عنوان: تاثیر اقوام بر انتخابات مجلس شورای اسلامی در سه دوره اخیر غرب گیلان
چکیده
تحقیق حاضر با عنوان تاثیر اقوام بر انتخابات مجلس شورای اسلامی در سه دوره اخیر غرب گیلان در شهرستان های آستارا، تالش، ماسال، رضوانشهر، فومن، شفت و صومعه سرا انجام گردید و رابطه بین جمعیت اقوام ساکن در شهرستان های غرب گیلان و همچنین قومیت کاندیداها با احتمال پیروزی کاندیداها در انتخابات به بوته آزمون قرار گرفت. هرچند تنها انتساب شخص به یک قوم عامل تاثیر گذاری در انتخاب شدن و رأی آوردن نیست بلکه خصوصیات شخصی، اجتماعی و نفوذ فردی و تاثیرگذاری خود شخص در سطح جامعه هم از عوامل دیگری در امر انتخاب می باشد. نتایج یافته های تحقیق نشان می دهد انتخاب نمایندگان مجلس در سه دوره اخیر در غرب گیلان با قومیت کاندیداها و همچنین جمعیت اقوام انطباق داشته است و تمایلات و تعصبات قبیله ای در دوره ها و انتخابات گذشته از اصلی ترین و عمده ترین فاکتورها برای انتخاب نماینده در مشارکت های سیاسی در شهرستان های غرب گیلان می باشد. این یعنی اینکه شهروندان و افراد جامعه هنوز به منفعتی فراتر از منافع قوم و طایفه برای خودشان متصور نیستند. در واقع جامعه هنوز به آن حد نرسیده که خیالشان بابت انگیزه های قومی راحت شده باشد و به سراغ انگیزه های فراتر و دراز مدت تر بروند.
واژگان کلیدی: انتخابات، مشارکت سیاسی، قومیت، جمعیت، ویژگی های جغرافیایی.
مقدمه
انتخابات بعنوان يك رفتارسياسي، مبين مرتبه اي از مشاركت سياسي است كه هر جامعه و هر فردي در جامعه بر اساس فهم سياسي خود در محيط جغرافيايي جهت حمايت، اصلاح و تغيير در آن شركت مي كند و بخشي از اراده مردم را در اداره امور به حكومت واگذار مي نمايد. در اين فرايند عوامل موثري از جمله اقوام مختلف دخيل هستند که با شناخت دقيق تر اقوام ساکن می توان به بررسي عوامل مختلف مؤثر در نتايج انتخابات از جمله عوامل مؤثر بر رفتار رأي دهندگان پرداخت. اين عامل در زمانها و مكانهاي مختلف، تأثيرات متفاوتي بر نتايج انتخابات باقي مي گذارد که بررسي و شناسايي آن هم براي حاكمان سياسي كشور و هم براي احزاب و گروههاي سياسي مفيد خواهد بود و مي توان در برنامه ريزي هاي آينده انتخاباتي از نتايج آن استفاده کرد. بنابراین با توجه به نقش و اهميت برگزاري انتخابات در يك جامعه و تأثير آراء اقوام در سرنوشت خود و كشورشان، انجام چنين تحقيقاتي كه به بررسي تأثير عناصر مختلف بر انتخابات مي پردازد، مي تواند شرايطي فراهم نمايد تا انتخاب كنندگان، انتخاب شوندگان و برگزار كنندگان انتخابات با آگاهي و اطلاعات بيشتري از جغرافياي انتخابات نواحي مختلف به فعاليت بپردازند. از این رو با توجه به مبانی نظری، اهداف زیر انتخاب گردید.
1. بررسی رابطه بین جمعیت اقوام ساکن در شهرستان های غرب گیلان و احتمال پیروزی کاندیداها در انتخابات.
2. بررسی رابطه بین پیروزی کاندیداها در سه دوره اخیر مجلس شورای اسلامی و قومیت آنها.
جهت گردآوري داده ها از روش کتابخانه ای و بررسی اسنادی و میدانی استفاده شد. اطلاعات مورد نیاز نیز با مطالعه متون، مقالات، کتب، نقشه و پایگاههای اینترنتی و با استفاده از روش فیش برداری حول محور موضوع مورد بحث جمع آوری گردید و پس از جمع آوری اطلاعات از طریق ابزارهای گردآوری، داده های خام مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و برای تجزیه و تحلیل اطلاعات با توجه به ماهیت داده ها از روشهای آماری توصیفی مناسب استفاده شد.
نتایج نشان داد که اکثریت اقوام ساکن در هر شهرستان متفاوت می باشد برای مثال در شهرستان آستارا بیشترین اقوام متعلق به قوم ترک (70 درصد) بوده و قوم تالش با 27 درصد در اقلیت می باشند و مابقی اقوام نیز براساس جمعیت شان هیچگاه توان مقابله انتخاباتی با دو قوم ترک و تالش را نخواهند داشت.
در شهرستان تالش وضعیت عکس می شود به عبارت دیگر جمعیت قوم تالش به 70 درصد می رسد و اقوام ترک به 25 درصد تنزل می یابند. این وضعیت در شهرستان ماسال نیز که در یک حوزه انتخاباتی با شهرستان تالش قرار دارد با شدت بیشتری به نفع قوم تالش قرار دارد بطوریکه 93 درصد از این اقوام را تالشان تشکیل می دهند. اما در شهرستان رضوانشهر که در حوزه انتخاباتی شهرستان تالش و ماسال قرار دارد با کاهش چشمگیری روبروست و جمعیت قوم تالش به 58 درصد می رسد و برعکس اقوام گیلک با 25 درصد ترک با 15 درصد قرار دارند. این وضعیت ترازو را به نفع تالشان و کاندیداهای تالش می چرخاند و اقوام ترک و گیلک را در آرزوی انتخاب کاندیدای نمایندگی مجلس باقی می گذارد.
این وضعیت در شهرستان فومن و شفت که در یک حوزه انتخاباتی قرار دارند عکس می باشد با این توضیح که 63 درصد از اهالی فومن از قوم تالشند و 35 درصد از قوم گیلک اما برعکس آن در شهرستان شفت 58 درصد از قوم گیلک هستند و 41 درصد از قوم تالش که این امر اختلاف بین دو شهرستان را در انتخاب نماینده با چالش روبرو می سازد و ترفندهای انتخاباتی باید کاندیدای مورد نظر را انتخاب نماید.
اما در شهرستان صومعه سرا 70 درصد را اقوام گیلک، 15 درصد را ترکان و 11 درصد را تالشان تشکیل می دهند. بدین صورت در این شهرستان نیز کفه به سمت قوم گیلک است و کاندیدای پیروز به احتمال بسیار باید از قوم گیلک باشد.
هرچند تنها انتساب شخص به یک قوم عامل تاثیر گذاری در انتخاب شدن و رأی آوردن نیست بلکه خصوصیات شخصی، اجتماعی و نفوذ فردی و تاثیر گذاری خود شخص در سطح جامعه هم از عوامل دیگری در امر انتخاب می باشد.
اما نتایج نشان می دهد که تا چه حد اقوام در تصمیم گیری ها نقش داشته و این یعنی اینکه شهروندان و افراد جامعه هنوز به منفعتی فراتر از منافع قوم و طایفه برای خودشان متصور نیستند. در واقع جامعه هنوز به آن حد نرسیده که خیالشان بابت انگیزه های قومی راحت شده باشد و به سراغ انگیزه های فراتر و دراز مدت تر بروند.
بنابراین باتوجه به یافته های تحقیق می توان گفت که بین جمعیت اقوام ساکن در شهرستان های غرب گیلان و احتمال پیروزی کاندیداها در انتخابات رابطه مستقیم وجود دارد.
تحلیل فرضیه دوم نیز نشان می دهد که انتخاب نمایندگان مجلس در سه دوره اخیر در غرب گیلان با قومیت آنها انطباق داشته است. بدین صورت که در شهرستان آستارا نماینده های ترک و در شهرستان های تالش، رضوانشهر و ماسال و همچنین فومن و شفت نماینده های تالش پیروز انتخابات بوده اند. نمونه عکس این موضوع در حوزه انتخابیه شهرستان صومعه سرا و همچنین فومن و شفت اتفاق افتاده است بدین صورت که آقای دلخوش با قومیت فارس در شهرستانی که اکثریت آنها را گیلک تشکیل می داده اند پیروز شده است که این امر نیز می تواند به علت مناصب دولتی ایشان در فرمانداری شهرستان صومعه سرا و استانداری گیلان باشد. و همچنین در دوره هشتم که آقای میرزایی بالاترین آرا را به خود اختصاص داده است از نژاد گیلک می باشد که براساس ترفندهای انتخاباتی و غلیان هیجانات مردمی در شهرستان توانست پیروز انتخابات گردد. نتایج یافته های تحقیق نشان می دهد تمایلات و تعصبات قبیله ای در دوره ها و انتخابات گذشته از اصلی ترین و عمده ترین فاکتورها برای انتخاب نماینده در مشارکت های سیاسی در شهرستان های غرب گیلان بوده اگر چه نمی شود منکر عوامل دیگر شد بنابراین از مجموع یافته های تحقیق می توان دریافت که بین پیروزی کاندیداها در سه دوره اخیر مجلس شورای اسلامی و قومیت آنها رابطه مستقیم وجود دارد و فرضیه فوق تایید می گردد.
فرزاد امدادی بلگوری
تابستان 1393
فصل اول
کلیات
1-1- بيان مسئله
كلید و پایه فهم رفتارهای انتخاباتی و حزبی در جوامع كشاورزی، سنتی و در حال گذار به دموكراسی، پدیده قومیت است. در این جوامع به دلیل فقدان شكل‌گیری و تثبیت نهادهای مدنی جدید و تشكل‌های واقعی حزبی كه مبتنی بر پایگاه طبقاتی و منافع و اهداف مشترك سیاسی و اقتصادی باشد و سنت‌های ماندگار دموكراسی پارلمانی را شكل بخشد؛ یارگیری احزاب سیاسی و برنامه‌های انتخاباتی با تكیه بر شكاف‌های اجتماعی، قومی ـ مذهبی صورت می‌پذیرد. درواقع، این احزاب به جای تكیه بر طبقه اجتماعی كه تكیه‌گاه فعالیت‌های حزبی و انتخاباتی در جوامع صنعتی محسوب می‌شود، از الگوی هویت اجتماعی و ویژگی‌های قومی كه نفوذ ویژه‌ای بر گزینش رأی‌دهندگان و حمایت حزبی در جوامع در حال گذار دارد، بهره‌ می‌جویند.
در زندگی سیاسی کشورهایی که اقوام مختلف در آن زندگی می کنند و تکوین و اضمحلال دولتهای آنها، کشمکشهای قومی و نژادی همواره نقش اساسی و یا حداقل موثر داشته اند. در نگاهی اجمالی به تاریخ اندیشه های اجتماعی وسیاسی در می یابیم که اندیشه برتری نژادی و قومی از اندیشه های بسیار کهن و رایج می باشد. ارسطو استدلال می کرد که برخی از نژادها ذاتاً سرور و برخی دیگر ذاتاً برده اند. بعضی دیگر از نویسندگان حتی ریشه تفاوتهای طبقاتی را در تفاوتهای نژادی جستجو کرده اند. در آلمان نویسندگان مختلف قوم سامی یا قوم یهود را در مقابل قوم ژرمن، قومی مخرب و مقلد و مانع پیشرفت فرهنگی می دانستند. در دنیای کنونی هم، چه در حیطه نظر و یا عمل و خصوصاً در حوزه دین چنین نظراتی بوضوح دیده می شود. قطعاً چنین نظراتی خالی از مبانی استدلالی و عقلی است، اما نفس تصور نابرابری نژادها و برتری یکی بر دیگری عواقب سیاسی مهمی را در بر داشته و کشمکشهای عمده ای به همراه آورده است. در کشورهای چند نژادی و چند قومی، نژادهای تحت سلطه با توسل به نظریه حقوق طبیعی و برابری انسانها موجب بروز کشمکشهای سیاسی شده اند و تسلط یک نژاد یا قوم بر دستگاه دولتی سرچشمه نارضایتی ها و رنجشهای قومی بوده است. در امپراتوریهای باستان معمولاً یک گروه نژادی بر گروههای دیگر سلطه دولتی داشت، در عصر امپریالیسم نیز آگاهی نژادی و قومی افزایش پیدا کرده و در نتیجه مهاجرتهای بزرگ استعماری و غیر استعماری، نژادهای گوناگون را رو در روی هم قرار داده است. امروزه هم کشورهایی که دارای پیشینه امپراتوری بوده اند دارای ترکیب قومی و نژادی بیشتری هستند. معمولاً شورشهای قومی و نژادی مستلزم پیدایش شرایط عینی و ذهنی لازم، هستند. ناروایی و نابرابری اقتصادی و اجتماعی به عنوان زمینه نارضایی همراه با پیدایش سازمان و آگاهی لازم، زمینه عمل سیاسی را فراهم می آورد.
میزان وفاداری اقلیتها به دولت مرکزی به دلایل مختلف متفاوت است. اقلیتهای قومی دارای مشترکات فرهنگی، تاریخی و زبانی هستند و بسته به سلطه جویی قوم مرکزی ممکن است به درجات مختلف به خود سازمان دهند. سیاست دولت مرکزی نسبت به اقلیتهای قومی ممکن است در جهت حفظ هویت فرهنگی آنها و یا جذب و حل آنها در درون فرهنگ و قومیت مرکزی باشد، در مقابل گرایش اقلیتهای قومی ممکن است در جهت حفظ و نگهداری فرهنگ خویش و خواهان مشارکت و رقابت سیاسی در زندگی سیاسی باشند. چنانچه دولت مرکزی یا قوم مسلط مانع مشارکت و رقابت سیاسی اقوام یا مذاهب دیگر شوند، آنگاه این شکافها و گسلهای خاموش و طبیعی ممکن است در اثر تشدید شکاف بزرگ دولت، ملت یا هر شکاف فعال و موثر دیگری فعال شود و توسعه سیاسی که پیش نیاز توسعه همه جانبه یک کشور می باشد را مسدود کرده و مانع شود.
در این راستا عدم امکان مشارکت سیاسی به دلایل نژادی و تبعیض نژادی در سطح امور سیاسی زمینه عمده شورشهای قومی بوده است. از طرف دیگر مشارکت سیاسی بدون وجود رقابت سیاسی واقعی و سالم هرگز به توسعه سیاسی منجر نخواهد شد. دکتر بشیریه از شکافهای قومی بعنوان موانع توسعه سیاسی تحت عنوان چند پارگی اجتماعی و فرهنگی یاد می کند و معتقد است اگر این شکافها توسط شکافهای دیگر تشدید شوند، آنگاه به عنوان مانعی جدی برای توسعه سیاسی قلمداد خواهند شد.
اما اینكه وضعیت مشاركت سیاسی اقلیتهای قومی در استان گیلان در چه سطح و وضعیتی است، نیازمند یك مطالعه علمی است اما اجمالاً و با یك نگاه سطحی می‎توان گفت نتایج انتخابات مجلس شورای اسلامی در شهرستان های غرب گیلان نشان دهنده یکسری فاکتورهایی است که دخالت اقوام در انتخاب افراد با قومیت خاص دارد. از این رو نقش اقوام بسیار با اهمیت بوده و پی بردن به تاثیر اقوام در مشارکت سیاسی می تواند راههای مناسب برای پیدا کردن پیامدهای مثبت و منفی این مسئله را آشکار نماید. بنابراین تحقیق حاضر در پی چرایی و چگونگی تاثیر اقوام به عنوان متغیر مستقل بر انتخابات مجلس شورای اسلامی (متغیر وابسته) در سه دوره اخیر استان گیلان می باشد.
1-2- اهمیت و ضرورت تحقیق
انتخابات نوعي كنش است كه همواره به تعريف و تعيين ميزان مشاركت سياسي در عرصه نظام اجتماعي مي‌پردازد. به عبارت ديگر، انتخابات از يك سو ضمن بيان خصوصيات اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي رأي‌دهندگان، رأي‌آوران و رأي‌خواهان سياسي، سياق گزينش نامزدهاي انتخاباتي را معرفي مي‌كند و با تأكيد بر شرايط تعاملاتي تلاقي آرمان‌ها و انتظارات فردي و ساخت سياسي و از طرف ديگر به كار تحليل فرايند تربيت سياسي، چگونگي ايفاي نقش‌هاي سياسي و موضع‌گيري‌هاي رأي‌دهندگان نسبت به نظام حاكم سياسي مي‌آيد. به اين ترتيب انتخابات يكي از طرق تبلور افكار عمومي است كه به عنوان يكي از سطوح اوليه مشاركت سياسي معرفي مي‌شود.
انتخابات بعنوان يك رفتارسياسي، مبين مرتبه اي از مشاركت سياسي است كه هر جامعه و هر فردي در جامعه بر اساس فهم سياسي خود در محيط جغرافيايي جهت حمايت، اصلاح و تغيير در آن شركت مي كند و بخشي از اراده مردم را در اداره امور به حكومت واگذار مي نمايد. در اين فرايند عوامل موثري از جمله اقوام مختلف دخيل هستند که با شناخت دقيق تر اقوام ساکن می توان به بررسي عوامل مختلف مؤثر در نتايج انتخابات از جمله عوامل مؤثر بر رفتار رأي دهندگان پرداخت. اين عامل در زمانها و مكانهاي مختلف، تأثيرات متفاوتي بر نتايج انتخابات باقي مي گذارد که بررسي و شناسايي آن هم براي حاكمان سياسي كشور و هم براي احزاب و گروههاي سياسي مفيد خواهد بود و مي توان در برنامه ريزي هاي آينده انتخاباتي از نتايج آن استفاده کرد. بنابراین با توجه به نقش و اهميت برگزاري انتخابات در يك جامعه و تأثير آراء اقوام در سرنوشت خود و كشورشان، انجام چنين تحقيقاتي كه به بررسي تأثير عناصر مختلف بر انتخابات مي پردازد، مي تواند شرايطي فراهم نمايد تا انتخاب كنندگان، انتخاب شوندگان و برگزار كنندگان انتخابات با آگاهي و اطلاعات بيشتري از جغرافياي انتخابات نواحي مختلف به فعاليت بپردازند.
1-3- اهداف تحقيق
1-3-1- هدف اصلی
• شناخت مهمترین تاثیرات اقوام بر انتخابات مجلس شورای اسلامی شهرستان های غرب گیلان
1-3-2- اهداف فرعی
3. بررسی رابطه بین جمعیت اقوام ساکن در شهرستان های غرب گیلان و احتمال پیروزی کاندیداها در انتخابات.
4. بررسی رابطه بین پیروزی کاندیداها در سه دوره اخیر مجلس شورای اسلامی و قومیت آنها.
1-4- اهداف کاربردی (بهره برداران نتایج تحقیق)
نتايج اين تحقيق مي تواند مورد استفاده دستگاههايي همانند مركز پژوهش هاي مجلس شوراي اسلامي، وزارت كشور، استانداري، فرمانداري و … قرار گيرد و يا به عملكرد بهتر كساني كه توسط مردم انتخاب شده اند و يا خود را در آينده به عنوان كانديدا معرفي مي نمايند و يا به افزايش سطح آگاهي مردم براي يك انتخاب درست كمك نمايد.
1-5- سوالات تحقیق
1-5-1- سوال اصلی
• اقوام ساکن در شهرستان های غرب گیلان چگونه می توانند بر نتایج انتخابات مجلس شورای اسلامی تاثیر بگذارند؟
1-5-2- سوالات فرعی
1. بین جمعیت اقوام ساکن در شهرستان های غرب گیلان و احتمال پیروزی کاندیداها در انتخابات چه رابطه ای وجود داشته است؟
2. بین پیروزی کاندیداها در سه دوره اخیر مجلس شورای اسلامی در شهرستان های غرب گیلان و قومیت آنها چه رابطه ای وجود داشته است؟
1-6- فرضيه‌های تحقیق
1. به نظر می رسد بین جمعیت اقوام ساکن در شهرستان های غرب گیلان و احتمال پیروزی کاندیداها در انتخابات رابطه مستقیم وجود داشته است.
2. به نظر می رسد بین پیروزی کاندیداها در سه دوره اخیر مجلس شورای اسلامی و قومیت آنها رابطه مستقیم وجود داشته است.
1-7- تعریف واژه ها و مفاهیم
1-7-1- مشارکت سیاسی مشارکت سیاسی به فعالیت هایی گفته می شود که شهروندان به طور مستقیم یا غیر مستقیم و در اندازه های مختلف برای تأثیرگذاری بر گزینش اعضای دولت و حکومت یا برنامه ها و فعالیت های آنان انجام می دهند. یا به هر عمل که با انگیزه سیاسی، تلاش برای یک مقام دولتی، شرکت در راهپیمایی، اعتراض خشونت آمیز و امثال اینها مشارکت سیاسی گفته می شود. مشارکت سیاسی ابزاری برای کسب مزیتهای سیاسی است(پرچمی، 1386: 39). مهمترین ویژگی کنش سیاسی در جوامع مدرن شامل هنجارمندی آن می باشد و این هنجار مندی در قالب انتخابات تبلور می یابد(مقیمی،1391: 12) مشارکت سیاسی تابعی از تحولات مختلف سیاسی- اداری، حقوقی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی است (سیف زاده،1373:165 )
1-7-2- انتخابات
انتخابات فرآيندي است كه طي آن مقامات اداري در سطوح ملي يا محلي با در نظرگرفتن ضوابط معين از طريق مراجعه به آراي شهروندان برگزيده مي شوند(رهنورد، 1389: 15-16) در فرهنگ لغت معين انتخابات عبارت است از برگزيدن چيزي و يا كسي براي كاري و يا برگزيدن شخصي براي رياست جمهوري، براي مجلس، انجمن شهر و… مي باشد(معين، 1385: 263) به عبارتي انتخابات مجموعه عملياتي است كه در جهت گزينش فرمانروايان يا تعيين ناظراني براي مهار كردن قدرت، تدبير شده است. از اين ديدگاه انتخابات به معناي فنون گزينش و شيوه هاي مختلف تعيين فرمانروايان و نمايندگان است و ابزاري است كه به وسيله آن توان اراده شهروندان را در شكل گيري نهادهاي سياسي و تعيين متصديان اعمال اقتدار سياسي مداخله داد(قاضي شريعت پناهي،1373: 679).
1-7-3- حوزه انتخاباتی
حوزه های انتخاباتی در حقیقت مناطق سیاسی اند که در مقام واحد های جغرافیایی سیاسی نقش آفرینی می کنند(مجتهدزاده، 1381: 37). پيش نياز انتخابات و تعيين نمايندگان مردم، ترسيم سرزمين به حوزه هاي انتخاباتي با مرزهاي مشخص و متناسب با ويژگي هاي جغرافيايي، پذيرش عمومي و قوانين انتخاباتي است. اين محدوده هاي جغرافيايي در مقام بستري براي انتخابات نمايندگان در سطوح مختلف محلي،ناحيه اي و ملي، تأثير قطعي بر تركيب و كاركرد نهادهاي سياسي حكومت دارد(كاوياني راد، 1386: 481)
1-7-4- رأی دهندگان
از عناصر كليدي انتخابات، انتخاب كنندگان(رأی دهندگان) می باشند؛ شهروندانی واجد شرايط رأي دادن كه براي واگذاري قدرت و انتقال آن به نامزدهاي انتخاباتي، وارد عرصه انتخابات مي شوند(رهنورد، 1389: 16) مشارکت سیاسی انتخاباتی همواره دارای سه جزء جدا نشدنی است: انتخاب شوندگان، انتخاب کنندگان و برگزار کنندگان مي باشد(دارابی، 1388: 110)
1-7-5- ویژگی های جغرافیایی
محیط جغرافیایی از یک سو، عرصه کنش متقابل سازندگانی طبیعی است که لایه زندگی را می سازند و از سویی، نیازها و توانش های مادی و معنوی انسان در پیوند با این عناصر امکان تأمین و بروز می یابند که نتیجه نهایی چنین فرایندهای پیچیده اجتماعی و بیوفیزیکی، شکل گیری پدیده فضاست که بنیاد دانش جغرافیا به شمار می رود. فضا پدیده ای عینی و نسبی است که از روابط متقابل عوامل و عناصر طبیعی و اجتماعی شکل می گیرد. این عوامل در خلق ساختار فضایی و تبع عملکرد فضایی نقش بنیادی دارند. بر این اساس، ارائه هر گونه تعریف از جغرافیا نمی تواند جدای از «سنت فضا» تعریف و عملیاتی شود. از این رو، جغرافیا علمی است که به مطالعه پدیدارهای فضایی می پردازد. پدیدارهایی که برساخته نظام سیاسی، اقتصادی و اجتماعی حاکم به شمار می روند. از چنین نظرگاهی است که جغرافیا، پراکندگی، افتراق و باز ساخت مکانی- فضایی پدیده ها را در ارتباط با ساختار اجتماعی اقتصادی تبیین می کند.
1-7-6- ویژگی های جمعیتی
واژه جمعيت ممکن است به هر اجتماعى از افراد انساني، در هر مکان، خواه به‌ طور مستمر يا موقت، گفته شود ليکن به‌عنوان تعريف نهائي، جمعيت تجمعى از افراد انسانى است که در منطقه‌اى معين (روستا، شهر، شهرستان، استان يا کشور) به ‌طور مستمر و معمولاً به شکل مجموعه‌اى از خانوارها زندگى مى‌کنند و پايگاه سياسي، شرايط ملى و قومى واحدى دارند، اطلاق می شود. جمعیت از دو جنبه کمی و کیفی مورد توجه قرار می گیرد. واژه جمعيت شناسي مترادف دموگرافي است كه از دو ريشه دموس به معناي مردم و گرافوس به معناي نوشتار يا نگارش گرفته شده است. معناي دقيق واژه دموگرافي كه در برخي از منابع جمعيتي نيز به كار رفته جمعيت نگاري است كه در زبان فارسي به جمعيت شناسي ترجمه شده است. به طور كلي جمعيت شناسي علم مطالعه جمعيت هاي انساني است؛ اما تعريف جمعيت شناسي به صورت جامع و كامل عبارت است از مطالعه علمي، توصيفي و تحليل آماري ساختار و حركات جمعيت هاي انساني و همچنين بررسي سياست هاي  جمعيتي و روابط متقابلي كه ميان پديده هاي جمعيتي و عوامل اقتصادي ،اجتماعي و زيستي وجود دارد
1-8- فرآيند اجراي تحقيق
مراحل اجراي اين پايان نامه به اين شرح است كه ابتدا مطالعات و بررسي هاي اوليه انجام شد و سپس متغير وابسته و متغير مستقل مشخص شد و در ادامه به صورت پروپوزال ارايه گرديد. بعد از تصويب پروپوزال، برای پایان نامه پنج فصل در نظر گرفته و جمع آوري اطلاعات به صورت گسترده آغاز شد و فصل هاي پايان نامه باتوجه به اطلاعات بدست آمده تكميل گرديد. در نهايت با تجزيه و تحليل اطلاعات و جداول تنظيم شده، فرضيه ها مورد آزمون قرار گرفت و نتايج مشخص شد.
1-9- روش تحقيق
روش تحقیق به صورت توصیفی- تحلیلی بوده و داده ها از منابع موجود و مطالعات میدانی جمع آوری شد.
1-9-1- روش گردآوري اطلاعات
جهت گردآوري داده ها از روش کتابخانه ای و بررسی اسنادی و میدانی استفاده شد. اطلاعات مورد نیاز نیز با مطالعه متون، مقالات، کتب، نقشه و پایگاههای اینترنتی و با استفاده از روش فیش برداری حول محور موضوع مورد بحث جمع آوری گردید .
1-9-2- ابزار گردآوري
ابزار گردآوری اطلاعات در روش کتابخانه ای به صورت فیش برداری، جدول و بانکهای اطلاعاتی می باشد. همچنین جهت تهیه آمارهای لازم به استانداری، فرمانداری ها، ادارات و سازمانهای متولی و همچنین سایتهای اینترنتی مختلف مراجعه شد. در مطالعات میدانی نیز به مصاحبه با افراد صاحبنظر و همچنین مشاهده از محل مورد نظر بهره گرفته شد
1-9-3- روش تجزيه و تحليل اطلاعات
پس از جمع آوری اطلاعات ازطریق ابزارهای گردآوری، داده های خام مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و برای تجزیه و تحلیل اطلاعات با توجه به ماهیت داده ها از روشهای آماری توصیفی مناسب استفاده شد.
1-9-4- جامعه آماری و قلمرو مكاني تحقيق
اين پايان نامه در قلمرو غرب استان گيلان انجام گرفته است و شهرستان هاي آستارا، تالش، رضوانشهر، ماسال:ومعه سرا، فومن و شفت را شامل مي باشد.
1-10- محدوديت هاي تحقيق
هر محققي در مسير جمع آوري اطلاعات و بدست آوردن نتايج تحقيق با مشكلات و محدويت هايي مواجه مي شود. در انجام اين تحقيق نيز محدويت ها و مشكلاتي مختلفي وجود داشت كه مهمترين آنها عبارتند از:
1. با توجه به اينكه سامانه الكترونيكي و طبقه بندي مناسبي از اطلاعات سال هاي قبل براي بدست آوردن بسياری از اطلاعات در ادارات وجود نداشت، پيشرفت كار با مشكل مواجه بود.
2. جمع آوري آمار و اطلاعات مورد نیاز به راحتي در اختيار محقق گذاشته نشد.
1-11- پیشینه تحقیق
مهمترین مطالعات انجام شده درزمینه تحقیق شامل موارد زیرمی باشد:
• در پژوهشی که زهرا پيشگاهي فرد و رقیه شریفی چابکی در سال1390 تحت عنوان «بررسی جغرافیاي انتخابات در استان گیلان» انجام داده اند نتایج زیر حاصل شده است: هرچند یکی از عوامل مؤثر در واگرایی، می تواند ساختار توپوگرافیک ایران باشد، مشارکت مردم استان گیلان در تمامی انتخابات برگزار شده بعد از انقلاب از جمله انتخابات هشت دوره بالاتر از میانگین درصد مشارکت کل کشور بوده است. همچنین منحنی مشارکت استان گیلان، انطباق زیادي با منحنی مشارکت کشوري داشته است و این مسأله همگرایی فراوان مردم این استان با نظام جمهوري اسلامی ایران می باشد. با توجه به گرایش جناحی نمایندگان در استان گیلان، بیشترین نقش و فعالیت را در طی این 8 دوره انتخابات پارلمانی جناح روحانیت(راست) داشته است. بنابراین قدرت جناح روحانیت(راست) در پیشبرد اهداف خود در استان بسیار زیاد بوده و احتمال این که در آینده در استان گیلان جناح روحانیت تمامی قدرت و کرسی پارلمانی را در اختیار داشته باشد بسیار بالا است. چنان که در دوره هشتم مجلس شوراي اسلامی تمامی کرسی پارلمان را در استان گیلان جناح روحانیت در اختیار داشت. از سوي دیگر براي انتخاب شدگان و حامیان فعال آنها، جغرافیاي انتخاباتی ابزاري غیرقابل چشم پوشی براي بهتر ارزیابی کردن منافع است و شناخت دقیق تري از مناطق ارائه می دهد که به کارگیري تلاش در یک کار سیاسی عمیق، یا بسیج فعالان، یا وقت مبارزات انتخاباتی، براي تغییر تعادل در آنها مثمرثمرتر است. (پيشگاهي فرد، 1390، فصلنامه چشم انداز جغرافیایی)
• در مقاله ای كه علي دارابي در سال 1388 تحت عنوان «جامعه شناسی انتخابات و رفتار انتخاباتی در جمهوری اسلامی ایران» انجام داده اند ضمن نقد، ارزیابی و تحلیل مفهومی نظریات معطوف به انتخابات و رفتار انتخاباتی بر این مسئله تأکید دارد که رفتار انتخاباتی پدیده ای زمان پرورده ، زمینه پرورده و مکان پرورده است. بدین خاطر نمی توان به فرا نظریه ای جهان شمول دست یافت که چرایی و چگونگی و محتوای رأی دهی در همه کشورهای جهان و حتی همه حوزه های انتخابیه درون یک واحد جغرافیایی را در سپهر آن مورد تحلیل و ارزیابی قرار داد. به رغم حاکمیت سه الگو و رویکرد نظری جامعه شناسی، اقتصاد سیاسی و روانشناسی سیاسی در تحلیل رفتار انتخاباتی در سراسر دنیا و با توجه به اینکه این دیدگاه ها به فضای گفتمانی، محیطی و زمانی جوامع غربی اشاره دارند هیچ یک از این دیدگاه ها به تنهایی قابلیت تبیین رفتار انتخاباتی شهروندان ایرانی را ندارد. لذا تأکید بر هر کدام از این الگوهای نظری در تحلیل رفتار انتخاباتی شهروندان ایرانی یک جانبه، خطا و گمراه کننده خواهد بود. بر این اساس ضرورت دارد با جرح و تعدیل این دیدگاه ها و منطبق سازی آنها با مفروضه زمان پرورده و مکان پرورده بودن رفتار انتخاباتی در جامعه ایرانی به تحلیل رفتار انتخاباتی شهروندان در جمهوری اسلامی ایران اقدام ورزید. (دارابي، 1388، فصلنامه سیاست خارجی)
• نتایج پایان نامه مریم بایی لاشکی در سال 1388 در دانشگاه تهران تحت عنوان «تحلیل رفتار انتخاباتی ایرانیان مورد مطالعه حوزه انتخابیه نوشهر و چالوس در انتخابات دوره 8 مجلس شورای اسلامی» بدین شرح است: در بررسي رفتار انتخاباتي مردم در حوزه انتخابيه نوشهر و چالوس در دوره هشتم مجلس شورا با استفاده از مطالعه ميداني و نيز با بررسي نتيجه انتخابات در هر دو مرحله نتايج نشان می دهد که عواملي چون سوابق تحصيلي و كاري كانديدا، ميزان و نوع تبليغات كانديدا، حمايت شخصيتهاي سياسي و اجتماعي از برخي كانديداها و مهمتر از همه بومي بودن كانديداها در تعيين نوع رفتارانتخاباتي مردم بسيار موثر بوده است و در مقابل برخي از فرضيات مانند نقش احزاب در رفتار انتخاباتي مردم رد مي شود زيرا نشان مي دهد احزاب نقش چنداني در شكل دهي رفتار مردم نداشته است. كانديداها نيز در جريان تبليغات انتخاباتي خود كمتر بر وابستگي حزبي خود تاكيد داشتند و بيشتر به سوابق كاري و تحصيلاتي و تواناييهاي خود اشاره مي كردند. بنابراين رفتار انتخاباتي مردم اين حوزه بيشتر تحت تاثير شرايط سياسي اجتماعي و فرهنگي حاكم بر اين منطقه است (بايي لاشكي ،1388).
• در پایان نامه ای كه مصطفي كاوئي در سال 1383 در دانشگاه دانشگاه تهران تحت عنوان «بررسي جغرافياي انتخابات رياست جمهوري دوره هشتم مطالعه موردي استان اصفهان» انجام داد به تحليل و ارزيابي رفتار انتخاباتي مردم اصفهان و عواملي كه برآن تأثير دارند، پرداخت. نتايج اين تحقيق نشان داد كه تصميم گيريهاي مردم در سطح استان در فرآيند انتخابات رياست جمهوري از معيارهاي خاص خود پيروي مي كند و عليرغم آنكه احزاب در فرآيند انتخابات نقش بسيار مؤثري دارند؛ اما در تصميم گيري هاي مردم در اين استان احزاب نقش بسيار كمي دارند. همين طور نوع اشتغال به نوبه خود مي تواند در جريان انتخابات و مشاركت سياسي آنها تأثيرگذار باشد. در نهايت به طور قطع به اين نتيجه رسيدند كه گرايش ساكنان اين استان در تمام شهرستان ها رفتاري ثابت است(كاوئي، 1383).
• مراد كاوياني راد در سال 1386 مقاله ای كه تحت عنوان «جغرافياي انتخابات» انجام داد نشان دادكه پيش نياز انتخابات و تعيين نمايندگان مردم، تقسيم سرزمين به حوزه هاي انتخاباتي ویژگي هاي جغرافيايي، پذيرش عمومي و قوانين انتخاباتي است. اين محدوده هاي جغرافيايي در مقام بستري براي انتخاب نمايندگان در سطوح مختلف محلي، ناحيه اي و ملي، تأثير قطعي بر تركيب و كاركرد نهاد هاي سياسي حكومت دارد. از اين رو، ناحيه بندي سرزمين به حوزه هاي انتخاباتي، بر ايه شماري از شناسه هاي جمعيتي، فرهنگي، سرزميني و بهره گيري از سامانه اطلاعات جغرافيايي، كانون توجه جغرافياي انتخابات است. (كاوياني راد،1386، فصلنامه مطالعات راهبردی)
• در پایان نامه ای كه توسط علي شهيدي نيا در سال 1379 در دانشگاه شهید بهشتی تحت عنوان«عوامل مؤثر بر رفتار انتخاباتي، ترجيحات رأي دهي رأي دهندگان استان كرمانشاه طي دوره اول تا پنجم مجلس شوراي اسلامي از ديدگاه كارشناسان استان كرمانشاه» انجام داد، اين نتايج به دست آمد: مهمترين متغير مؤثر بر ترجيحات رأي دهي عموم رأي دهندگان استان كرمانشاه، وابستگي ايلي، طايفه اي و گروه گرايي محلي بوده است كه خود ناشي از ويژگي بارز فرهنگ سياسي رأي دهندگان مي باشد. متغير دوم تأثيرگذار بر ترجيحات رأي دهي، سواد و ميزان تحصيلات نامزدها و رأي دهندگان است. هر چه ميزان سواد و تحصيلات بالاتر باشد، رأي افراد رأي دهنده و ارائه ديدگاههاي نامزدها از آگاهي و شناخت بالاتري برخوردار بوده و انتخابات جنبه آگاهانه و شناختي بيشتري به خود مي گيرد. سومين متغير مؤثر بر ترجيحات رأي دهي رأي دهندگان استان كرمانشاه، احترام به پايگاه و منزلت اجتماعي افراد و اعتماد به آنان است. از آنجا كه احترام و اعتماد به افرادي كه داراي پايگاه و منزلت اجتماعي معنوي و اعتباري مي باشند بخشي از عدات و ارزش هاي دروني شده افراد بوده، در نتيجه افراد مذكور يا نامزدهاي مورد تأييد آنها شانس موفقيت بيشتري دارند. چهارمين متغير تأثيرگذار بر ترجيحات رأي دهي، وعده هاي اقتصادي و رفاهي نامزدهاست. اين امر باتوجه به محروميت استان از بعد توسعه(با توجه به قابليت هاي توسعه) و بالا بودن درصد بيكاري قابل توضيح بوده و بخشي از رأي دهندگان جهت رفع مشكلات مذكور به وعده هاي نامزدها در اين زمينه توجه نشان مي دهند. پنجمين متغير تأثيرگذار بر ترجيحات رأي دهي رأي دهندگان، بافت شهر(اصلي يا حاشيه اي) مي باشد. متغير مذكور مشتمل بر ميزان جمعيت تشكيل دهنده، گرايشها و باورهاي هر بافت مي باشد. بافت حاشيه اي با توجه به خلقيات، گرايشها، باورها و جمعيت زياد نسبت به بافت اصلي، تأثير تعيين كننده اي بر نتيجه انتخابات و نوع گزينش نامزدها دارد. ششمين متغير تأثيرگذار بر ترجيحات رأي دهي، كه تبيين كننده بخشي از آراء رأي دهندگان بوده، گرايش هاي سياسي نامزدها و رأي دهندگان مي باشد. با توجه به اينكه براساس يافته هاي تحقيق عموم مردم از گرايش هاي سياسي اطلاعات دقيق و كاملي ندارند، تكيه بر عامل گرايش سياسي به تنهائي براي پيروز شدن در انتخابات كافي نبوده و شانس موفقيت بسيار كم است. (شهيدي نيا، 1379).
• در پژوهشی كه حسين مسعود نيا در سال 1388 تحت عنوان«تأثير آگاهي سياسي دانشجويان بر تغيير نگرش آنها نسبت به مشروعيت نظام سياسي بر اساس نظريه وبر مورد مطالعه دانشگاه اصفهان» انجام داد به اين موارد اشاره نمود: بين دو سازه آگاهي سياسي و مشروعيت نظام سياسي كشور ارتباط معناداري وجود دارد. اما اين معناداري در جامعه مورد مطالعه بدين صورت است كه آگاهي سياسي با مشروعيت سياسي در دو بعد عقلايي و كاريزماتيكي آن رابطه معناداري دارد. اين معناداري در جامعه ايران از يك سو با نظريه وبر مبني بر دگرگوني در تلقي از مشروعيت سنتي به عقلاني بر اثر افزايش آگاهي سياسي مطابقت دارد و از سوي ديگر در تضاد است. چراكه براساس يافته هاي تحقيق به رغم حركت جامعه ايران به سمت عقلانيت بر اثر نوسازي و افزايش آگاهي سياسي دانشجويان، هم زمان با دگرگوني در تلقي تعداد زيادي از آنها از مشروعيت سنتي به عقلاني در خصوص نظام سياسي، موارد زيادي نيز مشاهده مي شود كه از بعد سنتي به بعد كاريزمايي تحول يافته است. لذا شايد بتوان اين گونه ادعا كرد كه نظريه وبر در خصوص مشروعيت سياسي از بعد سنتي به عقلاني در يك جامعه بر اثر افزايش آگاهي سياسي تا حدودي با تحولات نظام سياسي ايران انطباق دارد. (مسعودنيا، 1388، پژوهشنامه علوم سیاسی).
• پایان نامه ای كه جواد مهربان نيا در سال 1384 در دانشگاه تهران تحت عنوان «جغرافياي انتخابات رياست جمهوري در ايران مطالعه موردي استان كردستــان» انجام داد، در اين تحقيق، از منظر جغرافيايي به هشت دوره انتخابات رياست جمهوري در استان كردستان نگاه شده است. پس ‌از بيان ميزان مشاركت انتخاباتي حوزه‌هاي استان و گرايش ساكنين اين حوزه ها به كانديداهاي رقيب، به ارتباط ميان سهم فعالين اقتصادي و با سوادان حوزه‌هاي استان، مقايسه ميان جمعيت روستانشين و شهرنشين حوزه ها و شهرهاي دانشگاهي و غير دانشگاهي به لحاظ ميزان گرايش اين حوزه ها به كانديداي جناح چپ و راست طي هشت دوره انتخابات رياست جمهوري توجه شده است(مهربان نيا، 1384).
• زهرا پيشگاهي فرد و محمد جواد شوشتري در سال 1387 در مقاله ای با عنوان «مبانی جغرافيايی خاستگاه آراء مردم در هشتمين دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی» به اين موارد اشاره نموده اند: انتخابات در ایران زمینه مشارکت مدنی شهروندان در امور سیاسی را فراهم کرده و مشارکت شهروندان در انتخابات پس از پیروزی انقلاب اسلامی بیانگر حضور ایدئولوژیکی و رویکرد قومی- قبیله‌ای ناشی از حس خاص مکانی شهروندان می‌باشد. الگوی رفتاری جغرافیای انتخابات کشور در دوره هشتم مجلس شورای اسلامی نشان می دهد، حافظه تاریخی جامعه ایران در حال دگرگونی است و خرد جمعی متناسب با مسائل جدید، مسائل مبتلا به گذشته را به یاد آورده و در انتخاب آن را دخالت می دهد. با بررسی ساختار جغرافیایی آرای اخذ شده، باید به این نکته مهم اشاره نمود که کلاً فضای انتخاباتی مجلس هشتم در کشور متأثر از پیروزی اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهوری بود و همین موضوع کفه انتخابات را به نفع اصولگرایان سنگین می کرد. لذا پراکندگی آراء در کشور بیش از آنکه تابع وضعیت بومی، اقلیمی و منطقه ای باشد، بیشتر تابع تلاش سیاسی جناح اصولگرا برای چینش ساختاری یکدست و هماهنگ با گرایش سیاسی حاکم بر دولت در قوه مقننه بود و نتایج بیانگر حضور تعداد حداکثری از جناح اصولگرا در مجلس بود. (پيشگاهي فرد، 1387)
اما تحقیق حاضر برآن نظر است کهفرهنگ عمومی و فرهنگ سیاسی و اجتماعی تحت تاثیر مبانی خویشاوندی، امنیت یابی، احساس بیگانگی نسبت به بیرون از قوم است. فرهنگ حذف رقبا، علاقه به افراد بی کفایت برای واگذاری سمت های کلیدی، روش سرکوب برای حل و فصل اختلاف و تضاد، فقدان رقابت و انتخاب بر اساس اهلیت است و هنگامی که حس تعلق به قوم قوی باشد این تعهدات در مقابل قوم ایفا می شود. لذا هرگاه فردی از قومی به موقعیت اجتماعی و سیاسی بارزی برسد، نقش ها و خدمات و مشاغل متعددی را به اعضای همان قوم واگذار می کند. از این طریق شخصی که صاحب منصبی شده است به پشتوانه های محکمی دسترسی پیدا می کند.
بنابراین علت حضور اقوام در مشارکت های سیاسی می تواند به علل زیر باشد:
1. قدرت نمایی قومی و اینکه وزن و اقتدار خود را به دیگران نشان دهند.
2. رسیدن به اهداف مادی و به دست آوردن مناصب سیاسی و اجتماعی.
3. ترس از به قدرت رسیدن اقوام مقابل.
از این رو تحقیق حاضر به کنکاش در این زمینه می پردازد
فصل دوم
رهیافتهای نظری تحقیق
2-1- مقدمه
چگونگی اداره جامعه از جمله دغدغه‎های دیرین بشر است. دغدغه‎ای كه ریشه در نیاز‎های طبیعی و اجتماعی دارد. واقعیتهای زندگی انسانها نشان می‎دهد كه زندگی آنان در تنهایی و انزوا هم ناممكن و هم ناپسند است، بر این اساس چگونگی تنظیم روابط اجتماعی و اداره اجتماعات، از همان آغاز همواره از مسایل مهم و حیاتی گروههای انسانی بوده است. امروزه پس از میلیونها سال تجربه حیات اجتماعی، روشهای اداره جوامع – به لحاظ شكل و محتوا – یك روند رو به كمال را طی كرده است. محوری‎ترین تفاوت این روشها را اصل اساسی مشاركت تعیین می‎كند. میزان و چگونگی مشاركت آحاد مردم در هر اجتماع سیاسی در زمینه جهت دهی و اداره آن جامعه تعیین كننده شكل و محتوای حكومت آن جامعه است، براین اساس ویژگی حكومتهای مستبد و دموكراتیك با انحاء گوناگون شكل می‎گیرند. ادعای اینكه شكل جمهوری مبتنی بر روشهای دموكراتیك در عصر حاضر در مقایسه با سایر روشها كاملترین سیستمی است كه جوامع بشری برای اداره خود مدنظر قرار داده‎اند، بیهوده نیست. مقبولیت و جذابیت دموكراسی تا حدی است كه حتی مخالفان آن هم، علنی و صریح با آن مخالفت ندارند. در نظام مبتنی بر دموكراسی كه مفهوم كلیدی آن مشاركت است (كوهن، 1973 : 27) براساس پذیرش اصل اكثریت، اجتماع، معمولا دسته جات و گروههایی با شكل و محتوای متفاوت، وجود دارند كه اقلیت نامیده می‎شوند. اینكه یك سیستم سیاسی چگونه با این اقلیتها رفتار كند كه ماهیت دموكراتیك آن خدشه دارنشود از موضوعات مهمی است كه نظریات متفاوتی در مورد آن وجود دارد. از این رو در این فصل از پایان نامه ابتدا دیدگاهها و نظرات رایج درخصوص انتخابات را مطرح و سپس چالشهای پیرامون اقلیت قومی در ایران و چگونگی مشاركت آنان در سیستم سیاسی كشور را بررسی خواهیم نمود.
2-2- مفهوم قدرت ملی
انسان به عنوان يكي از دو عنصر اصلي ژئوپليتيك(جغرافيا و انسان) است و جمعيت با دو بعد كمي و كيفي ويژگيهاي مختلفي دارد که به عنوان یکی از سرچشمه های قدرت ملی، عاملی مؤثر در تحولات آن محسوب می شود. قدرت ملي صفت جمعي افراد يك ملت يا ويژگي كلي يك كشور را منعكس مي كند كه برآيند توانايي ها و مقدورات آن ملت يا كشور محسوب مي شود. به عبارتی قدرت ملی در حقیقت به عوامل اصلی یک کشور اطلاق می شود که در حوزه های مختلف باعث رشد و شکوفایی آن ملت نسبت به ملت های دیگر می شود. قدرت ملي به عنوان مفهومي ژئوپوليتيكي و پدیده ای نسبی، برآیندی از توانایی های مادی و معنوی یک جامعه است که با هدف تأمین منافع ملی در قلمرو داخلی و خارجی بکار گرفته می شود. قدرت در عین اینکه نسبی است و با گذشت زمان دگرگون می شود؛ اما هدفدار است و برای دستیابی به مقاصدی به کار می رود. قدرت ملی خصلتی پویا دارد و در عین حال که به صورت هدف ملی تجلی پیدا می کند، در واقع وسیله ای است در دست دولت ها و رهبران سیاسی که از آن برای هدفهای ملی و حفاظت و بسط آن استفاده می نمایند (حافظ نیا، 1389: 47).
قدرت ملی به دو صورت عام و خاص مطرح است و دارای سطوح مختلفی می باشد و قلمرو آن را به داخلی و خارجی تقسیم می نمایند. همچنين برای قدرت ملي دو وجه نفوذ و زور در نظر گرفته شده است. باید توجه نمود که قابلیت کارکردی قدرت ملی بسیار زیاد می باشد که تأمین خواسته های واقعی یک ملت مهمترین کاربرد آن باشد. خواسته های یک ملت باید تابعی از قدرت ملی یک کشور باشد و قدرت ملی یک کشور باید براساس خواسته های یک ملت طراحی شود(همان منبع، 1389:ص 69-68)
قدرت وقتی در قالب یک جامعه یا ملت نگریسته شود و برآیندی از توانایی های مادی و معنوی آن ملت محسوب شود، جنبه ی ملی پیدا می کند. به عبارتی دقیق تر، مجموعه انسانهایی که تشکیل ملتی را داده که در شکل یک کشور سازمان سیاسی پیدا کرده اند دارای قدرتی می باشند که از برآیند قوای ترکیب شده آنها به دست می آید و می توان آن را قدرت ملی آن کشور یا ملت دانست. چنین قدرتی حاصل ترکیب و جمع جبری وجوه مثبت و منفی عناصر و بنیان های قدرت آن کشور می باشد که از پویایی برخوردار بوده است و نسبت به ملت ها و کشورهای دیگر قابل فهم و درک است. هانگ سوفنگ دانشمند مشهور چینی، در اثرش با عنوان قدرت ملی جامع، قدرت ملی را چنین تعریف می کند: قدرت ملی عبارت است از : قدرت کامل و نفوذ بین المللی یک ملت هم در عرصه قدرت مادی و معنوی که ملت از آن برای بقاء و توسعه استفاده می کند. (زرقانی، 1389:ص 151-150)
2-3- سرچشمه های قدرت ملی
قدرت ملی دارای منشأ و مبادی گوناگونی است که در یک کارکرد جمعی به تولید قدرت می پردازند. عوامل اصلی شکل دهنده به قدرت ملی کشورها در حوزه های مختلف اقتصادی، سیاسی، نظامی، اجتماعی، علمی و … قرار دارند. برخی از عوامل قدرت نقش اساسی و مبنایی داشته و برخی به طور ثانوی مطرح می شوند. متغیرهای هریک از عوامل مزبور نیز ممکن است جنبه کمی و کیفی داشته باشند(حافظ نیا، 1389: 68)
عده ای از صاحب نظران نیز منبع قدرت ملی را دو دسته کلی مادی و معنوی بیان می کنند. چنانکه رضا سیمبر در کتاب روابط بین الملل و دیپلماسی صلح در نظام متحول جهانی عوامل موثر بر قدرت را به طور کلی به دو دسته تقسیم نموده است: عوامل اقتصادی قدرت: ارتباط میان توان های اقتصادی و قدرت یک واقعیت قدیمی بوده که در زمان معاصر نیز مورد تأکید قرار گرفته است. توانایی اقتصادی یک بازیگر بین المللی عامل عمده ای در میزان تأثیرگذاری آن در امور بین المللی است. عوامل اقتصادی مثل مواد خام ، منابع انرژی و… . عوامل معنوی قدرت: عوامل معنوی قدرت در عرصه روابط بین الملل متناوب و گوناگون هستند. از میان آنها می توان به مواردی اشاره نمود: هویت قومی و مذهبی، مشروعیت، ریشه های زبانی، شهرت و معروفیت، اراده و خواسته، توانایی جذب حمایت خارجی، وحدت فرهنگی و مفهومی، رهبری، استراتژی سیاسی و تاکتیکهای، نحوه زندگی و… . عوامل معنوی قدرت دارای ماهیت روانی هستند(سيمبر،1388: 60).
همچنین افرادی مثل مارتین گلاسنر جغرافیدان سیاسی عوامل قدرت ملی را سرزمین، جمعیت، حکومت(ساختار، كارائي، مردمي بودن، مقبوليت عمومي، كيفيت مديران و رهبران سياسي، سلامت عملكرد، قانونگرائي و غير آن )، اقتصاد، ارتباطات، قوه نظامی، روابط خارجی بیان می نمایند(حافظ نیا، 1389: 69)
محمدرضا حافظ نيا در كتاب قدرت و منافع ملي، مباني و عواملي قدرت ملي را به 9 دسته تقسيم مي كند كه عبارتند از:
عوامل اقتصادي
عوامل جغرافياي طبيعي يا سرزميني شامل
عوامل سياسي
عوامل علمي و تكنولوژيكي
عوامل اجتماعي
عوامل فرهنگي
عوامل نظامي
عوامل فرامرزي
عوامل و سرچشمه هاي فضايي
حافظ نيا عوامل سياسي را شامل كارايي سازمان



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید