دانشگاه آزاد اسلامیواحد رشت
پايان‌نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد(M.A)
رشته جغرافیا و برنامه ریزی شهری
عنوان:
ارزیابی نقش مشارکتهای مردمی در توسعه شهری (مطالعه موردی منطقه 4 اردبیل)
استاد راهنما:
دکتر اکبر معتمدی مهر
استاد مشاور:
دکتر حسین نظم فر
نگارش:
اکبر حاجی اسداله بزاز
تابستان 1392
سپاسگزاری:
پروردگارا تو را شاکرم به خاطر قدرت تفکر و تعقل که بر بنده ی حقیر عطا فرمودی تا این پروژه تحقیقاتی را با لطف و عنایت تو به پایان برسانم و اینک بر خود وظیفه می دانم از تمام کسانی که در این امر ما یاری فرموده اند تشکر و قدردانی نمایم.
از زحمات استاد گرانقدرم جناب آقای دکتر اکبر معتمدی مهر که راهنمایی این پروژه تحقیقاتی را بر عهده داشتند صمیمانه و مخلصانه تقدیر و تشکر می نمایم و باعث افتخار هر دانشجویی می باشد که از راهنمایی علمی و پژوهشی ایشان در امر تحقیق بهره مند گردد.
از استاد عالیقدرم حسین نظم فر که زحمت مشاوره این تحقیق را متقبل شدند نهایت سپاس و قدردانی را دارم و مفتخرم به اینکه از نصایح و راهنمایی ایشان در این پروژه بهره مند شدم.
و همچنین لازم است از زحمات اساتید محترم جناب آقای دکتر حسن پور که زحمات مطالعه و داوری این پایان نامه را تقبل فرمودند نهایت سپاس و تشکر را دارم
و در پایان، از تمام کسانی که بنده را در این امر یاری فرمودند کمال تشکر و قدردانی را دارم.
چکیده:
تحقیق حاضر به بررسی نقش مشارکتهای مردمی در توسعه شهراردبیل می پردازد. پس از مرور ادبیات نظری و تحقیقات انجام شده در رابطه با موضوع فرضیات تحقیق به شرح زیر تدوین گردید.
بین مشارکتهای مردمی و توسعه خدمات شهری رابطه معنی دار وجود دارد
بین مشارکتهای مردمی و عمران شهری رابطه معنی دار وجود دارد
بین مشارکتهای مردمی و توسعه فرهنگی و اجتماعی رابطه معنی دار وجود دارد
بین مشارکتهای مردمی و توسعه زیست محیطی رابطه معنی دار وجود دارد
جامعه آماری این پژوهش را خانوارهای منطقه چهار شهر اردبیل تشکیل می دهند که تعداد آنها 20259 نفر میباشد که با استفاده از فرمول نمونه گیری کوکران تعداد 320 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند.
شیوه نمونه گیری تصادفی ساده و ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه می باشد. در تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم افزار spss و آزمون ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است.
نتایج به دست آمده نشان می دهد مشارکت های مردمی رابطه مستقیم با توسعه شهری دارد. به عبارت دیگر هر چه میزان مشارکت شهروندان بیشتر باشد تحقق توسعه شهری محتمل تر خواهد بود. نتایج به دست آمده نشان می دهد که در سطح 95 درصد اطمینان می توان گفت بین مشارکت های مردمی و توسعه شهری رابطه وجود دارد. علاوه بر این یافته های تحقیق نشان می دهد مشارکت مردمی با ابعاد مختلف توسعه شهری نیز رابطه مثبت دارد. مشارکت شهروندان در اداره امور شهر در توسعه عمران شهری، توسعه خدمات شهری، توسعه زیست محیطی و توسعه فرهنگی و اجتماعی تاثیرگذار است.
کلمات کلیدی:
توسعه شهری- مشارکت مردمی- توسعه عمران شهری- توسعه خدمات شهری- توسعه زیست محیطی- توسعه فرهنگی و اجتماعی.
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول: کلیات تحقیق
1-1- بيان مسأله:2
1-2- سوالات تحقیق:5
1-3- فرضیه های تحقیق:5
1-4- اهداف تحقیق:5
1-5- نوع روش تحقيق :6
1-6- جامعه آماری:6
1-7- حجم نمونه و شیوه برآورد آن:7
1-8- روش نمونه گیری7
1-9- ابزار گردآوری اطلاعا ت7
1-10- روش تجزيه و تحليل اطلاعات:8
1-11- پایایی و روایی:8
1-12- مفاهیم و واژه های تحقیق:11
1-13- موانع و مشکلات تحقیق:13
فصل دوم: مبانی نظری تحقیق
2-1- بررسی تحقیقات انجام شده:15
2-2- مبانی نظری:22
2-2-1- توسعه:22
2-2-2- مفهوم توسعه:23
2-2-3- سیر تاریخي مفهوم توسعه:25
2-2-4- توسعه از منظر صاحب نظران:27
2-2-4-1- رستو:27
2-2-4-2- دادلی سیرز:27
2-2-4-3- مایکل تودارو:28
2-2-5- توسعه شهری:29
2-3- مشارکت:30
2-3-1- مفهوم و معناي مشاركت30
2-3-2- تاریخچه مشارکت:33
2-3-3- طبقه بندي الگو هاي مشاركت:37
2-3-4- سطوح و تكنيك هاي مشاركت41
2-3-5- مراحل مشاركت43
2-3-6- اشكال مشاركت:44
2-3-7- گونه هاي مشاركت شهروندان:46
2-3-8- مراحل تحول تاريخي مشاركت49
2-3-9- الگوهاي مشاركتي تجربه شده در دو دهه اخير50
2-3-10- مزایای مشارکت52
2-3-11- موانع مشارکت:53
2-3-12- ابعاد نظری مشارکت:55
2-3-12-1- پارادایم واقعیت اجتماعی:55
2-3-12-2- پارادایم تعریف اجتماعی:56
2-3-12-3- پارادایم رفتار اجتماعی:56
2-3-12-3- پارادایم ترکیبی:57
2-3- 13- نظریه های مشارکت پذیری:58
2-3-13-1- نظریه هانتیگتون ونلسون:58
2-3-13-2- نظریه مشاركتي جان ترنر:59
2-3-13-3- نظریه مشاركتي جیمز میجلي:61
2-3-13-4- نظریه مشاركتي اسكات دیوید سون:62
2-3-13-5- نظریه مشاركتي دیوید دریسكل:63
2-3-14- ﻣﺸﺎرﮐﺖ ﻣﺮدﻣﯽ در ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰي و توسعه ﺷﻬﺮی:64
2-3-15- جمع بندی:68
2-3-16- مدل مفهومی تحقیق:69
فصل سوم: ویژگی های جغرافیایی محدوده مورد مطالعه
3-1- موقعیت جغرافیایی استان اردبیل:71
3-2- موقعیت جغرافیایی شهر اردبیل72
3-3- وضع کمی و کیفی کالبدی شهر اردبیل75
3-3-1- آموزشی:75
3-3-1-1- کودکستان:75
3-3-1-2- دبستان:76
3-3-1-3- راهنمایی:77
3-3-1-4- دبیرستان:78
3-3-1-5- آموزش عالی:79
3-3-2- بهداشت و درمانی:79
3-3-3- مذهبی:80
3-3-4- فرهنگی:81
3-3-5- ورزشی:81
3-3-6- فضای سبز:82
3-3-7- اداری:83
3-3-8- تاسیسات و تجهیزات شهری:84
3-3-9- تجاری:84
3-3-10- حمل و نقل:85
3-4- وضع کمی و کیفی کالبدی شهر اردبیل85
فصل چهارم: نتایج و یافته های تحقیق
4-1- يافته هاي توصيفي:88
4-1-1- خصوصيات فردي جمعيت نمونه:88
4-1-2- توصیف وضعیت مشارکت شهروندان89
4-1-2- توصیف وضعیت توسعه شهری96
فصل پنجم: آزمون فرضیه ها، نتیجه گیری و پیشنهادات
5-1- آزمون فرضیات:103
5-1-1- آزمون فرضیه اصلی تحقیق:103
5-1-2- آزمون فرضیه اول:104
5-1-3- آزمون فرضیه دوم:105
5-1-4- آزمون فرضیه سوم:105
5-1-5- آزمون فرضیه چهارم:106
5-2- نتیجه گیری:108
5-3- پیشنهادات:111
5-3-1- پیشنهادهای کاربردی:111
5-3-2- پیشنهاد برای تحقیقات آتی:112
منابع:113
ضمائم:114
1-1- بيان مسأله:
ﺷﻬﺮ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﭘﺪﻳﺪه اي ﭘﻴﭽﻴـﺪه و ﭘﻮﻳﺎﺳـﺖ ﻛـﻪ در ﮔﺬر زﻣﺎن ﻫﻤﻮاره دﭼﺎر ﺗﺤﻮﻻﺗﻲ ﻛﺎﻟﺒـﺪي، اﺟﺘﻤـﺎﻋﻲ، اﻗﺘﺼﺎدي و ﺣﺘﻲ ﺳﻴﺎﺳﻲ و ﻓﺮﻫﻨﮕـﻲ ﻣـﻲﺷـﻮد. ﭼﻨـﻴﻦ ﺗﺤﻮﻻت وﺳﻴﻌﻲ ﻣﺘﺄﺛﺮ از رﺷﺪ ﮔﺴﺘﺮده ﺟﻤﻌﻴﺖ ﺷﻬﺮي اﺳــﺖ؛ ﭼﻨﺎﻧﻜــﻪ ﺑﻌــﺪ از ﺟﻨــﮓ ﺟﻬــﺎﻧﻲ دوم، ﻳﻜــﻲ از ﻣﻬﻤﺘﺮﻳﻦ ﻣﺸﻜﻼت ﺑـﻪ وﺟـﻮد آﻣـﺪه در ﻛﺸـﻮرﻫﺎي در ﺣــﺎل ﺗﻮﺳــﻌﻪ، رﺷــﺪ و ﺗﻮﺳــﻌﻪ ﺷــﺘﺎﺑﺎن و ﻧــﺎﻫﻤﮕﻮن ﺷﻬﺮﻧﺸﻴﻨﻲ ﺑـﻮده اﺳـﺖ. ﭘﻴﺎﻣـﺪ ﭼﻨـﻴﻦ رﺷـﺪ اﻧﻔﺠـﺎري ﺟﻤﻌﻴﺖ ﺷﻬﺮﻧﺸﻴﻦ، ﺑﻪ ﭘﻴـﺪاﻳﺶ اﭘﻴـﺪﻣﻲ ﮔﺴـﺘﺮده ﻓﻘـﺮ ﺷﻬﺮي ﻣﻨﺠﺮﮔﺮدﻳﺪه اﺳﺖ. در ﺑﺴـﻴﺎري ﻣـﻮارد، ﻇﻬـﻮر ﭼﻨﻴﻦ ﭘﺪﻳﺪهاي در ﻧﺘﻴﺠﻪ ﻣﻬﺎﺟﺮت ﮔﺴﺘﺮده روﺳـﺘﺎﻳﻲ و ﻳﺎ ﺣﺘﻲ ﺷﻬﺮﻫﺎي ﻛﻮﭼﻚ و ﻣﺘﻮﺳﻂ ﺑﻪ ﻛﻼﻧﺸﻬﺮﻫﺎ ﺑﻮده اﺳــﺖ. ﺑﻨــﺎﺑﺮاﻳﻦ، در ﻧﺘﻴﺠــﻪ ﭼﻨــﻴﻦ رﺷــﺪ ﻧﺎﺑﻬﻨﮕــﺎﻣﻲ، ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺷﻬﺮي ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﻓﻘﺪان ﻣﻨﺎﺑﻊ و زﻣﺎن ﻻزم ﺑﺮاي ﭘﺎﺳــﺨﮕﻮﻳﻲ ﺑــﻪ ﻧﻴﺎزﻫــﺎي ﻓﺰاﻳﻨــﺪه ﺷــﻬﺮوﻧﺪان، دﭼــﺎر ﻣﻌﻀﻠﻲ ﮔﺮدﻳﺪه ﻛﻪ رﻫﺎﻳﻲ از آن را ﺗﻨﻬـﺎ در ﭼـﺎرﭼﻮب راهﺣﻞﻫﺎي ﻧﻮﻳﻦ ﻣﻲﺗﻮان ﺟﺴﺘﺠﻮ ﻛﺮد. ﻃـﺮح ﻣﻔـﺎﻫﻴﻢ ﻧﻮﻳﻨﻲ ﭼﻮن ﺗﻮاﻧﻤﻨﺪﺳﺎزي، ﻣﺸﺎرﻛﺖ، ﺣﻜﻤﺮاﻧﻲ ﺧـﻮب ﺷﻬﺮي، ﺗﻮﺳﻌﻪ ﭘﺎﻳﺪار، رﻗﺎﺑﺘﻲ ﻧﻤـﻮدن ﺷـﻬﺮﻫﺎ، ﺑﺮﻧﺎﻣـﻪرﻳﺰي اﺳﺘﺮاﺗﮋﻳﻚ، ﺑﺮﻧﺎﻣـﻪرﻳـﺰي ﻣﺤﻠـﻪﻣﺤـﻮر و ﻏﻴـﺮه، ﻧﺸﺎن دﻫﻨﺪة ﻣﻮﺟﻲ ﻧﻮﻳﻦ در ﺗﻔﻜﺮ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪرﻳـﺰي ﺷـﻬﺮي اﺳﺖ. در اﻳﻦ ﻣﻴﺎن، ﻓﺮآﻳﻨـﺪ اﺳـﺘﺮاﺗﮋي ﺗﻮﺳـﻌﻪ ﺷـﻬﺮي مشارﻛﺖ در ﮔﺮوهﻫﺎ، اﻧﺠﻤﻦﻫﺎ، ﻧﻬﺎدﻫﺎ و ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫـﺎي اﺟﺘﻤـﺎﻋﻲ از ﺷـﺎﺧﺺ ﻫـﺎي ﻣﻬـﻢ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻓﺮض ﺷﺪه اﺳﺖ.
در واقع اصل مشارکت در برنامه ريزي توسعه همزمان با تکامل و اصلاح نگرش به مفهوم توسعه جايگاه بيشتري يافته است. به عبارت ديگر، تأکيد بر اصل مشارکت در برنامه ريزي از اين جهت است که توسعه بيش از همه بر انگيزش و يادگيري نيازمند است و در بهبود و کفايت مستمر توانايي هاي دروني تجلي مي يابد بر همين اساس برنامه ريزي توسعه به طور جدي به دموکراسي در اهداف و روشها وابسته خواهد بود. برنامه هاي ملي، مسئوليت مشترک سازمانها و نهادهايي است که بر همديگر تأثير مي گذارند و از سوي ديگر هر چه مشارکت مردم عادي و گروههاي ذينفع از قبيل نهادهاي صنفي يا احزاب سياسي در تهيه و اجراي برنامه ها افزايش يابد برنامه ريزي آنها معنادارتر است. بر اين اساس نظام برنامه ريزي توسعه بايد به گونه اي طراحي شود که حجم گسترده اي از مشارکت را در کليه سطوح داشته باشد. مشارکت مورد نظر تنها به دوره طراحي برنامه مربوط نمي شود بلکه همه مراحل مطالعات، هدفگذاري، سياستگذاري، ارزيابي، تأمين منابع، اجرا، نظارت و ارزشيابي را در بر مي گيرد (مرکز تحقيقات ايران،1381: 29).
موسسه تحقیقاتی ملل متحد برای توسعه اجتماعی مشارکت را «کوششهای سازمان یافته برای افزایش کنترل بر منابع و نهادهای نظم دهنده در شرایط اجتماعی معین از سوی برخی از گروه ها وجنبش هایی که تا کنون ازحیطه اعمال چنین کنترلی محروم ومستثنی بوده اند» تعریف می کند (غفاری، 1380: 37). بر مبنای این تعریف توانمندسازی گروههای محروم و جدا افتاده برای ورود آنها به فرایند مشارکت در تصمیم سازی و نظارت بر امور مربوط به خود، از اهمیت بالایی برخوردار می باشد. مجید رهنما با رویکردی توسعه ای ورود مردم به عرصه تصمیم سازی وکنترل را مستلزم توجه به پیش فرضهای «مشارکت مردمی» شامل :غلبه بر موانع موجود در مسیر مشارکت مردم در توسعه، ترجیح راهبرد مشارکت بر سایر راهبردهای توسعه وامکان سازمان یابی مردم درجهت تامین مقاصد خویش می داند (رهنما، 1381: 121و122).
باتوجه به تغییر مفهوم توسعه و راهبردهای اساسی آن درنیم قرن گذشته اگر تغییری در محوریت توسعه لازم باشد، روشن است که باید دیدگاه صاحب نظران و اندیشمندان از دریچه محدود اقتصادی وتاکید صرف به سرمایه وکارایی به سمت تعیین این مساله سوق یابد که این تغییرات چگونه می تواند دراندیشه ها موثر افتند. جریان مشارکت که محور آن را احساس تعلق وگفتگوی آزاد وگسترده تشکیل می دهد، می تواند دراین راه نقش موثری ایفا کند. البته مفهوم مشارکت دراین حد خلاصه نمی شود و به تصمیم گیریهای دولت درسطوح ملی و بازارهای کار وسرمایه نیز گسترش می یابد. نکته حائز اهمیت دراین نوع برداشت ازمفهوم مشارکت وارتباط آن با توسعه این است که در توسعه همه جانبه، مشارکت تنها به رای دادن خلاصه نمی شود بلکه فراتر از آن، مشارکت باید شرایط گفتگوی آزاد و شرکت فعال در فعالیتهای اجتماعی را برای عموم مردم فراهم سازد، ازطرفی مشارکت نیازمند موقعیتی است که افراد بتوانند در تصمیم هایی که در سرنوشت آن ها موثر است تاثیرگذار باشد. مشارکت به طورعام موجب افزایش کارایی برنامه های توسعه می شود وکیفیت تصمیم گیریها را بالا می برد و دولتها راتشویق می کند تا با قدرت و توان بیشتری به سازماندهی ساختارهای نامتمرکز بپردازند. دیدگاه مشارکت فعالانه مردم، کوشش می کند تا فرایند برنامه ریزی واجرای موثر تغییرات قابل قبول را بهبود بخشد و از خطرات و تهدیدات احتمالی آنها بکاهد. اگرجریان مشارکت به نحومطلوبی مورد توجه قرار گیرد موجب سازگاری بیشتر برنامه ها وسیاستهای اتخاذ شده با شرایط اجتماعی می شود، بدین ترتیب بسترمناسبی برای ایجاد فضاهای فرهنگی و روانی برای اجرای سیاستهای مختلف فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی بوجود می آید.
براساس آنچه گفته شد، این تحقیق به دنبال آن است که نقش مشارکتهای مردمی را در توسعه شهر اردبیل بررسی نموده تا از این طریق راههای استفاده بهتر از عنصر مشارکت شهروندان در ایجاد و توسعه شهری را مشخص و معرفی نماید. با توجه به مباحث فوق اهتمام اساسی این تحقیق پاسخ به این سوال است، که نقش مشارکتهای مردمی در توسعه منطقه چهار شهر اردیبل چگونه است؟
1-2- سوالات تحقیق:
مشارکتهای مردمی چه تاثیری در توسعه خدمات شهری دارد؟
بین مشارکتهای مردمی چه تاثیری در عمران شهری دارد؟
بین مشارکتهای مردمی چه تاثیری در توسعه فرهنگی و اجتماعی دارد؟
بین مشارکتهای مردمی چه تاثیری در توسعه زیست محیطی دارد؟
1-3- فرضیه های تحقیق:
بین مشارکتهای مردمی و توسعه خدمات شهری رابطه معنی دار وجود دارد
بین مشارکتهای مردمی و عمران شهری رابطه معنی دار وجود دارد
بین مشارکتهای مردمی و توسعه فرهنگی و اجتماعی رابطه معنی دار وجود دارد
بین مشارکتهای مردمی و توسعه زیست محیطی رابطه معنی دار وجود دارد
1-4- اهداف تحقیق:
1- بررسی وضعیت مشارکتهای مردمی در منطقه چهار اردبیل
بررسی چگونگی تاثیر مشارکتهای مردمی در توسعه شهری
ارائه راهکارهایی جهت بهره مندی شهرداری از مشارکتهای مردمی
1-5- نوع روش تحقيق :
از اصطلاح روش تحقیق معانی خاص و متمایزی در متون علمی استنباط می شود که یکی از تعاریف جامع بصورت زیر می باشد :
روش تحقیق مجموعه ای از قواعد ، ابزار و راه های معتبر(قابل اطمینان) و نظام یافته برای بررســـی واقعیت ها ، کشف مجهولات و دستیابی به راه حل مشکلات است. (خاکی ، 1382: 122)
با هر تحقیق ، تلاشی سیستماتیک و روشمند به منظور دست یافتن به پاسخ یک پرسش یا راه حلی برای یک مساله است. که بر این اساس تحقیقات صورت گرفته را براساس هدف از انجام تحقیق می توان طبقه بندی نمود. این تحقیق بر مبنای هدف جزء تحقیقات کاربردی می باشد.
طبقه بندی دیگر برای تحقیقات انجام گرفته ، برحسب روش انجام تحقیق می باشد که تحقیق حاضر به روش تحقیق همبستگی انجام می گیرد. در تحقیق همبستگی هدف اصلی آن است که مشخص شود آیا رابطه ی بین دو یا چند نفر متغیر وجود دارد و اگر این رابطه وجود دارد اندازه و حد آن چقدر است. (خاکی ، 1382: 124) در این روش همبستگی دو متغیر اصلی تحقیق یعنی مشارکتهای مردمی (به عنوان متغیر مستقل) و توسعه شهری(به عنوان متغیر وابسته) مشخص می گردد.
1-6- جامعه آماری:
جامعه آماری این پژوهش را خانوارهای منطقه چهار شهر اردبیل تشکیل می دهند که تعداد آنها 20259 خانوار میباشد.
1-7- حجم نمونه و شیوه برآورد آن:
براي تعيين حجم نمونه بايد دو عامل اساسي را مد نظر قرار داد: درجه دقت مورد نظر براي نمونه و ميزان تغيير در جمعيت نمونه بر حسب خصوصيات اصلي مورد مطالعه (دواس، 1383: 78). در تحقيق حاضر، دقت احتمالي را 05/d= در نظر گرفته‌ايم، مقدار z نيز با 95 درصد احتمال صحت برابر با 69/1 مي شود. با توجه به بررسی های اولیه و نتایج پیش آزمون مقدار p برابر با 70/0 و مقدار q برابر با 30/0 میباشد که با گذاشتن مقدار اعداد فوق در فرمول کوکران، حجم نمونه برابر با 320 نفر به دست می آید.

n=
N= 20259
z= 96/1
d=05/0
P=70/0
q=30/0
1-8- روش نمونه گیری
برای این که تمام جمعیت آماری شانس برابر جهت انتخاب شدن در نمونه داشته باشند از شیوه نمونه گیری به شیوه تصادفی ساده استفاده می شود.
1-9- ابزار گردآوری اطلاعا ت
اطلاعات مورد نیاز به شیوه میدانی و با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته گردآوری می شود.
به دلیل نوع تحقیق و همچنین گستردگی جامعه آماری و به تبع آن پیچیدگی نمونه آماری و برای دسترسی سریع تر به نظرات پرسش شوندگان بهترین روش جمع آوری داده ها در این تحقیق پرسشنامه در نظر گرفته شد. به منظور دستیابی به نتایج مورد نظر و انجام شایسته روش تحقیق از روش های زیر استفاده گردید:
1-مطالعات کتابخانه ای: جهت تدوین مبانی، تعاریف و مفاهیم نظری از منابع کتابخــانه ای استفاده شد که مهم ترین و مفیدترین مبنع موتورهای جستجو در اینترنت، بانک ها و منابع اطـلاعاتی و کتابخانه ای دانشگاه های کشور بوده است.
2-تحقیقاتی میدانی: به منظور جمع آوری اطلاعات مورد نظر و سنجش متغیر های تحقیق، از پرسشنامه استفاده شده است.
1-10- روش تجزيه و تحليل اطلاعات:
در تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم افزار spss استفاده شده است. با توجه به سطح سنجش متغیرهای از آزمون های مناسب از جمله آزمون ضریب همبستگی پیرسون استفاده می شود.
1-11- پایایی و روایی:
الف) روایی/ اعتبار : مقصود از روایی آن است که وسیله اندازه گیری ، بتواند خصیصه و ویژگی مورد نظر را اندازه بگیرد .( خاکی ، 1382: 131)
روایی اصطلاحی است که به هدفی که آزمون برای تحقق بخشیدن به آن درست شده است اشــاره می کند (دانايي فرد و همكاران،1387) در آزمون روایی، هدف آن است که به مشکلات و ابهام های احتمالی موجود در عبارت بندی سئوال و ساختار پرسشنامه و مواردی از این قبیل پی برد. نخست جهت روایی صوری پرسشنامه و صحت و سقم سئوالات پرسشنامه، نظر اساتيد راهنما و مشاور اخذ و سپس در بین تعدادی از شهروندان توزيع و پس از اطمینان از نتایج بدست آمده ، پرسشنامه در جامعه آماری پژوهش توزیع شد.
ب) پایایی:
پایایی، ثبات و هماهنگی پاسخ ها در ابزار اندازه گیری را نشان می دهد و به ارزیابی درستی و خوب بودن ابزار اندازه گیری کمک می کند(دانایی فرد و همکاران، 1387) يعنی آزمون هایی که از آنها برای انجام تحقیق استفاده می شود، باید در هر بار استفاده نتاج یکسان و قابل اعتمادی داشته باشد. برای تعیین و محاسبه ضریب پایایی ، تکنیک های متعددی وجود دارد:
تکرار آزمون (باز آزمایی) روش معادل سازی (موازی و همتا) روش تنصیف (دو نیم کردن پرسشنامه و محاسبه همبستگی نمرات دو دسته ) کودر ریچاردسون اشاره کرد که معروفترین آن ها روش آلفــای کرونباخ می باشد.
در این تحقیق، پایايی پرسشنامه یا قابلیت اعتماد با استفاده از روش اندازه گیری آلفای کرونباخ محاسبه شد. آلفاي كرونباخ يكي از روشهاي محاسبه قابليت اعتماد پرسشنامه است. اين روش براي محاسبه هماهنگي دروني ابزار اندازه گيري از جمله پرسشنامه ها يا آزمون هايي كه خصيصه هاي مختلف را اندازه گيري مي كند، به كار مي رود. براي محاسبه ضريب آلفاي كرونباخ ابتدا بايد واريانس نمره هاي هر زير مجموعه سئوال هاي پرسشنامه (يا آزمون) و واريانس كل را محاسبه كرد. سپس با استفاده از فرمول زير مقدار ضريب آلفا را بدست آورد.
r_a= J/(J-1) (1-(∑▒S_(j^2 ) )/S^2 )
J :تعداد زير مجموعه سئوال هاي پرسشنامه يا آزمون
S :واريانس كل آزمون
:S_jواريانس زير آزمون j ام (سرمد و همكاران، 1383).
معمولا دامنه ضریب اعتمادی آلفای کرونباخ در spss از صفر (0)به معنای عدم پایداری ، تا مثبت یک(1+( به معنای پایانی کامل قرار می گیرد. و هرچه مقدار بدست آمده به عدد مثبت نزدیکتر باشد قابلیت اعتماد پرسشنامه بیشتر می شود.
میزان آلفای متغیرهای تحقیق پس از انجام پیش آزمون بر روی 50 نفر از نمونه آماری در spss به شرح جدول زیر می باشد:
الف) مشارکت های مردمی:
متغیرشاخص هاآلفای کرون باخبعد ذهنی مشارکتاين كه مردم محل در يك جا جمع مي شوند و در مورد مسائل و مشكلات محله شان بحث و گفتگو مي كنند، دردي را دوا نمي كند.
82/0اگر انتخاباتي در سطح محلي براي حل مشكلات محله برگزار شود، حاضر هستم در آن انتخابات كانديدا شوم.هر شهروند وظيفه دارد بخش كوچكي از درآمدش را به صورت ماليات براي حل مشكلات محل زندگياش هزينه كند.كلاً در جامعه ما كارهاي انفرادي بهتر نتيجه بخش است.وقتي هيچ كس كاري نمي كند، به من چه مربوط كه بخواهم به فكر دست اندازها يا چاله و چوله هاي محله مان باشم.
متغیرشاخص هاآلفای کرون باخبعد عینی مشارکتانجمن و اولیاء
91/0سازمان های غیر دولتیانجمن های خیریههیات های مذهبیانجمن های ورزشیگروه های علمیگروه های امدادیکمک در تامین هزینه های آسفالت محلههمکاری در زیباسازی محلههمکاری در نگهداری از فضای سبزب) توسعه شهری:
متغیرشاخصگویهآلفای کرون باختوسعه شهریعمران شهریآسفات کوچه ها و خیابان ها83/0کیفیت آسفالت هاکیفیت راه هااحیای بافت فرسودهایجاد و گسترش فضاهای ورزشینگهداری از بناهای تاریخیخدمات شهریتوسعه حمل و نقل عمومی89/0شسشوی معابر و خیابان هاتوسعه درمانگاه ها و داروخانه هاتفکیک و بازیافت زباله هابرف روبی خیابان هاجمع آوری به موقع زباله ها از محله هافرهنگی – اجتماعیگسترش کتابخانه ها85/0گسترش اماکن تفریحی از قبیل پارکهاایجاد فرهنگسراهازیست محیطیگسترش فضاهای سبز82/0مراقبت بهینه از فضاهای سبزایجاد و گسترش پارکهادرختکاری و نگهداری از آنها
1-12- مفاهیم و واژه های تحقیق:
مفاهیم و متغیرهای اصلی این تحقیق عبارت است از مشارکت که متغیر مستقل پژوهش است و توسعه شهری که متغیر وابسته است. در ادامه تعریف هر یک از متغیرهای فوق پرداخته می آید.
توسعه:
امروزه توسعه به معنای رشد تدریجي در جهت پیشرفته ترشدن، قدرتمندترشدن و حتي بزرگ ترشدن است. امروزه و در ادبیات علوم اجتماعی، توسعه كوششي است براي ایجاد تعادلي تحقق نیافته یا راه حلي است در جهت رفع فشارها و مشكلاتي كه پیوسته بین بخش های مختلف زندگي اجتماعي و انساني وجود دارد.
توسعه شهری را می توان مبنای تجدید ساختارهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگ و حقوقی شهر تلقی کرد که هدف آن در درجه اول بهبود شرایط زندگی شهری می باشد و دارای خطوط کلی می باشد که عبارتند از:
رفع نیازهای اقتصادی شهروندان (فراهم نمودن اشتغال و خدمات شهری مناسب)؛
رفع نیازهای فرهنگی و اجتماعی شهروندان (فراهم نموددن تسهیلات فرهنگی و اجتماعی)؛
رفع نیازهای زیست محیطی شهروندان (فراهم نمودن محیط زیست سالم و پایدار)؛
رفع نیازهای سیاسی شهروندان (فراهم نمودن زمینه های مشارکت سیاسی شهروندان). (محسنی تبریزی و آقا محسنی، 1389: 152).
به این ترتیب اجرای پروژه توسعه شهری یک فعالیت جمعی است و نیازمند همکاری و همیاری تمام اعضای یک شهر می باشد.
مشارکت:
«مشاركت درگيري ذهني و عملی اشخاص در موقعيتهاي گروهي است كه آنان را بر مي انگيزد تا براي دستيابي به هدف هاي گروهي ياري دهند و در مسووليت كار شريك شوند«مشاركت درگيري ذهني و عاطفي اشخاص در موقعيتهاي گروهي است كه آنان را بر مي انگيزد تا براي دستيابي به هدف هاي گروهي ياري دهند و در مسووليت كار شريك شوند.
مشاركت ذهني: يعني توانايي فرد در ارائه پيشنهاد و تصميمگيري.
مشاركت عملي: يعني دخالت فرد در اجرا و بهره برداري و مراقبت از يك فعاليت.
1-13- موانع و مشکلات تحقیق:
هر تحقیقی با مشکلات و محدودیت های خاصی روبروست. این تحقیق نیز با توجه از این قاعده مستثنی نبود. برخی از محدودیتها و موانعی که محقق حین اجرای پژوهش حاضر با آنها روبرو بود عبارت است از:
جامعه آماری تحقیق را سرپرستان خانوارها تشکیل می دهند پیدا کردن سرپرستان و مصاحبه با آنها زمان و وقت زیادی را از محقق می گرفت.
با توجه به موضوع تحقیق جلب اعتماد و اطمینان افراد مورد بررسی مساله دیگری بود که با توضیحات و توجیحات زیاد امکان پذیر می گشت.
پیدا کردن منابع در زمینه توسعه شهری مشکل دیگری بود که محقق با آنها روبرو بود.

در پیشینه تحقیق ابتدا به بررسی برخی تحقیقات انجام شده در ارتباط با موضوع مورد مطالعه در ادامه مبانی نظری تحقیق مورد بررسی قرار میگیرد.
2-1- بررسی تحقیقات انجام شده:
– بررسي نقش مشاركت شهروندان در مدیریت شهري با تاكید برطرح مدیریت محله اي (مطالعه موردي محله قلهك ناحیه ٥ منطقه ٣ شهرداري تهران) عنوان تحقیق غلامعلی پور و راشین بصیری است که در اولین همایش شهروندی و مدیریت محله ای ارائه گردیده است. این تحقیق با هدف بررسي میزان تمایل و مشاركت شهروندان در اداره امور محله قلهك و انجام فعالیت هاي مختلف فرهنگي، اجتماعي و رفاهی تدوین گردیده تا با استفاده از نتایج بدست آمده بتوان راهکارهاي مناسب براي تحقق یافتن این امر در راستاي مدیریت محلهاي را بكار بست. با بهره گیري از پرسشنامه هایي كه شامل ١٨ سوال مي باشد مشخص شد که میزان اتفاق نظر افراد در ایجاد هویت بخشي، حفظ زیبا سازي و آثار قدیمي محله قلهك و تأثیر در كاهش آسیب هاي اجتماعي و ارتباط متقابل بین شهرداري و ساكنین و همچنین تمایل ساكنین قلهك در عضویت در كارگروهها بررسي شده است (غلامعلی پور و راشین بصیری، 1387: 87).
– تحلیلی بر سنجش عوامل موثر بر مشارکت شهروندان در مدیریت شهری: (مطالعه موردی، منطقه ۴ شهر تبریز) توسط مسعود تقوایی ، رسول بابا نسب ، چمران موسوی انجام گرفته است. این تحقیق با هدف تحلیل سنجش عوامل موثر بر مشارکت شهروندان در مدیریت شهری و بر اساس یافته ها و نتایج یک بررسی میدانی از منطقه ۴ شهر تبریز تهیه شده است. روش جمع آوری اطلاعات بر مبنای کتابخانه ای، اسنادی ونیز میدانی (پرسشنامه ای) و نوع تحقیق کاربردی – توسعه ای و روش مطالعه اسنادی- تحلیلی وپیمایشی بوده است. برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار spss استفاده شده است. روشهای آماری مورد استفاده در این تحقیق کندال، رگرسیون چند متغیره واسپیرمن است. ودر نهایت ، از این پژوهش نتایج زیر بدست آمده است:
1- ارزیابی شهروندان از پیامدهای مشارکت مثبت بوده، بیشتر شهروندان معتقد بودند که می توانند با مشارکت در مدیریت شهری تاثیرگذار باشند. مطالعات به دست آمده نشان می دهد که بیشترین مشارکت، برگزاری مراسم و جشن های محلی وکمترین مشارکت مربوط به اطلاع رسانی مشکلات به مدیران شهری بوده است.
2- هر چه میزان رضایتمندی افراد از خدمات رسانی مدیران شهری بیشتر باشد به همان میزان تمایل به مشارکت در مدیریت شهری افزایش می یابد که این میزان مشارکت در محدوده مورد مطالعه ۴٢ درصد است.
3- مطالعات به دست آمده نشان می دهد که هر چه احساس مالکیت ، یعنی مدت زمان سکونت ونوع مالکیت (ملکی ) بیشتر باشد به همان اندازه مشارکت افزایش پیدا می کند.مطالعات صورت گرفته، نشان دهنده این است که در محدوده مورد مطالعه، احساس مالکیت تعیین کننده مشارکت در مدیریت شهری است.
4- واینکه وضعیت اقتصادی واجتماعی شهروندان بر مشارکت تعیین کننده است، که با بررسی متغیرهای اقتصادی واجتماعی مشخص شد با بهتر شدن وضعیت اقتصادی واجتماعی میزان مشارکت هم بالا می رود (تقوایی و همکاران، 1388: 101).
– فضيله خاني در رساله دكتراي خود تحت عنوان «جايگاه و نقش اشتغال زنان در فرايند توسعه روستايي» در سال 1375، به عوامل موثر در مشاركت زنان روستايي در بازار كار اشاره كرده و مهمترين عوامل را در سطح درآمد خانوار، ميزان مالكيت زمين و عوامل فردي از جمله سطح سواد زنان، بعد خانوار و دوره هاي زندگي ذكر كرده اند(خاني،1375: 123).
– کاظم رستمي در پايان نامه کارشناسي ارشد خود در سال1383 در محدوده جغرافيايي بخش فلاورد شهرستان لردگان ، نقش مشارکت مردمي در توسعه روستايي با تأکيد برمشارکت سنتي و جديد را مورد بحث قرار داده است .نتايج حاصل از اين تحقيق نشان مي دهد که هر چند در مجموع بين مشارکت سنتي و جديد روستائيان در بخش فلاورد تفاوت معناداري وجود ندارد ولي اين تفاوت در مصاديق مشارکت سنتي و جديد چشمگير است (رستمي، 1383: 2).
– پايان نامه بررسي راههاي جلب مشارکت اقتصادي اجتمايي زنان روستايي با تأکيد بر نهادهاي سنتي مورد مطالعه شهرستان سوادکوه که توسط خديجه رضايي قادري در سال 1383براي اخذ درجه کارشناسي ارشد تهيه و تدوين شده است. نتايج اين تحقيق نشان مي دهد که بين متغير ويژگيهاي فردي (سن، تحصيلات، تعداد فرزندان، تعداد فرزندان زير 6 سال) با ميزان مشارکت رابطه مثبت و معناداري وجود دارد. همچنين بين درآمد ماهانه و ميزان مشارکت رابطه مستقيم و معناداري وجود دارد. يعني هر چه درآمد بالاتر باشد امکان مشارکت بيشتر است. بين نگرش زنان نسبت به خود و ميزان مشارکت آنان رابطه منفي وجود دارد و همچنين زنان تمايل بيشتري به شرکت در سازمانهاي غير دولتي از خود نشان مي دهند. همچنين نتايج تحقيق نشان مي دهد که سطح تحصيلات و ورود فن آوري و ناتواني جسمي زنان قديمي و بي تجربگي نسل نو به ترتيب اولويت از عوامل فروپاشي نهادهاي سنتي مي باشد. همچنين بررسيها نشان مي دهد که زنان تمايل بيشتري به مشارکت در نهادهايي را که مختص زنان باشد و تسهيلات ويژه اي براي آنان در نظر بگيرد نهادي که افزايش درآمد داشته باشد و همچنين از صلاحيتهاي اخلاقي برخوردار باشد را در اولويت نخست قرار دادند(رضايي قادري1383: 4).
– پايان نامه اي با عنوان نقش مشارکت مردمي در توسعه روستايي با تأکيد بر جايگاه جوانان از نظر دولت و مردم در شهرستان بابلسر از توابع بخش فريدونکنار توسط هادي شاکري در سال 1380 تأليف شده و نتايج حاکي از آن است تحقق کامل توسعه روستايي در روستاهاي بخش فريدونکنار منوط به مشارکت ارادي و داوطلبانه جوانان در طرحهاي توسعه روستايي و ايجاد تشکيلاتي است که حضور مؤثر جوانان را در طرحهاي توسعه روستايي تضمين مي کند. همچنين نتايج تحقيق نشان مي دهد كه بين توسعه روستايي و سطح مهارت و آموزش جوانان مناطق روستايي براي مشارکت در طرحهاي توسعه روستايي ارتباط مستقيم وجود دارد( شاکري، 1380: 5).
– محمد زاهدي اصل (1377) پژوهشي تحت عنوان “بررسي چگونگي مشاركت خانوارهاي زلزله زده اردبيل در بازسازي مناطق آسيب ديده” اجرا نموده است. در اين پژوهش پديده مشاركت به عنوان يكي از مشخصههاي مربوط به توسعه بررسي شده است. سوال اصلي اين پژوهش چنين بيان شده: ميزان مشاركت افراد زلزله زده اردبيل با توجه به ويژگي هاي فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي آنها در امر ساخت و ساز اماكن آسيب ديده چگونه بوده است؟ اين پژوهش از روش پژوهش توصيفي از نوع پيمايشي استفاده نموده و واحد تحليل آن خانوار است. حجم نمونه 635 خانوار و روش نمونه گيري تصادفي ساده و جمع آوري اطلاعات از طريق مصاحبه ساختار يافته انجام پذيرفته است. در آزمون فرضيه هاي مربوط به متغير مشاركت و متغيرهاي مطروحه ديگر نتايج چنين است: بين ميزان مشاركت و سطح سواد، سن، وضعيت سلامتي رؤساي خانوار، رابطه معنادار وجود دارد. فرض رابطه بين سواد روساي خانوار و مشاركت با 98 درصد اطمينان صحيح است. بين سن و ميزان مشاركت نيز رابطه معكوس وجود دارد. بين سلامت روساي خانوار، و ميزان مشاركت آنان رابطه معنادار وجود دارد. بين جنس و ميزان مشاركت رابطهاي وجود ندارد. در آزمون دومين فرضيه يعني رابطه مشاركت و ويژگیهاي خانوادگي با ابعاد حجم خانوار، وضعيت تأهل و تعداد فرزندان ذكور در هر سه بعد رد شد. بين ميزان مشاركت و مقدار زمين زير كشت و نوع مالكيت آن تفاوتي ديده نشده است ولي اين تفاوت در ميزان مشاركت و مجموع درآمد رئيس خانوار تاييد شد. در آزمون فرضيه سوم نتيجه ميشود كه بين ميزان مشاركت و مقدار زمين زير كشت و مالكيت زمين مزروعي و همچنين درآمد روساي خانوار رابطه معناداري ديده نمیشود. فرضيه چهارم مبني بر رابطه بين مشاركت و وضعيت سكونت فعلي هم تاييد شد. بالاخره فرضيه پنجم كه مويد رابطه بين ميزان مشاركت و ميزان تخريب منزل بود با اطمينان 99 درصد تاييد مي شود. رابطه معكوس براي ميزان مشاركت وميزان تخريب منزل مسكوني تاييد شد. رضايت از كمك هاي دريافتي از دولت، ميزان بي شتري از مشاركت را به همراه داشت. رؤساي خانوار مخالف با ابقاي روستا رغبتي براي مشاركت نداشتند.
– ژاله شادي طلب(1381) در گزارش خود از طرح پژوهشي” مشاركت زنان” كه در مركز مطالعات و تحقيقات زنان دانشگاه تهران انجام شده است، به اين مطلب اشاره مينمايد كه كنترل شهروندي عاليترين سطح و نوع مشاركت است. در اين گونه مشاركت، مردم در تصميم گيري هايي كه در زندگي روزانه آنها را تحت تأثير قرار میدهد دخالت میكنند. مساله اين پژوهش شناخت متغيرهايي بوده است كه موفقيت مردم را در كنترل امور جامعه تضمين مي كند. شناخت انواع مشاركت اجتماعي زنان و عوامل مرتبط با آن هدف اين پژوهش بوده است و بر پايه يافته هاي پژوهشي در شهر تهران تدوين شده است. در مجموع شش نوع مشاركت: مدني، حمايتي، فرهنگي- تفريحي، محلي، مذهبي- خيريه اي و شركت در فعالي تهاي انقلابي شناخته شده كه در اين بين ميانگين مشاركت مدني پايين تر و ميانگين مشاركت مذهبي- خيريه اي بالاتر از ساير انواع مشاركت است. به طور كلي نيز ميزان مشاركت اجتماعي زنان شهر تهران در سطح پاييني قرار دارد.
– محمد علي فرهادي(1385) در پژوهش خود با عنوان” بررسي عوامل اجتماعي مؤثر بر مشاركت اجتماعي” (مورد دانشجويان دانشگاه تهران) هدف از پژوهش را شناخت عوامل اجتماعي مؤثر بر مشاركت اجتماعي دانشجويان اعلام نموده است. مشاركت در اين پژوهش به مثابه كنش در نظر گرفته شده است. از اين منظر تمام قواعد و اوصاف كنش در مشاركت اجتماعي نيز صدق ميكند. چارچوب مفهومي پژوهش نيز مشاركت را در مقام كنش در نظر گرفته و چارچوب نظري نظام عمومي كنش پارسونز و نظريه كنش بورديو را با يكديگر تلفيق نموده است. با تكيه بر مباحث نظري، سرمايه اجتماعي، سرمايه اقتصادي، سرمايه فرهنگي و احساس بيقدرتي از متغيرهاي مهم در تبيين مشاركت اجتماعي كنشگران هستند. جمعيت آماري اين پژوهش دانشجويان مشغول به تحصيل در چهارده دانشكده، دانشگاه 84 هستند. نمونه گيري پژوهش با روش تصادفي انجام شده و با استفاده از فرمول كوكران – تهران تعداد 378 نفر از دانشجويان به عنوان جمعيت نمونه انتخاب شده اند. اطلاعات مربوط به مفاهيم و متغيرها با تكنيك پرسشنامه و از طريق مصاحبه حضوري گردآوري شده است. بر مبناي نتايج اين پژوهش و بر اساس آزمون تحليل رگرسيون متغيرهاي مورد نظر مذكور به علاوه متغيرهاي جنس و مقطع تحصيلي دانشجويان در مجموع 20 درصد واريانس مشاركت اجتماعي را تبيين كردهاند. بر اساس تحليل مسير سرمايه اجتماعي و اعتماد از مهم ترين متغيرهاي اثرگذار بر مشاركت اجتماعي در اين پژوهش بودهاند. عكس العمل كنشگر در برابر موقعيت هاي متفاوت بسته به ميزان اعتماد او به موقعيت پيش روي اوست. اعتماد به روابط بين گروهي، اعتماد به روابط برون گروهي و همچنين اعتماد به نظام هاي انتزاعي جامعه از وجوه سرمايه اجتماعي و اعتماد است كه در اين پژوهش مورد بررسي قرار گرفته است. بررسي مشاركت در دو سطح عيني و ذهني به تعميق اين رابطه كمك مي كند. ميانگين مشاركت ذهني جمعيت مورد بررسي بيش از مشاركت عيني آنهاست. از آ نجا كه جمعيت اين پژوهش دانشجويان و جوانان هستند، مي توان گفت دانشجويان كه جواناني فرهيخته اند و كنش هاي آنها متأثر از محيط دانشگاهي و سطح سوادشان است، در سطح ذهني مشاركت جوتر هستند و مشاركت پايين آنها در سطح عيني ناشي از موانع ساختاري رفتارهاي مشاركتي در گروه هاي داوطلبانه در ايران است. اين موانع ساختاري در نظام فرهنگي و سياسي جامعه حاضر ايران قابل رديابي است.
– در بررسي ليلا يزدان پناه (1382) كه تحت عنوان” عوامل موثر بر مشاركت اجتماعي” انجام شده است، هدف از پژوهش شناخت بسترها و زمينهاي مناسب و امكانات و شرايط لازم جهت حصول هرچه بيش تر مشاركت اجتماعي در ابعاد مختلف بوده است. اين پژوهش با روش پيمايشي انجام شده است و جامعه آماري اين پژوهش را شهروندان 18 سال و بالاتر ساكن در مناطق 22 گانه تهران تشكيل دادهاند. نظريه كنش اجتماعي پارسونز به عنوان چارچوب نظري اصلي تعيين گرديد و مشخص شد كه عوامل خانوادگي، شخصيتي، اجتماعي، فرهنگي دست به دست هم داده و فرد را نامشاركت جو بار میآورد. از جمله عوامل خانوادگي يادگيري برقراري رابطه با ديگران و مشاركت اعضاي خانواده در فعاليت هاي اجتماعي نقش قابل ملاحظه اي در ميزان مشاركت اجتماعي افراد مورد بررسي داشته است. در بررسي نظام شخصيتي نيز مشخص شد اميد به آينده، فعال گرايي، تعهد اجتماعي، دلبستگي اجتماعي، اعتماد اجتماعي و … و ميزان آنها بر مشاركت اجتماعي در ابعاد مختلف رسمي و غيررسمي اثر گذار است. از طرف ديگر پيوند فرد با جامعه و برقراري رابطه با آن و گسستگي او از اين جامعه به محيط اجتماعي و فرهنگي و مخصوصاً به احساس بيگانگي و بي قدرتي و نابساماني و در يك مفهوم احساس جدايي فرد از جامعه باز مي گردد. در ادامه دسترسي به امكانات و فرصتهاي آموزشي، ارزشها در زندگي و ميزان آگاهي افراد از مشاركت و ارزيابي از موانع موجود در جامعه و … بر مشاركت اجتماعي افراد و ميزان آن اثرگذار است.
نگاهی اجمالی بر نتایج تحقیقاتی که به آنها اشاره شد، حاکی از اجماع و اتفاق نظر بر جلب مشارکت و همکاری مردم و شهروندان در اداره امور شهر توسط سازمانهای شهری است. برخی نتایج نشان می دهد؛ ارزیابی شهروندان از پیامدهای مشارکت در امور شهر مثبت بوده، بیشتر شهروندان معتقد هستند که می توانند با مشارکت در مدیریت شهری تاثیرگذار باشند. با این حال تحقیقی که به طور مستقیم نقش مشارکتهای مردمی را توسعه شهری بررسی نماید انجام نشده است.
2-2- مبانی نظری:
تحقیق حاضر از دو مفهوم اصلی تشکیل شده است: مشارکت و توسعه شهری. بنابراین در بخش نظری این دو مفهوم و چگونگی ارتباط آنها بررسی می گردد که در نهایت مدل مفهومی براساس بحث های انجام شده ارائه می گردد.
2-2-1- توسعه:
«توسعه» به عنوان فرايندي چند بعدي و پيچيده پس از جنگ جهاني دوم به صورت فراگير توسط اقتصاددانان و جامعه شناسان وارد ادبيات علوم اجتماعي شد. اين اصطلاح بويژه در كشورهاي آفريقايي، آسيايي و آمريكاي جنوبي مترادف با دگرگوني اقتصادي، اجتماعي و سياسي در نظر گرفته مي شد. با نگاهي ريشهاي به اين مفهوم، ميتوان ردپاي آن را، در انديشه متفكران خوش بين دوران روشنگري و پس از آن متفكران قرن نوزدهم جستجو كرد. به نظر هولم و ترنر «تاكيد توسعه بر كنش آگاهانه براي تغييرات مطلوب در جامعه استوار است» و سياستها و برنامههاي توسعه براي جلوگيري از بازي آزادانه ي نيروهاي اجتماعي، اقتصادي و سياسي طراحي مي شوند ترنر، 1990: 6). توسعه در حوزه های مختلف مطرح است که از جمله این حوزه ها توسعه شهری است. در اینجا اشاره به مفهوم و ابعاد توسعه شهری می شود.
2-2-2- مفهوم توسعه:
اصطلاح توسعه به صورت فراگیر پس از جنگ دوم جهانی مطرح شده است. واژه توسعه در لغت به معنای خروج از «لفاف» است. در قالب نظریه نوسازی، لفاف همان جامعه سنتی و فرهنگ و ارزش های مرتبط با آن است که جوامع برای متجدد شدن باید از این مرحله سنتی خارج شوند. در عین حال از دید فرهنگ لغت لانگمن امروزه توسعه به معنای رشد تدریجي در جهت پیشرفته ترشدن، قدرتمندترشدن و حتي بزرگ ترشدن است. امروزه و در ادبیات علوم اجتماعی، توسعه كوششي است براي ایجاد تعادلي تحقق نیافته یا راه حلي است در جهت رفع فشارها و مشكلاتي كه پیوسته بین بخش های مختلف زندگي اجتماعي و انساني وجود دارد. به عنوان مثال حتي در كشورهاي پیشرفته نیز پیشرفت فكري و اخلاقي انسان با پیشرفتهاي تکنولوژیک همساني ندارد و یا اینكه فرهنگ عامه با تكنیكهاي وسایل ارتباط جمعي هماهنگي ندارد. به طور كلي توسعه جریاني است که در خود تجدید سازمان و سمت گیري متفاوت كل نظام اقتصادی- اجتماعي را به همراه دارد. توسعه علاوه بر این که بهبود میزان تولید و درآمد را دربردارد، شامل دگرگونيهاي اساسي در ساخت هاي نهادي، اجتماعي- اداري و همچنین طرز تلقی ها و دیدگاههاي عمومي مردم است. توسعه در بسیاري از موارد حتي عادات و رسوم و عقاید مردم را نیز در بر مي گیرد.
برخی از اندیشمندان از مجموع نظرات توسعه را به معناي بازسازي جامعه بر اساس اندیشه ها و بصیرت هاي تازه تعبیر مي نمایند. این اندیشه ها و بصیرت هاي تازه در دوران مدرن شامل سه اندیشه “علم باوري”، “انسان باوري” و “آینده باوري” است. به همین منظور باید براي نیل به توسعه سه اقدام اساسي درك و هضم اندیشههای جدید، تشریح و تفضیل این اندیشه ها و ایجاد نهادهای جدید براي تحقق عملي این اندیشه ها صورت پذیرد (فیروزنیا، ١٣٨٢: 34).
برنشتاین در خصوص توسعه از بار ارزشی آن و عدم مخالفت افراد با آن سخن به میان می آورد. در عین حال وی توسعه را در اشتیاق برای غلبه بر سوء تغذیه، فقر و بیماری که شایع ترین و مهم ترین دردهای بشری هستند، دانسته و از جمله اهداف توسعه به شمار می برد (ازکیا، 1379: 8).
دادلی سیرز، توسعه را جریانی چند بعدی می داند که تجدید سازمان و سمت گیری متفاوت کل نظام اقتصادی و اجتماعی را به همراه دارد. به عقیده وی توسعه علاوه بر بهبود میزان تولید و درآمد، شامل دگرگونی اساسی در ساخت های نهادی، اجتماعی، اداری و همچنین طرز تلقیها و وجه نظرهای مردم است. توسعه در بسیاری از موارد حتی عادات و رسوم و عقاید مردم را نیز در بر می گیرد(همان، 8). از منظر برخی محققان توسعه، در تعریف توسعه نکاتی را باید در نظر داشت که مهم ترین آنها عبارتند از این که اولا توسعه را مقوله ارزشی تلقی کنیم، ثانیا آن را جریانی چند بعدی و پیچیده بدانیم، ثالثا به ارتباط و نزدیکی آن با مفهوم بهبود توجه داشته باشیم. همچنین برخی نیز معتقدند که توسعه را باید برحسب پیشرفت به سوي اهداف رفاهي نظیر كاهش فقر، بیكاري و نابرابري تعریف كرد.
از همین رو و بر همین مبناست که گاهی توسعه به معناي كاهش فقر، بیكاري، نابرابري، صنعتي شدن بیشتر، ارتباطات بهتر، ایجاد نظام اجتماعي مبتني بر عدالت و افزایش مشاركت مردم در امور سیاسي جاري تعریف مي گردد (ازکیا، 1379: 9).
2-2-3- سیر تاریخي مفهوم توسعه:
مطالعه درباره توسعه تاریخچه طولاني ندارد و عمدتاً به ساله اي دهه ٥٠ باز برمي گردد، زماني که جنگ جهاني دوم تمام شده بود و مستعمرات آسیایي و آفریقایي رفته رفته به استقلال رسیدند و به سمت توسعه حرکت کردند و کشورهاي اروپایي هم به دنبال خرابيها و ویراني های جنگ جهاني دوم به دنبال بازسازي و توسعه بودند. در چنین شرایطي و در فضاي سیاسي دهه ١٩٥٠ محققان علوم اجتماعي به صورت فعال درباره مسائل مربوط به کشورهاي عقب افتاده و توسعه نیافته به مطالعه پرداختند. به طور کلي در دوران پس از جنگ سه تعریف در پژوهش هاي توسعه توفق بیشتري داشتند: ابتدا در مطالعات سالهای دهه ١٩٥٠ توسعه با “رشد اقتصادي” برابر گرفته شد و در شکل افزایش «تولید ناخالص ملي» و یا به صورت افزایش درآمد سرانه در یک کشور اندازه گیري مي شد. با مشخص شدن نتایج ناگوار سال هاي اولیه که طي آن هر چند درآمد ملي کشورها به صورت چشمگیري افزایش یافته بود، بخش عظیم جمعیت فقیر جوامع هیچ بهره اي از آن نبرده بودند، تعریف و پیش فرض هاي نخست کنار گذاشته شد.
در تعریف دوم، توسعه اگر چه همچنان بر مبناي «رشد اقتصادي» تعریف مي شد، اما این رشد لزوماً با کاهش نابرابري و شعار «فقر زدایي» همراه بود و در نتیجه، توسعه با معیار بهبود شرایط اجتماعي سنجیده مي شد. در تعریف سوم، علاوه بر تامین نیازهاي اقتصادي، مسائل سیاسي و فرهنگي نیز مورد توجه قرار گرفت. این تعریف به دلیل جاذبه هاي خود به صورت وسیع مورد استقبال قرار گرفت، اما به جهت ابهامات و تنوع، هیچ مقیاس واقعي براي سنجیدن وجود نداشت. همین ضعف باعث غلبه تعریف دوم در مطالعات شد. در مجموع مراد از توسعه عبارت است از «روندي چند بعدي که طي آن جوامع استانداردهاي زندگي خود را ارتقا مي بخشند، نابرابريها را کاهش مي دهند. فقر را از اعضاي خود مي زدایند» با توجه به تازگي مباحث و تعدد چشم اندازها، مناظره علمي پرشوري به وجود آمده بود که در ادبیات توسعه جنگ نظریه ها نام گرفت. این مناظره، بویژه با توجه به قطب بندي های سیاسي شرق و غرب با گرایشهاي ایدئولوژیک جانبدارانه و تب آلود آمیخته و در نتیجه از بي طرفي، که یک پژوهش آکادمیک نیازمند آن است، به درجات مختلف دور شد. اگرچه در عرصه نظریه هاي توسعه تنوع و کثرت وجود دارد، معمولاٌ مکاتب توسعه در چند مکتب عمده طبقه بندي مي شوند. درباره توسعه سه مكتب (نوسازي، وابستگي و نظام جهاني) به صورت گسترده به نظریه پردازي پرداخته اند. تمام نظریات مربوط به توسعه به نوعي توسعه را صرفاً یک مسئله اقتصادي مي دانند و معیارهاي و شاخص های اجتماعي و زیست محیطي آن را یا نادیده مي گیرند یا بدان کمتر توجه مي کنند. خیلي از کشورها با آنکه آمارها و ارقام مربوط به رشد اقتصادي شان بالا بود کماکان استانداردهاي زندگي و رفاه مردم در پایین ترین سطح بود. به دنبال شروع برنامه های توسعه اي کشورهاي جهان سوم و در اثر استخراج هاي بي رویه و انتشار گازهاي گلخانه ای و تخریب محیط زیست رفته رفته بحران های زیست محیطي حالت جدي به خود گرفت بنابراین لازم بود تا از مفهوم توسعه بازتعریف دیگري شود تا بتواند هم تمام ابعاد زندگي اجتماعي انسان را دربر بگیرد و از طرفي آسیبي به محیط زیست وارد نگردد و امکان توسعه براي آینده و نسل های بعد نیز فراهم باشد. این امر در اواخر دهه ٨٠ در کنفرانس استکهلم شروع شد.
توسعه فرایندي تصور مي شد که طي آن جوامع مختلف از شرایط اولیه عقب ماندگي و توسعه نیافتگي با عبور از مراحل تکاملي کم و بیش یکسان و تحمل دگرگوني هاي کیفي و کمي به جوامع توسعه یافته تبدیل خواهند شد. این تلقي ایدئولوژیک از توسعه، در پرتو نقدهاي متنوع و بسیار، در دهه ١٩٧٠ و بخصوص در سال هاي دهه ١٩٨٠ به بن بست رسید. توسعه روندي بود که به رغم امیدهایي که در دهه های گذشته به آن گره خورده بود، جز افزایش فقر و نابرابري ثمري براي کشورهای جهان در بر نداشت، بنابراین توسعه پایدار در واقع راه حلي بود براي معماي توسعه در شرایط متحول سال هاي پایاني قرن بیستم.
2-2-4- توسعه از منظر صاحب نظران:
2-2-4-1- رستو:
رستو توسعه را فرایندی چند مرحله ای می داند که از مراحلی چون سنتی، انتقالی، خیز و بلوغ می گذرد و سرانجام به عالی ترین مرحله رشد اقتصادی یعنی « مصرف انبوه » می رسد(سریع القلم، 149).
رستو هر مرحله از مراحل فوق را از معیارهای اقتصادی نظیر میزان سرمایه گذاری، میزان رشد سالانه، میزان مصرف و غیره متمایز کرده، درباره آن ها بحث می کند. همین تعریف از توسعه مورد قبول سازمان ملل قرار گرفت. این سازمان که از اواخر دهه ١٩٥٠ خود را در قبال مسأله توسعه نیافتگی اولین دهه توسعه برای این کشورها اعلام کرد و هدف از نامگذاری این دهه را دستیابی این کشورها به رشد سالانه ٦ درصد اعلام نمود.
در این تعریف از توسعه و همچنین در برنامه ریزیهای مبتنی بر این تعریف، به مسائلی نظیر فقر، بیکاری و



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید