پیش‏بینی نماید، به آن پیش‏بینی سود کاهشی گفته می‏شود (ماتسوموتو19، 20002).
1-12 ساختار سایر فصول
سایر فصول پایان‏نامه به عبارت زیر است:
فصل دوم: مروی بر مبنای نظری و پیشینه تحقیق به منظور تبیین تئوریک فرضیه‏ها
فصل سوم: تشریح کامل روش تحقیق شامل متغیرها، مدل‏ها و ساختار داده‏ها
فصل چهارم: نتایج تحقیق در قالب آماره‏های توصیفی و نتایج آزمون فرضیه‏های تحقیق
فصل پنجم: خلاصه و نتیجه‏گیری
فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه تحقیق
2-1 مقدمه
در این فصل به تشریح مبانی نظری و پیشینه تحقیق خواهیم پرداخت. منظور از مبانی نظری، نظریه‏ها و فرضیه‏هایی است که تبیین رابطه بین دو پدیده به صورت منطقی را فراهم می‏آورد. پیشینه تحقیق نیز شواهد تجربی و واقعی در حمایت از این روابط استدلال شده نظری را ممکن می‏سازد.
به منظور ایجاد ساختاری منطقی از قضایا و مفاهیم تئوریک در خصوص تبیین رابطه بین ترازنامه متورم و مدیریت سود واقعی و مدیریت پیش‏بینی سود، مطالب به ترتیب زیر ارائه و تشریح شده‏است: در نخستین بخش، دلایل و انگیزه‏های اصلی مدیریت برای پرداختن به اقداماتی مانند مدیریت سود از طریق اقلام تعهدی اختیاری، مدیریت سود واقعی و مدیریت پیش‏بینی‏های سود تشریح شده‏است. در بخش بعدی این فصل سه روشی که مدیران برای اجتناب از سود غیر منتظره منفی بکار میگیرند به صورت مفصل تشریح شده‏است. پس از آن، چگونگی و ترتیب بکارگیری این روش‏ها توضیح داده شده‏است.
در بخش بعدی، مفهوم بیش نمایی خالص دارایی‏های عملیاتی (ترازنامه متورم) و دلایل ایجاد این پدیده تبیین گردیده‏است. سپس پیشینه تحقیقات تجربی در این حوزه، در دو بخش پیشینه تحقیقات داخلی و پیشینه تحقیقات خارجی ارائه شده‏است. در نهایت و در بخش آخر این فصل، ضمن بکارگیری مفاهیم، نظریه‏ها و نتایج تحقیقات پیشین، فرضیه‏های تحقیق، تبیین گردیده‏اند.
2-2 مدیریت سودهای غیر منتظره
2-2-1 انگیزه‏های مدیریت سودهای غیر منتظره
سود غیر منتظره20 هنگامی به وجود می‏آید که سود فصلی یا سالانه شرکت متفاوت (بالاتر یا پایین‏تر) از پیش‏بینی‏های رسمی مدیریت یا تحلیل‏گران باشد. همچنین در زمانی که انتظارات ضمنی (تلویحی) سرمایه‏گذاران در خصوص سود، با مبلغ گزارش شده توسط شرکت، متفاوت باشد نیز سود غیر منتظره به وجود می‏آید. معمولاً انتظارات سرمایه‏گذاران و پیش‏بینی‏های مدیران و تحلیل‏گران مالی بر مبنای تجربیات آنان قرار دارد که این تجربیات در سودهای فصول و سال‏های گذشته، شرایط کنونی بازار و وضعیت اقتصادی، ریشه دارد (براون21، 1997).
مدیران انگیزه‏های بسیار قوی‏ای برای اجتناب از “سود غیر منتظره منفی22” دارند. زیرا معمولاً می‏توان واکنش منفی بازار را در زمان وجود سودهای غیر منتظره منفی مشاهده کرد (براون23، 2001). همچنین تحقیقات انجام شده توسط بارتو24 و همکاران (2002) و لوپز و ریس25 (2001) نشان می‏دهد در مقایسه با شرکت‏هایی که سود غیر منتظره منفی را تجربه کرده‏اند، شرکت‏هایی که توانسته‏اند سود پیش‏بینی شده را محقق سازند26، در زمان اعلام سود به بازده بسیار بالاتری دست یابند.
همچنین، کاسزنیک و مک‏نیکلاس27 (2002) نیز نشان دادند که شرکت‏های دارای سود غیر منتظره مثبت28، در فصل‏های بعدی، بازده و ارزش بازار بالاتری را برای سهام خود تجربه کرده‏اند. علاوه بر آن، اسکینر و اسلون29 (2002) نشان دادند که بازار واکنش غیر متقارنی نسبت به سودهای غیر منتظره از خود نشان می‏دهد. به این ترتیب که واکنش منفی بازار به شرکت‏هایی که سود غیر منتظره منفی گزارش کرده‏اند بزرگ‏تر از واکنش مثبت بازار به شرکت‏هایی بوده‏است که سود غیر منتظره مثبت گزارش کرده‏اند. به عبارت دیگر، قدر مطلق واکنش بازار به سود غیر منتظره منفی، بزرگ‏تر از واکنش بازار به سودهای غیر منتظره مثبت بوده‏است.
2-2-2 مکانیزم‏های اجتناب از (مدیریت) سودهای غیر منتظره منفی
شرکت‏ها می‏توانند از طریق مدیریت سودهای خود یا از طریق مدیریت انتظارت (پیش‏بینی‏ها)، از بروز سودهای غیر منتظره منفی اجتناب کنند. ادبیات موجود در این حوزه از تحقیق، دو نوع مدیریت سود را مشخص کرده‏است: (1) مدیریت سود از طریق اقلام تعهدی اختیاری و (2) مدیریت سود واقعی. در نوع اول، مدیریت از طریق اقلام تعهدی اختیاری به آرایش ارقام حسابداری مطابق با اهداف مطلوب خود می‏پردازد. اما در نوع دوم، مدیریت با اتخاذ برخی تصمیمات عملیاتی و به عبارت دیگر دستکاری فعالیت‏های واقعی، به مدیریت واقعی سود روی آورده به سود مورد نظر خویش دست می‏یابد.
2-2-2-1 مدیریت سود از طریق اقلام تعهدی اختیاری
بر اساس استانداردهای حسابداری تعهدی، درآمدها وهزینه‌ها در زمان وقوع شناسایی می‌شود. حسابداری تعهدی این اختیار را فراهم می‌کند که صورت‌های مالی تصویر بهتری از عملکرد شرکت ارائه کنند. اما اقلام تعهدی نیازمند فرضیه‌ها و برآوردهای معینی است. استفاده از این اختیارات برای مدیریت اقلام تعهدی با هدف دست‌یابی به نتایج از پیش تعیین شده گزارشگری، مدیریت سود نام دارد.
درادبیات حسابداری ارائه تعریف روشن از مدیریت سود مشکل است زیرا مرز میان مدیریت سود و تقلب‌های مالی مشخص نیست. شیپر(1989) در تعریف مدیریت سود گفته است: «مدیریت سود، دخالت عمدی در فرآیند گزارشگری مالی خارجی با قصد به‌دست آوردن سود است». هیلی و والن(1999)، مدیریت سود را این چنین تعریف کرده‌اند: «مدیریت سود هنگامی رخ می‌دهد که مدیران از قضاوت شخصی خود در گزارشگری مالی استفاده‏کنند و سایر ساختار معاملات را جهت تغییر گزارشگری مالی، دستکاری ‌نمایند. این هدف یا به قصد گمراه کردن برخی از صاحبان سود درخصوص عملکرد اقتصادی شرکت یا تأثیر بر نتایج قراردادهایی است که انعقاد آن‌ها منوط به دست‌یابی به سود شخصی است».
به طور خلاصه، شیوه‏های مدیریت سود از طریق اقلام تعهدی اختیاری به شرح زیر است و هریک از این شیوه‏ها اقلام تعهدی شرکت را تحت تاثیر خود قرار می‏دهد:
1) انتخاب رویه‏ی حسابداری: انتخاب رویه‏های حسابداری بر زمان‏بندی شناخت درآمدها و هزینه‏ها در محاسبه‏ی سود تأثیر می گذارد. به عنوان مثال: رویه‏هایی که شناخت درآمدها را به جلو و تشخیص هزینه‏ها را به تأخیر می‏اندازد، سود گزارش شده را افزایش می‏دهد.
2) استفاده از رویه‏ی حسابداری/ برآوردهای اختیاری: حتی بعد از این که مدیریت شرکت رویه‏های حسابداری را انتخاب کرد، هنوز این اختیار وجود دارد که چگونه اصول حسابداری به کار گرفته شوند. به عنوان مثال، در مورد برآورد عمر خدمات، ارزش اسقاط، عمر دارایی‏های نامشهود، نرخ سوخت حساب‏های دریافتنی و … اختیار وجود دارد.
3) زمان‏بندی رویه‏ی حسابداری: همچنین هنگامی که رویدادهای حسابداری نیازمند افشا در صورت‏های مالی هستند، مدیریت اختیار دارد که چه موقع و چگونه رویدادها را شناسایی کند. به عنوان مثال در مورد دارایی‏های معیوب و خراب این اختیار وجود دارد که چه مقدار از آن را مستهلک کنیم.
4) زمان‏بندی: زمان‏بندی تحصیل و خرید دارایی‏ها می‏تواند بر سود حسابداری تأثیر بگذارد. مدیریت می‏تواند زمان و مقدار سرمایه گذاری در هزینه‏های تحقیق و توسعه، تبلیغات و نگهداری را انتخاب نماید، هر سه مورد به عنوان هزینه‏ی دوره در دوره‏ای که تحمل می‏شود، شناسایی می‏شوند. مدیریت همچنین در مورد زمان بندی فروش اموال، ماشین‏آلات و تجهیزات برای تسریع بخشیدن یا به تأخیر انداختن شناخت سود و زیان تصمیم می‏گیرد.
مدیریت اقلام تعهدی اختیاری از طریق تغییر فعالیت‏های اقتصادی اساسی یک شرکت صورت نمی‏گیرد بلکه از طریق انتخاب روش‏های حسابداری و برآوردهای حسابداری انجام می‏شود. این در حالی است که دستکاری فعالیت‏های واقعی از طریق تغییر فعالیت‏های اساسی یک شرکت صورت می‏پذیرد.
هنگامی که مدیران در می‏یابند به واسطه عملکرد واقعی، قادر به محقق ساختن پیش‏بینی‏های صورت گرفته در خصوص سود دوره نمی‏باشند، تلاش می‏کنند تا از طریق اعمال اختیارات خود در بکارگیری اقلام تعهدی اختیاری که پیش از این بحث شد، به سود پیش‏بینی شده دست‏یابند و از عواقب سود غیر منتظره منفی اجتناب کنند. شواهد تجربی به دست آمده نیز گواه این مدعا است. برای مثال، ماتسوموتو (2002) نشان داد که شرکت‏های دارای ویژگی‏های زیر تلاش می‏کنند از طریق بکارگیری اقلام تعهدی اختیاری افزایشی، سود پیش‏بینی شده را محقق سازند:
• مالکیت نهادی بالا
• انتظارات رشد بالا
• مقادیر بزرگ‏تر ارزش مربوط بودن سود
• اتکای بیشتر بر روابط تلویحی با ذینفان
محققانی نظیر براگستلر و ایمز (2006) نیز نشان دادند مدیران از طریق بکارگیری اقلام تعهدی اختیاری افزایشی تلاش می‏کنند از بروز سود غیرمنتظره منفی اجتناب کنند و حتی به سود غیر منتظره مثبت دست یابند.
2-2-2-2 مدیریت سود واقعی
شیپر (1989) در تحقیق خود عنوان کرد که مدیریت سود می‏تواند فعالیت‏های واقعی را نیز شامل شود. این نوع مدیریت سود از طریق تغییر در فعالیت‏های عملیاتی با هدف گمراه کردن ذینفعان انجام می‏شود. دستكاری فعالیت‏های واقعی بر جریان‏های نقدی و در پاره‏ای از موارد بر اقلام تعهدی تأثیر می‏گذارند (ولی‏زاده لاریجانی، 1387).
روی چودهری (2006) این گونه بیان می‏کند که اگرچه این گونه انحرافات در عملیات شرکت در رسیدن به اهداف گزارشگری مالی به مدیر كمك می‏كند، لیکن ارزش شرکت را افزایش نمی‏دهد. روش‏های دستكاری فعالیت‏های واقعی مانند كاهش قیمت فروش محصولات به منظور افزایش فروش و یا كاهش مخارج اختیاری در بحران‏های اقتصادی، از جمله روش‏های بهینه‏ای هستند كه به مدیران كمك می‏كند.
ولی اگر مدیران به صورت گسترده و غیرعادی به استفاده از روش‏های مذكور علاقه نشان دهند، در واقع آنها به مدیریت واقعی سود تمایل دارند و وجود سرمایه‏گذاران خبره و آگاه دستكاری فعالیت‏های واقعی را محدود می‏كند. بنابراین اگرچه مدیران با انجام چنین فعالیت‏هایی می‏توانند به سودهای موردنظرشان در كوتاه مدت دست یابند لیكن آن‏ها در بلندمدت نخواهند توانست ارزش شركت را افزایش دهند 0ولی‏زاده لاریجانی، 1387).
کوهن و زاروین دستکاری در فعالیت‏های واقعی را اعمالی می‏دانند که مدیران انجام می‏دهند و ناشی از روند عادی فعالیت‏های واحد تجاری است (کوهن و زاروین، 2008). این تعریف، مطابق تعریف روی چودهری است که دستكاری فعالیت‏های واقعی را این گونه تعریف می‏کند:
“اعمال مدیریتی که از فعالیت های عادی تجاری ناشی می‏شوند، و در رابطه با هدف اولیه‏ی برآورده‏سازی آستانه‏های خاص سود انجام می‏پذیرند (روی چودهری، 2006).”
مطالعات متعددی نیز نشان داده‏اند که مدیران از دستکاری فعالیت‏های واقعی بهره می‏گیرند تا به سودهای هدف‏گذاری شده دست یابند. بابر و همکاران (1991) و بوشی (1998) به شواهدی دست یافتند که نشان می‏داد مدیران به منظور مدیریت سود، اقدام به کاهش مخارج تحقیق و توسعه می‏کنند.
روی چودهری (2006) نشان داد که مدیران تنها از مخارج تحقیق و توسعه استفاده نمی‏کنند. وی شواهدی ارائه کرد که نشان می‏داد مدیران از هزینه‏های توزیع و فروش و عمومی و اداری و حتی هزینه‏های تولیدی به عنوان ابزاری برای مدیریت سود استفاده می‏کنند.
گراهام و همکاران (2005) گزارش کردند که بیش از نیمی از مدیران مالی در پاسخ به سوالات یک تحقیق پیمایشی اعتراف کرده‏اند که به منظور اجتناب از سود غیر منتظره منفی، هزینه‏های تعمیرات و نگهداری و هزینه‏های تبلیغات خود را کاهش داده‏اند و حتی برخی پروژه‏های با خالص ارزش فعلی (NPV) مثبت را به تعویق انداخته‏اند.
2-2-2-3 مدیریت پیش‏بینی‏ها (انتظارات)
یکی از مکانیزم‏های جایگزین برای اجتناب از سود غیرمنتظره منفی، مدیریت پیش‏بینی‏های سود است. مدیریت پیش‏بینی‏های سود عبارت است از فرایندی که مدیریت از طریق آن انتظارات سرمایه‏گذاران نسبت به مبلغ سود قابل تحقیق در یک دوره زمانی را کاهش می‏دهد و از این طریق شانس محقق ساختن پیش‏بینی‏های سود را افزایش می‏دهد (بارتو و همکاران، 2002؛ ماتسوموتو 2002).
تحقیقات انجام شده در این حوزه نیز نشان می‏دهد که مدیران تلاش می‏کنند تا از طریق مدیریت کاهشی انتظارات و پیش‏بینی‏ها، از سود غیر منتظره منفی اجتناب کنند. برای مثال، بارتو و همکاران (2002) نشان دادند شرکت‏هایی که به مدیریت کاهشی پیش‏بینی‏ها اقدام می‏کنند، در مقایسه با شرکت‏هایی که موفق به انجام این کار نمی‏شوند از بازده بالاتری بهره می‏برند.
براگستالر و ایمز (2006) نیز نشان دادند که مدیران از طریق بکارگیری مدیریت کاهشی پیش‏بینی‏ها تلاش می‏کنند از بروز سود غیرمنتظره منفی اجتناب کنند و حتی به سود غیر منتظره مثبت دست یابند.
2-2-2-4 بکارگیری مکانیزم‏های اجتناب از سود غیر منتظره منفی
شواهد به دست آمده از تحقیقات پیشین نشان می‏دهد مدیران از سه مکانیزم به منظور اجتناب از عدم تحقق پیش‏بینی‏های سود استفاده می‏کنند. هنگامی که ترتیب و توالی بکارگیری این سه مکانیزم را در نظر می‏گیریم، یکی از حالت‏های ممکن این است که شرکت به احتمال زیاد در نخستین مرحله مکانیزم مدیریت سود افزایشی از طریق اقلام تعهدی اختیاری را بکار خواهد گرفت. زیرا این مکانیزم به مدیران اجازه می‏دهد در محدوده اصول پذیرفته شده حسابداری (GAAP) و بدون آن که حساسیت بیش از حد حسابرسان خود را بر انگیزند اقدام به تحقق سود پیش‏بینی شده بنمایند.
اگر با وجود بکارگیری مکانیزم نخست، باز هم اجتناب از سود غیر منتظره منفی امکان‏پذیر نباشد، در گام بعدی مدیران ممکن است از مکانیزم مدیریت کاهشی پیش‏بینی‏ها استفاده نمایند. سر انجام، چنانچه اجتناب از سود غیر منتظره منفی امکان‏پذیر نباشد، مدیران از طریق مکانیزم مدیریت سود واقعی افزایشی تلاش خواهند کرد از سود غیر منتظره منفی اجتناب کنند.
2-3 مکمل یا جایگزین بودن مکانیزم‏های مدیریت سودهای غیر منتظره
عمده ادبیات تحقیق موجود در زمینه پژوهش نشان می‏دهند که مدیران به منظور محقق ساختن سودهای پیش‏بینی شده از هر سه مکانیزم مدیریت سود از طریق اقلام تعهدی اختیاری، مدیریت سود واقعی و مدیریت کاهشی انتظارات و پیش‏بینی‏ها به عنوان مکانیزم‏های مکمل استفاده می‏کنند. با این وجود، شواهد محدودی نیز وجود دارد که نشان می‏دهد مدیران از این سه مکانیزم به عنوان روش‏های جایگزین برای تحقق سودهای هدف‏گذاری شده استفاده می‏کنند.
شیپر (1989) مدیریت سود را بدین صورت تعریف می‏کند: «دخالت عمدی در فرآیند گزارشگری مالی خارجی با هدف دستیابی به برخی منافع شخصی» تمایل به دست یابی به قیمت بالای سهام و/یا سطح مطلوبی از سود، مدیران شرکت را بر آن می دارد تا به مدیریت سود روی آورند. به منظور دستیابی به سطح موردنظر سود، مدیران می‏توانند تا پایان سال صبر کنند و از اقلام تعهدی اختیاری برای مدیریت سود گزارش شده استفاده نمایند.
اما این راه کار ممکن است این ریسک را در پی داشته‏باشد که مقدار سودی که برای دستکاری مدنظر است از اقلام تعهدی اختیاری موجود بیش‏تر باشد زیرا اختیار در مورد اقلام تعهدی از طریق اصول عمومی پذیرفته شده حسابداری محدود شده است (بارتون و سیمکو، 2002). همچنین فرض بر این است که رویدادهای اقتصادی اساسی یک شرکت، توانایی مدیران را برای گزارش سود معوق (تعهد شده) دچار محدودیت می‏سازد. در نتیجه، این امکان وجود دارد که مدیران نتوانند از طریق اقلام تعهدی اختیاری در پایان سال به سود مورد نظر خویش دست پیدا کنند.
مدیران می‏توانند از طریق دستكاری فعالیت های عملیاتی واقعی در طول سال این ریسک را کاهش دهند. دستكاری‏ فعالیت‏های واقعی کم‏تر در معرض محدودیت است. مزیت دیگر جایگزین کردن فعالیت‏های واقعی برای دستكاری سود، این است که حسابرسان و قانون‏گذاران کم تر به چنین رفتارهایی توجه می‏کنند.
با این وجود، دستكاری فعالیت‏های واقعی چندان بدون هزینه هم نیست چرا که این احتمال وجود دارد که جریان‏های نقدی در دوره‏های آتی به طور غیرمستقیم (منفی) تحت تأثیر اعمالی قرار گیرد که در حال حاضر برای افزایش سود انجام می‏شود.
پژوهش انجام شده توسط براون و پینلو (2007) نخستین تحقیقی است که شرایطی را نشان می‏دهد که مدیران برای تحقق سودهای پیش‏بینی شده نوعی موازنه بین مدیریت سود افزایشی از طریق اقلام تعهدی اختیاری و مدیریت کاهشی پیش‏بینی‏ها برقرار می‏کنند. به صورت خاص این محققان دریافتند از آنجا که فرایند گزارش سود در سایه قواعد سخت‏گیرانه شناسایی هزینه‏ها و حسابرسی مستقل صورت‏های مالی انجام می‏شود، احتمال بروز هم‏زمان مدیریت سود افزایشی از طریق اقلام تعهدی اختیاری و مدیریت کاهشی انتظارات و پیش‏بینی‏ها در فرایند گزارشگری سالانه کاهش می‏یابد.
مدیران در انتخاب از میان این دو ترجیح می‏دهند در فرایند گزارشگری مالی خود از مدیریت کاهشی انتظارات بهره بیشتری ببرند. به این ترتیب، یافته‏های براون و پینلو (2007) نشان می‏دهد در زمانی که توانایی مدیران در مدیریت سود افزایشی از طریق اقلام تعهدی اختیاری با محدودیت مواجه است، برای تحقق پیش‏بینی‏های سود از مکانیزم مدیریت کاهشی انتظارات بهره ببرند.
به همین ترتیب، زانگ (2007) نشان داد که مدیران از مکانیزم‏های مدیریت سود از طریق اقلام تعهدی اختیاری و دستکاری فعالیت‏های واقعی به عنوان مکانیزم‏های جایگزین مدیریت سود استفاده می‏کنند. این محقق با استفاده از نمونه‏ای متشکل از شرکت‏های درگیر دعاوی حقوقی نشان داد که پس از طرح دعاوی حقوقی، مدیران استفاده از اقلام تعهدی اختیاری را برای مدیریت افزایشی سود کاهش داده و مدیریت واقعی سود را جایگزین آن می‏کنند زیرا بکارگیری اقلام تعهدی اختیاری خطر طرح دعاوی حقوقی علیه آنان را افزایش می‏دهد.
2-4 ترازنامه متورم
همان‏گونه که پیش از این بیان شد، در مواجهه با سود غیر منتظره منفی، نخستین مکانیزم‏های اجتناب از آن، مدیریت سود افزایشی از طریق اقلام تعهدی اختیاری است. با این وجود، بکارگیری اقلام تعهدی اختیاری دارای محدودیت‏ها و هزینه‏های قابل توجهی است. برای مثال، بارتون و سیمکو (2002) نشان می‏دهند که اطلاعات ترازنامه، مدیریت سود از طریق اقلام تعهدی اختیاری را محدود می‏کند.
با توجه به این که اثر اقلام تعهدی اختیاری استفاده شده در دوره جاری، در دوره‏(های) مالی بعد معکوس خواهد شد، به واسطه استفاده از اقلام تعهدی اختیاری در دوره‏های گذشته، توانایی مدیریت در دوره جاری برای استفاده از اقلام تعهدی اختیاری، محدود می‏شود. همچنین، از آنجا که ترازنامه تاثیر انتخاب‏های حسابداری در دوره‏های گذشته را تجمیع و انباشت می‏کند، سطح خالص دارایی‏های عملیاتی میزان مدیریت سود در دوره‏های گذشته را منعکس می‏نماید.
بر این اساس بارتون و سیمکو (2002) نشان می‏دهند که بیش از واقع بیان شدن خالص دارایی‏ها در ترازنامه، توانایی مدیران برای استفاده از اقلام تعهدی اختیاری افزایشی در دوره جاری را با محدودیت مواجه می‏سازد.
این وضعیت، متورم بودن ترازنامه اتلاق می‏شود. در واقع تورم ترازنامه‏ای، وضعیتی را نشان می‏دهد که استفاده از اقلام تعهدی در دوره‏(های) گذشته، باعث شده بخش دارایی‏ها در ترازنامه بیش از واقع گزارش شود. تجمع اقلام تعهدی در بخش دارایی‏های ترازنامه، عمدتا خود را در موجودی کالا، مطالبات (حساب‏ها و اسناد دریافتنی تجاری و غیر تجاری) و پیش‏پرداخت‏ها و همچنین دارایی‏های بلند مدت (دارایی‏های ثابت مشهود و دارایی‏های نامشهود) نشان خواهد داد.
این وضعیت، استفاده از اقلام تعهدی اختیاری در دوره جاری را با محدودیت مواجه می‏سازد. از آنجا که هدف، افزایش تصنعی سود است، مدیریت باید از روش‏هایی استفاده کند که درآمدها را افزایش داده و یا هزینه‏ها را کاهش دهد. انباشت دارایی‏ها در ترازنامه باعث می‏شود شناسایی دارایی متناظر با یک درآمد تصنعی بسیار دشوار شود.
2-5 پیشینه تحقیق
2-5-1 پیشینه تحقیقات خارجی
بروان (2001)، نشان داد از آنجا که واکنش نامطلوب بازار معمولاً با سودهای غیر منتظره منفی رابطه دارد، مدیران انگیزه‏های قوی‏تری برای اجتناب از سودهای غیر منتظره منفی دارند. او در تحقیق خود نشان داد که به روشنی می‏توان این پدیده را مشاهده کرد که در طی بازه زمانی 16 ساله از 1984 تا 1999 میانگین سود غیر منتظره در ابتدا از حالت منفی (عدم تحقق پیش‏بینی تحلیل‏گران مالی) به حالت سود غیر منتظره صفر (تحقق دقیق پیش‏بینی تحلیل‏گران مالی) و سپس به سود غیر منتظره مثبت (سود تحقق یافته بزرگتر از سود پیش‏بینی شده است) تغییر کرده‏است. همچنین در تمامی دوره تحقیق، میانه سود غیر منتظره مثبت، بزرگتر از میانه سود غیر منتظره منفی بوده‏است. وجود این تفاوت‏ها نمی‏تواند تصادفی باشد. همگی این نتایج حکایت از اهمیت اجتناب از سود غیر منتظره منفی برای مدیران و تلاش آنها برای اجتناب از گزارش آن دارد.
لوپز و ریس (2001) نشان دادند شرکت‏هایی که توانسته‏اند سود پیش‏بینی شده را محقق سازند، در مقایسه با شرکت‏هایی که سود غیر منتظره منفی تجربه کرده‏اند، بازده بالاتری برای سرمایه‏گذاران خود به ارمغان آورده‏اند. در خصوص این شرکت‏ها، ضریب واکنش سود (ERC) بالاتر است. همچنین اگرچه بازار می‏تواند تلاش شرکت برای اجتناب از سود غیر منتظره منفی را شناسایی کند اما قادر به تعدیل کامل سود برای از بین بردن اثر فعالیت شرکت برای اجتناب از گزارش سود غیر منتظره منفی نیست. به همین دلیل مدیران شرکت‏ها انگیزه داند تا سود پیش‏بینی شده توسط تحلیل‏گران را محقق سازند.
بارتو و همکاران (2002) به بررسی تلاش مدیران شرکت‏ها در اجتناب از سود غیر منتظره منفی و پاداشی که از این بابت دریافت می‏نمایند پرداختند. این محققین نشان دادند که در سال‏های اخیر بر تعداد شرکت‏هایی که تلاش کرده‏اند از گزارش سود غیرمنتظره منفی اجتناب کنند افزوده شده‏است. این الگو در رفتار شرکت‏ها با فرضیه‏های مدیریت سود و مدیریت بر مبنای استثنائات سازگار است. همچنین نتایج این تحقیق نشان داد که شرکت‏هایی که از طریق مدیریت سود از گزارش سود غیر منتظره منفی اجتناب کرده اند، در مقایسه با شرکت‏های مشابهی که سود غیر منتظره منفی گزارش کرده‏اند، حدود 3 درصد بازده بالاتری را گزارش نموده‏اند. حتی در صورتی که سرمایه‏گذاران متوجه مدیریت سود شده باشند و انتظارات خود را با توجه به مدیریت سود انجام شده تعدیل نموده باشند، بازده غیر عادی این شرکت‏ها در مقایسه با شرکت‏های گروه کنترل تفاوت معناداری خواهد داشت.
کاسیزنک و مک‏نیکلاس (2002) نشان دادند شرکت‏های با سود غیر منتظره مثبت در فصل‏های بعدی ارزش بازار بالاتری به دست آورده‏اند. این ارزش بالاتر حتی برای شرکت‏هایی که به شکل سیستماتیک و نه با اتکا به عملکرد واقعی خود توانسته اند پیشبینی تحلیل‏گران را محقق سازند نیز قابل مشاهده است. همچنین، تحقق سود پیش‏بینی شده توسط تحلیل‏گران موجب نمی‏شود که انتظارات سرمایه‏گذاران و تحلیل‏گران افزایش یابد. به عبارت دیگر، با تحقق سود پیشبینی شده در سال جاری، انتظارات سرمایه‏گذاران برای محقق ساختن سطح بالاتری از سود در سال آینده به وجود نمی‏آید.
براگستلر و ایمس (2006) توزیع سود غیرمنتظره سالانه را بررسی کردند و دریافتند که مدیران شرکت‏ ها برای به دست آوردن سود غیر منتظره مثبت و یا اجتناب از سود غیر منتظره منفی، از هر دوی مدیریت سود از طریق اقلام تعهدی اختیاری و همچنین پیش‏بینی سود کاهشی بهره گرفته‏اند. این یافته‏ها سازگار با تحقیقاتی است که به بررسی انگیزه مدیران جهت اجتناب از گزارش سود غیر منتظره منفی پرداخته‏اند.
براگستلر (2011)، نشان داد که شرکت‏های مستعد مدیریت سود، یعنی شرکت‏هایی که از انگیزه لازم برای مدیریت سود برخوردارند، در مراحل اولیه اقدام به مدیریت سود از طریق اقلام تعهدی اختیاری می‏نمایند. با متورم شدن ترازنامه این شرکت‏ها به سبب انباشت اقلام تعهدی در ترازنامه، در مراحل بعدی مدیریت این شرکت‏ها مدیریت سود از طریق فعالیت‏های واقعی را جایگزین مدیریت سود از طریق اقلام تعهدی اختیاری می‏نماید.
هو و همکاران (2012) نشان دادند شرکت‏هایی که ترازنامه متورم‏تری دارند در مقایسه با سایر شرکت‏ها با احتمال بیشتری اقدام به پیش‏بینی سود کاهشی می‏نمایند. همچنین این شرکت‏ها با احتمال بیشتری اقدام به مدیریت سود واقعی افزایشی می‏نمایند که این کار را از طریق افزایش غیر عادی در هزینه‏های تولیدی و کاهش غیر عادی در مخارج اختیاری انجام می‏دهند.
دویل و همکاران (2013) نشان دادند که شرکت‏ها در زمانی که نتوانند از طریق اقلام تعهدی اختیاری، فعالیت‏های واقعی و مدیریت انتظارات سرمایه‏گذاران، از سود غیرمنتظره منفی اجتناب کنند، تلاش می‏کنند تا از طریق روش‏هایی که بر اساس اصول پذیرفته شده حسابداری مجاز نیستند، هزینه‏ها را کاهش داده و سود پیش‏بینی شده را محقق سازند. این محققان نشان دادند هزینه‏های مرتبط با بکارگیری بیش از حد اقلام تعهدی اختیاری برای مدیریت سود افزایشی باعث خواهد شد تا مدیران این شرکت‏ها اقدام به جایگزینی مدیریت سود واقعی جهت افزایش سود و اجتناب از سود غیر منتظره منفی بنمایند.
2-5-2 پیشینه تحقیقات داخلی
بررسی ادبیات تحقیق در داخل کشور نشان می‏دهد که هیچ یک از پژوهش‏های صورت گرفته به صورت مستقیم به موضوع تحقیق حاضر نپرداخته‏اند. در ادامه برخی از تحقیقات داخلی که بیشترین نزدیکی با موضوع تحقیق را دارا بوده و به شناخت محیط داخلی کمک می‏کند ارائه شده‏اند.
حیدرپور و خواجه محمود (1393) شرکت هایی که تصویر واضحی از آینده خود ارائه نموده اند، در بازار سهام مقبولیت بیشتری دارند. یکی از طرق ترسیم چنین تصویری برای سهامداران، افشای پیش‏بینی سود هر سهم می باشد. انتشار این اطلاعات به بازار سرمایه اطمینان می دهد که شرکت در ارائه اطلاعات، بی طرفانه عمل نماید. این تحقیق به بررسی ارتباط پیش‏بینی سود توسط مدیریت با ارزش و ریسک شرکت می پردازد. نتایج حاصل از آزمون های رگرسیونی نشان داد که پیش‏بینی سود هر سهم منتشر شده از جانب شرکت بطور بالقوه مورد توجه بازار سرمایه می باشد و فعالان این بازار، ارقام مذکور را در مدل های تصمیم گیری برای آینده به منظور سرمایه گذاری لحاظ می نمایند. شواهد ارائه شده توسط این محققان به صورت ضمنی حکایت از انگیزه بالای مدیران برای اجتناب از بروز سود غیر منتظره منفی دارد.
سعیدی و همکاران (1392). به بررسي تاثير مديريت سود از طريق دستکاري فعاليت‏هاي واقعي بر عملکرد آتي شرکت هاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند. این مطالعه بر روي 123 شرکت طي يک دوره 9 ساله انجام شده و از معيارهاي ارائه شده توسط کوهن و زاروين (2010) برای اندازه‏گیری مديريت سود واقعي و همچنين جريان هاي نقد عملياتي آتي و سود عملياتي آتي به عنوان معيار عملکرد آتي استفاده شده است. نتايج نشان مي‏دهد که بين معيارهاي مديريت سود واقعي با عملکرد آتي رابطه معکوس و معني‏داري وجود دارد. به عبارت ديگر از اين نتايج مي‏توان استنباط کرد که دستکاري فعاليت‏هاي واقعي در دوره جاري، سبب کاهش عملکرد آتي شرکت مي‏شود.
فخاری و عدیلی (1391). درصدد برآمدند تا ارتباط بين جريان هاي نقدي آزاد و مديريت سود از طريق دستکاري فعاليت‏هاي واقعي را مطالعه کنند. مديريت سود از طريق فعاليت هاي واقعي به دليل اثر مستقيم بر جريان هاي نقدي و ارزش بلندمدت شرکت، يکي از موضوع هاي بحث برانگيز در حوزه حسابداري به شمار مي رود. جريان هاي نقدي آزاد اين فرصت را براي مديران فراهم مي آورد تا در شرکت هاي با فرصت هاي رشد پايين، در پروژه هاي کم بازده سرمايه گذاري کرده، و به منظور پنهان نگه داشتن اثر منفي چنين سرمايه‏گذاري هايي اقدام به دستکاري سود کنند. نتايج پژوهش حاکي از آن است که بين جريان‏هاي نقدي آزاد شرکت‏هاي با رشد پايين و معيارهاي مديريت سود مبتني بر فعاليت هاي واقعي (جريان نقدي غيرعادي، توليد غيرعادي و هزينه هاي اختياري غيرعادي) رابطه مثبت معناداري وجود دارد.
مهام و ذوالقدر (1391). هدف از اجرای این تحقیق، بررسی رابطه میان مدیریت ادراک سرمایه گذاران از طریق سود پیش‏بینی شده توسط مدیریت و مدیریت سود با استفاده از روش‏های مدیریت اقلام تعهدی اختیاری و مدیریت سود واقعی است. برای محاسبه اقلام تعهدی اختیاری، از مدل تعدیل شده جونز و به منظور محاسبه مدیریت سود واقعی، از سه روش تسریع زمان‏بندی فروش، سطح غیر عادی تولید و کاهش غیر عادی هزینه‏های اختیاری استفاده شد. نتایج تحقیق نشان می‏دهد چنانچه مدیران به سودهای هدف دست نیابند و همچنین در مدیریت سود با محدودیت‏هایی مواجه شوند، اقدام به گزارش سود پیش‏بینی‏شده تهاجمی می‌کنند. به علاوه، نتایج تحقیق نشان می‏دهد در شرکت‏هایی که میزان اقلام تعهدی زیاد است، سود پیش‏بینی شده توسط مدیریت، ارتباط ارزشی بیشتری در مقایسه با سود حسابداری ندارد. این نتیجه گیری، در مورد شرکت‏هایی که مدیریت سود واقعی بیشتری را بکار گرفته‏اند نیز صادق است.
رحمانی و همکاران (1391) به بررسی اثر انتشار پیش‏بینی سود بر ضریب واکنش سود آینده پرداختند. پیش‏بینی سود توسط مدیران و خصوصیات آن، نشانه ای از ارائه اطلاعات خصوصی مدیران و تایید ادعاهای آنها است. این علامت به سرمایه‏گذاران کمک می‏کند تا رابطه بین پیش‏بینی مدیر و سود آینده را بهتر درک نمایند و درنتیجه اوراق بهادار را به درستی قیمت گذاری کنند. هدف این مقاله بررسی این موضوع است که آیا انتشار پیش‌بینی مدیران و خصوصیات این پیش‏بینی بر رابطه بین بازده و سود آینده اثر می‏گذارد. هرچه خصوصیات پیش‏بینی بهتر باشد، توانایی سرمایه گذاران برای پیش‏بینی سود آینده بیشتر می‏شود و محتوای اطلاعاتی قیمت سهام در مورد سود آینده را افزایش می‏دهد در نتیجه ضریب واکنش سود آینده بیشتر می‏شود. این پژوهش در راستای تحقیقات گلب و زاروئین (2002)، توکر و زاروئین (2006) و چو و همکاران (2008) می‏باشد. نتایج تحقیق



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید