عنوان: تحلیل اطلاعات جغرافیای سیاسی دبیران و دانش آموزان متوسطه شهرستان رودبار
چکیده
در جغرافیا ، واقعیتهای جغرافیایی و یا اطلاعات جغرافیایی ، با سایر واقعیتها و اطلاعات تفاوت دارد . بدینسان که هر واقعیت و اطلاعات جغرافیایی،با مکان پیوند می خورد .زمانی که این پیوند صورت گیرد وارد مبحث و رشته جغرافیای سیاسی می شویم،جغرافياي سياسي شاخه‌اي از جغرافياي انساني است. امروزه طبق آخرين تعريف، نقش ويژه جغرافياي سياسي تحليل فضايي پديده‌هاي سياسي و شناسايي فرايندهاي سياسي است.در این پایان نامه نگارنده می خواهد به تحلیل اطلاعات جغرافیای سیاسی معلمان و دانش آموزان در سطح شهرستان رودبار بپردازد،لذا پایا ن نامه در پنج فصل تنظیم گردیده است،در فصل اول به کلیات تحقیق،فصل دوم مبانی نظری و تعریف مفاهیم پرداخته ایم،با توجه به محدوده مورد مطالعه (شهرستان رودبار)در فصل سوم به مواد و روش ها و همچنین مشخصات جغرافیایی این شهر پرداخته ایم، تحلیل اطلاعات در فصل چهارم این پایان نامه از طریق نرم افزارspssصورت گرفته است،در نهایت فصل پنجم ارزیابی فرضیه و نتیجه گیری این پایان نامه است.این پایان نامه درجهت پاسخگویی به سوال زیربوده است:
عوامل تاثیرگذار بر میزان سطح اطلاعات جغرافیای سیاسی دبیران و دانش آموزان متوسطه شهرستان رودبار کدامند؟
اهداف این تحقیق عبارتند از:
1. تحلیل مولفه های تاثیرگزاربر اطلاعات جغرافیای سیاسی دبیران و دانش آموزان مقطع متوسطه شهرستان رودبار
2. تبیین اطلاعات جغرافیای سیاسی دبیران و دانش آموزان مقطع متوسطه شهرستان رودبار
3. بررسی و آشنایی اطلاعات جغرافیای سیاسی دبیران و دانش آموزان مقطع متوسطه شهرستان رودبار
یافته های تحقیق حاکی از آن است که اطلاعات جغرافیایی معلمان دانش آموزان شهرستان رودبار بیشتر از اطلاعات جغرافیای سیاسی آنها است.همچنین رسانه بیشترین تاثیر را در کسب اطلاعات این قشر داشته است.
واژگان کلیدی:جغرافیا،اطلاعات جغرافیایی،معلمان،دانش آموزان،شهرستان رودبار
مقدمه
امروزه بدون شک جغرافیای سیاسی از گستره بسیار وسیع تر از بیست یا سی سال گذشته برخوردار است.(پایمرد،106:1391)جغرافیای سیاسی دانشی است کهن و دارای قدمت که عمر آن برابر با تاریخ تشکیل اولین مجتمع های انسانی می باشد.یعنی زمانی که انسان بر اساس نیازهای خاص خود،اقدام به تصمیم گیری کرد و اثر آن تصمیم گیری موجب پیدایش روستاها،شهرها و به ویژه کشورها شد،جغرافیای سیاسی پا به عرصه ظهور گذاشت.از روسای قبیله گرفته تا فرماندهان و پادشاهان به خصوص دانشمندان در اداره و کنترل امورات خود بدون آنکه از مفهوم جغرافیای سیاسی استفاده کننددر حل و فصل مسایل مختلف زمان خود مانندجنگ،صلح و مسایل نظامی،سیاسی،اجتماعی و اقتصادی و….از دانش جغرافیای سیاسی بهره جسته اند؛تا این که،بالاخره،در اواخر قرن نوزدهم جغرافیدان آلمانی فردریک راتزل،اصلاح جغرافیای سیاسی را برای اولین بار مطرح ساخت.گرچه،به نظر می رسد،در آن زمان موضوعات اصلی جغرافیای سیاسی،دولت ها و مرزها بوده اند،اما با گذشت زمان،روز به روز،بر موضوعات آن افزوده شد.تاجایی که در فرایند جهانی شدن نقش دولت ها و مرزها کمرنگ تر شده و مسائل فرامرزی نه بین دولت ها،بلکه میان ملت ها سر بر آورده است.(زین العابدین،12:1385)لذا در این پایان نامه نگارنده میخواهد به تحلیل اطلاعات جغرافیای سیاسی در بین دانش آموزان و معلمان در سطح شهرستان رودبار بپردازد،همانطور که بیان شد به دلیل گستردگی مفهوم و اطلاعات جغرافیای سیاسی در زمان حاضر و محدود بودن تحقیق فوق بر آنیم که بخش اعظم و مهم اطلاعات جغرافیای سیاسی را مورد تحلیل و کنکاش قرار دهیم.
1-1بیان مسئله
پژوهش های اجتماعی ابتدا از مسایلی آغاز می شود که به گونه ای “معما” هستند، اما ناروشنی، همیشه فقدان آگاهی و اطلاعات نسبت به یک موضوع نیست ، بلکه شکاف در فهم و اهمیت موضوع ، خود می تواند بخش اصلی یک معما باشد.داشتن اطلاعات در زمینه رشته های با اهمیت یکی از ملزوماتی است که باید از حالت معما خارج گردد .با توجه به اینکه جغرافیا امروزه از اهمیت زیادی برخوردار است و با وجود اهمیتی که دانش جغرافیا دارد  معهذا بسیاری از مردم اطلاعات چندانی از این علم ندارند و با توانمندی ها و نقاط مثبت آن آشنا نیستند. درس جغرافیا طی سال های اخیر مورد توجه زیاد متخصصان تعلیم و تربیت قرار گرفته است. به هر حال اگر لازم باشد که دانش آموزان سواد جغرافیایی خود را توسعه بخشند و توانایی استدلال مکانی پیدا کنند ، آموزش جغرافیا به شکل اصولی بسیار ضروری است. جغرافیای سیاسی شاخه‌ای از علم جغرافیا است،این علم که تأثیرپذیری و‎ ‎تأثیرگذاری سیاست و قدرت در محیط جغرافیایی و به بیان دیگر، تأثیر تصمیمات سیاسی بر‎ ‎محیط جغرافیایی را مورد کاوش و بررسی قرار می‌دهد.هم چنین جغرافیای‎ ‎سیاسی پدیده‌های سیاسی را در فضای درونی یک کشور مورد بحث قرار می‌دهد که به طور‎ ‎سنتی شامل مفاهیمی مانند مرز، ملت، حکومت و سرزمین و… است.در زمینه تشریح اطلاعات جغرافیای سیاسی ایران گروههای مختلفی دراین فرآیند تلاش کرده اند .آشنایی و آگاهی از جغرافیای سیاسی یکی از اهداف سیاستگذاران است .
در این راستا یکی از گروههای بارز این مجموعه که به این آگاهی نیاز دارد ، وضرورت دارد آشنا باشند دبیران و شاگردان دوره دبیرستان در سطح شهرستان های کوچک هستند . لذامحقق دراین پایان نامه می خواهد تحلیل نماید که دبیران و دانش آموران دوره دبیرستان در سطح شهرستان رودبارچقدر با جغرافیای سیاسی و موضوعات مرتبط با آن آشنا هستند،این پایان نامه از طریق نرم افزار spssبه چگونگی تحلیل اطلاعات جغرافیای سیاسی دبیران و دانش آموزان مقطع متوسطه شهرستان رودبارمی پردازد. محقق اطلاعات جغرافیای سیاسی را به عنوان متغیر مستقل و دبیران و دانش آموزان مقطع متوسطه شهرستان رودبار را به عنوان متغیر وابسته خود در این پایان نامه مشخص کرده است تا به روشنی یه تحلیل درست نائل آید.
2-1 اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
تحلیل و بررسی اطلاعات جغرافیای سیاسی در بین معلمان و دانش آموزان از اهمیت خاصی برخوردار می باشد. چرا که جغرافیا به عنوان علمی کهن با زندگی انسانها به صورت مستقیم و غیر مستقیم در ارتباط است.در این رابطه جغرافیای سیاسی به عنوان شاخه ای از علم جغرافیا،شناخت و اطلاع بودن آن به دلیل ارتباط علم جغرافیای سیاسی با زندگی مردم مهم است چرا که امروزه در بیشتر کشورهای جهان سوم،تحولاتی رخ می دهد که ناشی از جغرافیای سیاسی است و زندگی مردم آن سرزمین متاثر از این علم است.
3-1انگیزه تحقیق
معلمان راهنمای دانش آموزان در زمینه تعلیم و تربیت و علم اندوزی می باشند؛با توجه به اهمیت رشته جغرافیا و علی الخصوص جغرافیای سیاسی،نگارنده به عنوان یک دبیر ابتدا خواسته است تا اطلاعات جغرافیای سیاسی را در میان همکاران خود جستجو کنددر ادامه محقق خواستار این است تا متوجه شود این اطلاعات در میان دانش آموزان تاچه اندازه است.
4-1اهداف تحقیق
4. تحلیل مولفه های تاثیرگزاربر اطلاعات جغرافیای سیاسی دبیران و دانش آموزان مقطع متوسطه شهرستان رودبار
5. تبیین اطلاعات جغرافیای سیاسی دبیران و دانش آموزان مقطع متوسطه شهرستان رودبار
6. بررسی و آشنایی اطلاعات جغرافیای سیاسی دبیران و دانش آموزان مقطع متوسطه شهرستان رودبار
5-1 سؤال تحقیق
عوامل تاثیرگذار بر میزان سطح اطلاعات جغرافیای سیاسی دبیران و دانش آموزان متوسطه شهرستان رودبار کدامند؟
6-1 فرضیه های تحقیق
1.به نظر می رسد اطلاعات جغرافیایی دبیران و دانش آموزان مقطع متوسطه شهرستان رودبار از اطلاعات جغرافیای سیاسی آنها بیشتر است.
2.به نظر می رسد رسانه ملی در اطلاعات جغرافیای سیاسی دبیران و دانش آموزان مقطع متوسطه شهرستان رودبار بیشترین سهم را دارد.
7-1- سازماندهی تحقیق
تحقیق حاضر در 5 فصل تهیه شده است:
فصل اول به کلیات تحقیق پایان نامه می پردازد لیکن در این فصل نوع روش تحقیق و حجم نمونه و جامعه آماری نیز پرداخته است.
در فصل دوم ادبیات موضوع یا همان مبانی نظری است که مفاهیم را روشن ساخته است
در فصل سوم به ویژگی های جغرافیایی شهرستان رودبار می پردازد.
در فصل چهارم به تجزیه و تحلیل اطلاعات گردآوری شده و پاسخ،پاسخگویان به پرسش ها می پردازد.یافته های تحقیق از طریق جواب های پاسخگویان به پرسش های پرسشنامه ها است.
و در نهایت فصل پنجم به ارزیابی فرضیه ها و نتیجه گیری می پردازد.
8-1 محدوده مورد مطالعه
محدوده مورد مطالعه در این پایان نامه شهرستان رودبار است.
9-1 محدودیت ها وتنگناهای تحقیق
– زمان بر بودن توزیع پرسشنامه به دلیل پراکندگی مدارس دولتی شهرستان رودبار
– عدم پاسخگویی بعضی از دبیران و دانش آموزان .
– تنگناهای مالی در جریان پژوهش.
– محدودیت زمان با توجه به گستره پژوهش و فرصت زمانی محدود و تعطیلی زودتر مدارس به دلیل مسابقات جام جهانی فوتبال.
10-1 سوابق و ادبیات تحقیق
مطالعه و تحلیل جغرافیای سیاسی و هم چنین کنکاش در زمینه آموزش و پروش از اهمیت خاصی برخوردار است. در سال های اخیر در این زمینه گوناگونی صورت گرفته است ،کتابها و مقالاتی در این زمینه به رشته تحریر درآمده که در ذیل به برخی از آنها اشاره می شود.
عبدالحسین کلانتری و همکاران(1388)؛ در مقاله ای با عنوان: هویت دینی و جوانان، پس از بررسی
مفهوم هویت دینی به عنوان یکی از مسائل مرتبط با جغرافیای سیاسی، نتیجه می گیرند که هویت دینی به دلیل محتوایی که دارد مهم ترین بعد هویت است که نقش تعیین کننده ای در هویت یابی افراد جامعه دارد. نویسندگان معتقدند که تقویت این بعد از هویت سبب قوام سایر ابعاد آن می گردد.
مازیار ادراکی (1391)؛ در مقاله ای با عنوان :نقش توسعه فضای سایبر بر علائق دانش آموزان دوره متوسطه شهررشت، نتیجه می گیرد که میزان استفاده از اینترنت در بین دانش آموزان منطقه مورد مطالعه در سطح بالایی قرار دارد. در این میان بیشتر وقت دانش آموزان در چت، سایت های مد، خارجی و غیر اخلاقی سپری می گردد.
محمد رضا حافظ نیا و کرامت رنجبر(1391)؛ در مقاله ای با عنوان :تاثیر استفاده از اینترنت بر هویت محلی دانشجویان بومی اصفهان، به این نتیجه رسیده اند که رابطه ای بین سایت های اینترنتی و هویت محلی وجود ندارد و این سایت ها تاثیر چندانی بر هویت محلی کاربران اینترنت ندارند.
مویر، ریچارد(1379) در کتابی با عنوان :درآمدی نو بر جغرافیای سیاسی ،ترجمه دره میرحیدر،در این کتاب به چیستی جغرافیای سیاسی می پردازد،نویسنده در این کتاب به نقش مکان و فضا به عنوان بینش سیاسی و تصمیم گیری و رابطه متقابل آنها و همچنان مطالعه جغرافیای سیاسی پرداخته است.و دیدگاهی نو در این زمینه ارائه داده است.
روحی نصرتی چنار رودخانی(1390 )در پایان نامه خود تحت عنوان،تحلیل پیامدهای ژئوکالچر فضای مجازی بر هویت خانواده ها در شهرستان رودبار،فضای مجاِزی رااز یک سو دارای قابلیتهای فراوان برای آموزش شهروندی به افراد جامعه است واز سوی دیگرتوسعه فرهنگ شهروندی مجازی خود میتواند به استفاده درست از امکانات گسترده فضای مجازی از سوی کاربران یاری رساند،نگارنده در این پایانامه با استفاده از روش میدانی- توصیفی و بابکارگیری از نرم افزار spss در پی تحلیل پیامدهای ژئوکالچر فضای مجازی برهویت خانواده ها در شهرستان رودبار پرداخته است و درنهایت نگارنده به این نتیجه رسیده است 91 درصد از مردم این منطقه از فضای مجازی استفاده می کنند.
مرضیه رضایی و همکاران(1390)؛ در مقاله ای به عنوان: تأثیر مولفه های آموزش و پرورش در شکل گیری هویت ملی دانش آموزان، پس از بررسی تأثیر مولفه های آموزش و پرورش در هویت ملی دانش آموزان دور متوسطه و تعیین ترتیب تأثیرگذاری مولفه های چهارگانه نتیجه می گیرند که میزان تأثیرگذاری مولفه های چهارگانه آموزش و پرورش در هویت ملی به ترتیبک شخصیت معلمان، شیوه های تدریس معلمان، محتوای کتاب های درسی و برنامه های پرورشی مدارس می باشند.
زهره معماریانی و زهرا حسن زاده(1389)، در مقاله ای با عنوان تأثیر اینترنت و ماهواره بر هویت دینی و ملی دانش آموزان مقطع متوسطه ،به این نتیجه دست یافته اند که هویت دینی دختران از پسران قوی تر بوده اما در بعد هویت ملی تفاوت قابل ملاحظه ای مشاهده نشده است. محققان همچنین به این نتیجه رسیده اند که دانش آموزانی که از اینترنت و کامپیوتر در جهت مثبت استفاده می کنند، به مراتب هویت ملی و دینی قوی تری دارند.
11-1 مفاهیم و اصطلاحات و واژها
مهمترین واژه ها و مفاهیمی که در مجموعه حاضر مورد استفاده قرار گرفته عبارتند از:
1-11-1-جغرافیا
جغرافیا علمی است که به مطالعه محیط انسانی کره زمین می پردازد یا اینکه کره زمین را از دیدگاه محیط انسانی موردمطالعه قرار میدهد.به بیان دیگر جغرافیا عبارت است از مطالعه علمی روابط انسان و محیط،حال این محیط ،محیط زیست طبیعی باشد یا محیط زیست انسانی-اقتصادی یا محیط سیاسی و امنیتی-استراتژیک.(مجتهدزاده،1386،19)
2-11- 1جغرافیای سیاسی
جغرافیای سیاسی و سیاست جغرافیایی یا ژئوپلیتیک دو مبحث مکمل هم از یک موضوع است که به مطالعه”نقش آفرینی قدرت سیاسی در محیط جغرافیایی”می پردازد.در جغرافیای سیاسی تاثیر انسان در مواردی چون موقعیتها،مرزها،سرزمین ها،ملت ها و منطقه ها مطالعه می شود.در برخورد کلی،میتوان جغرافیای سیاسی را عبارت از”مطالعه اثر گذاری تصمیمات سیاسی صاحبان قدرت در محیط جغرافیایی دانست “مانندتقسیمات سیاسی کشور و مرزسازیهای سیاسی روی صحنه جغرافیایی. (مجتهدزاده،1386،20)
3-11-1تحلیل اطلاعات
تحلیل اطلاعات1به فرایند پیش بینی اتفاقات و احتمالات، بر اساس داده‌های فعلی، که در زمان آینده اتفاق می‌افتد می پردازدwww.wikipedia.org))
4-11-1معلم
در مورد واژه معلم تعاریف زیادی در فرهنگ های تخصصی و عمومی شده است. در فرهنگ آکسفورد، معلم به شخصی گفته شده است که «تدریس می کند به ویژه تدریس درنهاد های تحصیلی.»
در فرهنگ فارسی عمید، معلم را معادل با واژه های مانند : تعلیم دهنده ، آموزاننده و آموزگار آورده است. در لغت نامه دهخدا نیز معلم به معنی آموزاننده، مدرس و آموزگار معنی شده است. شعاری «نژاد»، در فرهنگ علوم رفتاری دو تعریف از واژه معلم ارائه نموده است : کسی که به منظورآموزش معیین به یک عده دانش آموزان در یک موسسه تربیتی استخدام شده است، کسی که دوره تربیت معلم را تمام کرده است. (فهیم،16:1389)
5-11-1دانش آموز
دانش‌آموز از لحاظ لغوی به معنی کسی است که دانش می‌آموزد و در اصطلاح، برای اطلاق به محصلان رسمی در سطح تحصیلات پیش از دانشگاه به کار می‌رود www.wikipedia.org))
6-11-1تعلیم و تربیت
تعليم و تربيت، عبارت است از فراهم آوردن زمينه‏ها و عوامل به فعليت رساندن ياشكوفا ساختن شخص در جهت رشد و تكامل اختيارى او به سوى هدف‏هاى مطلوب وبر اساس برنامه‏اى سنجيده شده. www.dmsonnat.ir))
1-2 ریشه، معنی و مفهوم واژه «جغرافیا»
اصل كلمه یونانی و به صورت «جئوگرافیا» بوده و معرب آن «الجغرافیه» و واژه «جغرافی» و «جغرافیا» كه هر دو در زبان فارسی متداول و دارای یك معنی می‌باشند از زبان عربی گرفته شده است.در زبان انگلیسی Geography (جئوگرافی) آمده و اسمی مركب است و از دو بخش؛
1- geo : پیشوند و به معنی «زمین» و «خاك» (گاهی به معنی «جغرافیا» و «جغرافیایی»)
:graphy-2 پسوند و به معنی «هنر و فن نوشتن و شرح دادن و نمایش دادن» و «علم» و «دانش».
بنابراین معنی بنابراین معنی واژه «فن یا علم یا دانش نوشتن و شرح دادن احوال زمین و نمایش نقشه آن بر روی كاغذ است.» تعريف‌هاي متفاوتي از جغرافيا ارائه شده است و هر تعريف بر مبناي يك استناد علمي و يك مبنا و بحث استوار است‌‌. از مجموعه تعاريف چنين استنباط مي‌شود كه جغرافيا بيان رابطة ميان محيط و انسان تلقي مي‌شود و به عبارتي بيان تمام اجزا و ضوابطي كه در محيط براي انسان نقش‌سازند و همچنين بيان اجزا و روابطي است كه از منظر انسان در محيط اثرگذار است. اين رابطه, بستر مطالعات جغرافيايي را تشكيل مي‌دهد.بنابراين پندار ما از محيط و انسان معرفت جغرافيايي را تشکيل مي دهد.جغرافيا ارتباط ميان محيط، انسان و زمان را بيان مي‌كند. (www.geography-of-iran.blogfa.com) چهار سنت تاریخی در پژوهش‌های جغرافیایی عبارت است از: واکاوی (تجزیه و تحلیل) مکانی پدیده‌های طبیعی و انسانی (جغرافیا به عنوان بررسی‌ای در بارهٔ پراکندگی)، مطالعات منطقه‌ای (اماکن و مناطق)، مطالعهٔ انسان و رابطهٔ او با زمین، و پژوهش در علوم زمین است. با این وجود، جغرافیای نوین نظم و انضباطی همه‌فراگیر است که در درجهٔ نخست به دنبال درک زمین و همهٔ پیچیدگی‌های انسان و طبیعت بوده و تنها منحصر به چیزها و جایشان نیست، بلکه در مورد آن که چگونه تغییر کرده و خواهندکرد نیز می‌باشد.جغرافیا به عنوان «پلی میان انسان و علوم فیزیکی»، به دو شاخهٔ اصلی جغرافیای انسانی و جغرافیای طبیعی تقسیم شده‌است. جغرافیا را می‌توان همانطور که ویدال دولابلاش بیان کرده علم روابط متقابل انسان و طبیعت دانست. وی بیان می‌کند که طبیعت امکان‌هایی را در اختیار انسان قرار می‌دهد و انسان براساس فرهنگش از آنها بهره برداری می‌کند، البته باید توجه داشت که در دهه‌های اخیر انتقادهای بسیاری به این تعریف وارد شده‌است و امروزه اقتصاد سیاسی، مفهوم بازساخت، اقتصاد بازار آزاد در مرکز همه تعاریف جغرافیایی قرار گرفته‌است. (www.wikipedia.org) تعاریف زیر گزیده ای از تعاریفی است که برای علم جغرافیا مطرح شده است:
– علم جغرافیا از علوم اجتماعی است که تمرکز اصلی آن بر روی پراکندگی مکانی انسانها و پدیده های فیزیکی زمین است.
– مطالعه ارتباط بین انسانها و محیط زیست آنها با تاکید بر روی پراکندگی مکانی و محیط زیست در مقیاسهای گوناگون وظیفه اصلی علم جغرافیا توجه به تاثیرات متقابل انسان و طبیعت یا عمل و عکس العمل است. بدین طریق که هر جزء از حیات انسانی و هر پدیده طبیعی و انسان و کیفیت ناحیه ای و عوامل بوم و بومی در داخل یک یا چند شاخه از علم جغرافیا قرار می گیرد و یک نظم ویژه در همه پدیده هایی که در داخل یک سرزمین و یا یک مکان جغرافیایی به ظهور می رسد، بوجود می آید. در حقیقت فکر جغرافیایی ، توانایی شناخت علل این نظم و وابستگی چهره های طبیعی و انسانی به یکدیگر و دریافت نتایج حاصل ازآن است. پس می توان گفت که علم جغرافیا، از طریق تفکر و کاربرد، جهان ما را شکل می دهد و جغرافیدانان به منزله متخصصین محیط جغرافیایی، راهگشا، برنامه ریز، هدایت گر، کشتیبان، مشاهده گر، آموزش دهنده، منتقد و بالاخره زندگی بخش به مکانهای شناخته می شوند. نتیجه آنکه، با تغییر شرایط اجتماعی، محتوای تعاریف جغرافیا نیز تغییر می یابد.
2-2نظریه دانشمندان درباره جغرافیا
آنچه بسياري از دانشمندان جغرافيا بر سر آن توافق پندار دارند اصل محيط. به عنوان بستر و پديده، و انسان به عنوان بستر و پديده‌اي ديگر است. هيچ ‌يك از جغرافيدان‌ها در اينكه اين دو مفهوم و دو واژه در كانون مطالعات جغرافيايي هستند اختلاف نظر ندارند، بلكه اتفاق نظر دارند‌‌. بنابراين ما نظريه پردازي در جغرافيا و ارتباط آن با علوم انساني را براساس اين وجه مشترك كه از جغرافيا ارائه شده است و اتفاق نظر بر آن وجود دارد عرضه مي‌كنيم.بعضي انديشمندان اضافاتي مانند مديريت،تكنولوژي و فضا بر اين تعريف افزودند.چنين تعريف هايي را بايد به صورت خاص بررسي كرد‌. ‌حتي از تعريف خود مبني بر اينکه جغرافيا رابطه بين انسان,محيط و زمان است به دليل نقدي که بر «زمان» مي گيرند و هنوز مقبوليت عام نيافته است صرفنظر مي کنيم هرچند بر آن باور داريم. جغرافی‌دانان به گونه‌ای سنتی، عده‌ای نقشه‌نگار که به بررسی نام مکان‌ها و تعدادشان می‌پردازند، به نظر می‌رسند. اگر چه بسیاری از جغرافی‌دانان در مکان‌نامی(ذکر نام‌های نواحی) و نقشه‌نگاری آموزش دیده‌اند، ولی‌این کار پیشهٔ اصلی‌شان نیست. جغرافی‌دانان به بررسی پراکندگی مکانی و زمانی پدیده‌ها، فرایندها، ویژگی‌ها و هم‌چنین برهم‌کنش انسان و محیط زیست او به عنوان اثر فضا و مکانِ تحت تأثیر موضوعات مختلف از جمله اقتصاد، بهداشت، آب و هوا، گیاهان و جانوران، می‌پردازند؛ از این رو جغرافیا دانشی میان‌رشته‌ای و فرارشته‌ای است.جغرافیا در یک چینش می‌تواند به طور گسترده به دو شعبهٔ اصلی تقسیم شود: جغرافیای انسانی و جغرافیای طبیعی. اولی تا حد زیادی بر معماری و چگونگی‌ایجاد فضا متمرکز است -که با انسان مشاهده و مدیریت می‌شود و نیز نفوذ او فضا و مکان به خاطر به‌کارگیری و چنگ‌اندازی‌اش به آن می‌فرساید. دومی به بررسی محیط زیست طبیعی و چگونگی به وجود آمدن و تداخل آب‌وهوا، پوشش گیاهی و چرخهٔ زیستی، خاک، آب، و ژئومورفولوژی می‌پردازد. به عنوان برآیندی از این دو زیرحوزه و با استفاده از روش‌های متفاوت، حوزهٔ سومی پدید آمده‌است که جغرافیای زیست‌محیطی نام دارد. به عبارت دیگر:تصورات بسیار گوناگون و گاه غلطی از جغرافیا وجود دارد. جغرافیا فقط حفظ کردن نام مکانها و نقشه برداری نیست هر چند که هر دوی آنها بسیار مهم هستند. جغرافیا علم مطالعه و توصیف چشم اندازهای طبیعی، کوه ها، آب و هوا، رودخانه ها و انسانها در ارتباط با یکدیگر است. علم جغرافیا یکی از بهترین راه ها برای مطالعه جهان است. www.geography-of-iran.blogfa.com))
3-2مفاهیم اصلی در جغرافیا
1-3-2 وسعت
وسعت از عوامل تاثير گذار در ساماندهي سياسي فضا است از آنجاييکه در سرزمين هاي وسيع جمعيت انسان های زيادي زندگي مي كنند و اداره كشورهاي وسيع به صورت متمركز دشوار و عملاً غير ممكن است بنابراين نياز به يك سازماندهي سياسي بسيار پيشرفته است.
2-3-2توپوگرافي
توپوگرافي ، شكل و ارتفاع زمين در توزيع جمعيت تاثير دارد معمولاً نواحي كوهستاني تراكم جمعيتي كمي دارند زيرا آب و هوا به خشونت متمايل است زمين‌هاي كمي براي كشاورزي وجود دارد و حمل و نقل در آن سخت است. از آنجا كه براي نواحي پست آب و هوا معمولاً مساعد است كشاورزي ، سكونت و حمل و نقل در آن راحت تر است و براي تراكم جمعيت بسيار مساعد هستند. ( احمدي پور ، 1390: 148)
3-3-2اقليم
در حالیکه اقلیم و آب و هوا در قلمرو جو و فضای فوق بستر سطح زمین معنا پیدا می کند و آب و هوا از متغیرهای مختلف درجه حرارت ، نم و رطوبت ، جریان هوا و باد ، ریزشهای جوی و.. تشکیل می شود ترکیب متغیرهای مزبور شرایط گوناگونی برای زندگی انسانها فراهم می کند و الگوهای اقلیمی تولید کننده فرصتها و محدودیتهایی برای زندگی انسانها و فعالیتهای اقتصادی ، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی می باشد. (کشور دوست، 1389 : 9)
آب و هوا بر توزيع جمعيت تاثير دارد اگر چه مردم مي توانند در مكان هاي سرد و خشك زندگي كنند، اين نواحي تراكم كمي را پوشش مي دهند، چون غذا و آب كافي وجود ندارد. به عبارت ديگر تراكم زياد جمعيت در جايي ايجاد مي شود كه رطوبت و گرماي كافي براي زندگي يك سال يك يا دو گروه انساني وجود داشته باشد. .( احمدي پور ، 1390 :148)
4-3-2منابع آب
آب محور اساسی حیات انسان است آب مطلوب انسانها برای آشامیدن ،کشاورزی ، صنعت ، خدمات بهداشت و.. است. هرچند دو سوم از فضای سطح زمین را آب فرا گرفته است اما آب قابل استفاده برای نیازهای انسان آب شیرین است که درصد بسیار کمی از سطح آبها را شامل می شود و به دلیل افزایش جمعیت ، تغییر الگوی زیست و زندگی ، توسعه بهداشت ، توسعه فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی نیاز به آب شیرین دائما درحال افزایش می باشد و دائما انسانها دچار کمبود آب می شوند. (کشور دوست،1389: 9)
4-2فضای جغرافیایی
فضای جغرافیایی، بازتابی از آگاهیهای اساسی انسان از جهان، تجربیات او از زندگی و وابستگیهای ارادی او با محیط خود می باشد. فضای جغرافیایی، فضای منحصر به فرد برای فرهنگ خاص می باشد. در واقع فضای انسان زده است که تجربیات فرهنگهای خاصی را از زندگی به نمایش می گذارد(حافظ نیا و دیگران، 1389: 81).هر فضای جغرافیایی، ضمن منحصر به فرد بودن، نام خود را دارد، مثل ناحیه مدیترانه، کپنهاک، لندن، صحرا و… فضای جغرافیایی، با تصمیمات انسانی، فردی یا جمعی، اختیاری یا اجباری، آگاهانه یا ناآگاهانه، به طور مرتب تغییر می یابد. اگر بخواهیم پدیده های فضای جغرافیایی را عمیقا مطالعه کنیم، لازم است عوامل و سازمانهای تصمیم گیرنده ای را که این پدیده های فضایی را سامان داده اند بشناسیم و با هدفهای آنها آشنا شویم. این عوامل و تصمیم گیرندگان عبارتند از: نظامهای حکومتی، سازمانهای دولتی، سازمانهای برنامه ریزی، صاحبان صنایع، زمین داران و … در سطوح پایین تر، افرادی که فضای جغرافیایی را جهت زندگی خود انتخاب کرده اند. بدین سان فضای جغرافیایی در بستر محیط طبیعی، در سیر زمان، در گذشته و حال و با تصمیم گیری انسانی عینیت می یابد. (شکوئی، 1382: 300-286)فضای جغرافیایی از عرصه ای سه بعدی و دارای هویت، ساختار، سیستم ها و مرزهای مشخص، و همچنین دارای مقیاس های مختلف و چشم اندازی پویا و دینامیک، که قلمرو زندگی، تحرک، احساس، آرمان و فعالیت انسان ها را تشکیل شده است(حافظ نیا و دیگران، 1389: 82).
بر این اساس فضای جغرافیایی دارای ویژگی هایی بدین شرح است:
هر فضای جغرافیایی دارای مکان و موقعیت، طول و عرض و ارتفاع، محدوده و مرزهای خاص و مشخص است.
هر فضای جغرافیایی براساس عناصر و خصیصه های ساختاری یا کارکردی- و یا ترکیبی از آنها- دارای هویت ویژه است و از سایر فضاها متمایز می شود.
یکی از ارکان اساسی فضای جغرافیایی، جمعیت انسانی است که از آن به عنوان زیستگاه خود استفاده می کند و با عناصر ساختاری آن کنش متقابل دارد.
فضای جغرافیایی دارای عناصر ساختاری است که به طور منطقی با یکدیگر جفت و جور می شوند و فضا از ترکیب آنها آمایش و انتظام می یابد، و در واقع به مثابه جسم و کالبد فضا عمل می کند.
فضای جغرافیایی دارای شبکه ای از سیستم هاست که جریان داده و ستانده را بین عناصر ساختاری (روابط درون سیستمی) و نیز با سایر فضاها (روابط برون سیستمی) تسهیل می کند و به همراه جمعیت به مثابه روح فضا عمل می کند.(حافظ نیا و دیگران، 1388: 127 ).
5-2جغرافیا و سیاست
براي شناخت سياست در يك سرزمين ناچاريم دسته‌اي از واقعيت‌هاي جغرافيايي مربوط به آن سرزمين را كه مي‌توانند بر مسائل سياسي تأثير نهند و يا عملاً تأثير مي‌نهند مورد توجه قرار دهيم. به عبارت ديگر، شناخت جغرافيا يكي از پايه‌هاي شناخت سياست در يك سرزمين است. در عين حال براي شناخت دقيق مسايل و جريان‌هاي سياسي در يك سرزمين به جز توجه به واقعيت‌هاي جغرافيايي بايد به عوامل فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي، روانشناختي، حقوقي و سياسي و نظريه‌هاي علم سياست نيز توجه كنيم. توجه به اين مسائل در بسياري از موارد اهميتي بالاتر دارد و صرف توجه به عوامل جغرافيايي نمي‌تواند گرهي از حقايق علمي باز نمايد.. (www.geo-hadadpour.blogfa.com)جغرافیا دانشی است کهن و از علوم پایه به شمار می آید که پیشینه تاریخی مطالعاتش به پیدایش تاریخ نوشته شده تمدن بشری باز می گردد،حال آنکه شاخه سیاسی آن به دانشی کاملا نوین است که همراه با پیدایش مفهوم ملت و حکومت ملتی در قرن نوزدهم پدید آمد.(مجتهدزاده،19:1386) سیاست عبارت است از هرنوع تدبیر و تلاش و فعالیت تعمق و تفکر به اقدام فردی و جمعی در جهت کسب قدرت و به عهده گرفتن اداره امور کشور به نحوی که جامعه و افراد آن در مسیر تحقق آمال و خواسته های خویش قرار گیرند.(مدنی،13:1372)تا قرون وسطای اروپایی،سیاست در خدمت دین بود و بخشی از آن شمرده می شد.به گفته دیگر تا قرن هجدهم،سیاست در خدمت ایدئولوژی انسان بود.با پدیدآمدن مفاهیمی چون “ملت”،”حکومت ملی”،”اقتصاد جهانی” و”روابط بین الملل” در دوران مدر،سیاست رفته رفته در خدمت اقتصاد و رسیدن به اهداف اقتصادی قرار گرفت.در دوران پست مدرن که فروپاشی نظام دو قطبی در جهان آغاز شد ،زیر بنای شکل گرفته نظام جهانی بر اساس تفاوت ایدئولوژیک”شرق” و”غرب” دگرگون شده و بتا جهانی شدن اقتصاد بازارآزاد،نظام جهانی جنبه ای اقتصادی پیداکرد.بدین ترتیب نقش سیاست در خدمت اقتصاد،ژرفتر از گذشته شده و سیاست در رابطه با جغرافیا دوران کاملا تازه ای را در مطالعات علمی منطقه ای و جهانی بشر آغار کرده است.( مجتهدزاده،20:1386) سیاست به عنوان مهم ترین فعالیت نوع بشر و متأثر از ایدئولوژی های گوناگون، تأثیرات عمیقی را بر فضای جغرافیایی به جا می گذارد. و عبارت است از: مفاهیم و نهادهای سیاسی، بازیگران، فرآیندها و مکانیسم های تصمیم ساز که بر پایه یک نظام ارزشی پدید آمده و با پشتیبانی عامل قدرت و جوهر حاکمیت مستتر در آن، بر فضای جغرافیایی تأثیر گذاشته و از آن تأثیر می پذیرد. در واقع سیاست به منزله یک نوع تصمیم گیری می باشد که به وسیله قدرت مشروع حمایت، تنظیم، تصویب و اجرا می شود؛ در این پروسه به سه دسته عوامل مانند بازیگران، فرآیند ها، و مستندات سیاسی تأثیرات عمیقی را بر فضای جغرافیایی می گذارند(حافظ نیا و دیگران، 1389: 74).
6-2جغرافیای سیاسی
جغرافياي سياسي در معناي عام، به بررسي اين موضوع مي‌پردازد كه چگونه علوم سياسي به وسيله جغرافيا گسترش مي‌يابد. در ابتدا، جغرافياي سياسي، تأثير ویژگی‌های طبيعي زمين، پراكندگي قاره‌ها، اقيانوس‌ها، رشته كوه‌ها و رودخانه‌ها برجايي كه انسانها به واحدهاي سياسي نظيرامپراطوري‌ها و كشورها تقسيم كرده بودند و همچنين رقابتي كه ميان اين واحدها براي كسب قدرت و برتري وجود داشت را مطالعه مي‌كرد. اما امروزه، اين مفهوم به طور قابل ملاحظه‌اي تغيير كرده است. جغرافياي سياسي بر اساس تأثير گذاري طبيعت بر تصميم گيري انسان‌ها و اثر تصميم گيري آن‌ها بر محيط طبيعي مورد مطالعه مي‌باشد. بنابراين جغرافياي سياسي، يك مجموعه از ايده‌هاي فلسفي و سياسي درباره رابطه جغرافياي با سياست و بالعكس مي‌باشد كه از مطالعات جامعه‌شناسي، انسان شناسي و بررسی‌های نژادی و روابط بین‌الملل و حتي در بعضي مواقع از علم حقوق نيز بهره مي‌گيرد (زین‌العابدین ،1386، 9 )در جغرافياي سياسي هدف مطالعه‌ي جغرافيايي است و منظور از آن بررسي جغرافيايي يك واحد متشكل سياسي است كه در اين راه ارتباط بين پديده‌هاي جغرافيايي اعم از طبيعي، اقتصادي، سياسي و انساني مورد بررسي قرار می‌گیرد. از اين رو، جغرافياي سياسي بيشتر به تصميمات و فرآيندهايي كه الگو هاي جغرافيايي را تغيير مي‌دهد نظر دارد. (زين العابدين ،1389، 116)
1-6-2ماهیت و قلمرو جغرافیای سیاسی
ظهور جغرافیای سیاسی به صورت یک شاخه منسجم جغرافیای انسانی از پدیده های قرن بیستم است.جغرافیای سیاسی به عنوان شاخه ای از جغرافیای انسانی طی دو دهه اخیر با توجه به مکتب های جدید فکری و بهره گیری از روش های علمی جایگاهی مهم در میان علوم اجتماعی یافته است.کمک جغرافیدانان سیاسی به پیشبرد مطالعات علوم اجتماعی ،به ویژه رشته علوم سیاسی و روابط بین الملل،از دو جهت قابل توجه است:یکی با بررسی تاثیرات عوامل متغییر فضایی،نظیر مکان،موقعیت،چهره زمین،فرهنگ و شیوه های فرهنگی و ادراک و تصمیم گیری بر استقرار حکومت ها و روابط میان آنها و دیگری با بررسی نحوه اثر گذاری عوامل سیاسی،نظیر قدرت،قلمرو خواهی ،ترس و درگیری بر محیط زیست و چشم انداز جغرافیایی.فراتر از آن جغرافیدانان مطالعات خود را در مقیاس های مختلف محلی،ملی و جهانی انجام می دهند.(میرحیدر،3:1385)
امروزه طبق آخرين تعريف، نقش ويژه جغرافياي سياسي تحليل فضايي پديده‌هاي سياسي و شناسايي فرايندهاي سياسي است. هارتشورن در سال 1954 اولين تعريف منسجم زير را که اغلب جغرافيدانان آن را پذيرفتند، ارائه داد. «جغرافياي سياسي، تفاوتها و تشابهات سياسي منطقه اي و ارتباط آنها را با ساير تفاوت‌ها و تشابهات جغرافيايي بررسي مي‌‌کند».   با توسعه جغرافياي سيستماتيک و تئوريک نياز به يک تعريف جديد احساس مي‌شد.در اواخر دهه شصت ارائه و تعريف تغييرات ديدگاهي، اين علم را پديدار ساخت. جکسون کار اساسي جغرافياي سياسي را بررسي پديد‌ه‌هاي سياسي در جايگاه منطقه‌اي آنها تعريف کرد، در حالي که آکادمي ملي علوم در کميته ويژه جغرافيا مصالحه‌اي ميان ديدگاه‌ها ايجاد کرده و کار اساسي جغرافياي سياسي را بررسي ‌کنش متقابل منطقه جغرافيايي و فرآيند سياسي دانست. دو تن از جغرافيدانان به نامهاي کوهن و رزنتال با استفاده از متدولوژي جديد الگويي طرح کردند که نقش سياسي انسان در جامعه و ارتباط آن با سرزمين و نتايج حاصل از اين ارتباط را در تشکيل نظام سياسي نشان مي‌دهد.در اين الگو نقش سياسي انسان بصورت ايدئولوژي سياسي، ساختار سياسي و تصميم‌هاي اجرايي بروز مي‌کند.  فرآيندهاي سياسي از نيروهاي اجتماعي بوجود آورنده آنها جدا نيست چون اين نيروها به نهادهاي سياسي شکل مي‌دهند و فرآيند سياسي نيز از طريق همين نهادها عمل مي‌کند. بنابراين نظام سياسي از نيروهاي اجتماعي فرآيند سياسي و فضاي جغرافيايي مربوط به آن (که با هم‌کنش متقابل دارند) تشکيل مي‌شود. نظام سياسي نيز طيف وسيعي دارد که دو سر آن را نظامهاي کاملاً باز و يا کاملاً بسته تشکيل مي‌دهند. تقريباً تمام نظامها جايي را بين اين دو سر افراط و تفريط اشغال مي‌کنند. ارتباط نظام سياسي با سرزمين مستقيم و گسترده است. نظام باز، چشم‌اندازي بوجود مي‌آورد که محصول وابستگي متقابل است. براي مثال از الگوهاي فشرده سکونت، نمادهاي بهره‌برداري متمرکز از منابع، توسعه بندرهاي ورودي و پيدايش علامتهاي بين‌المللي مي‌توان نام برد. در نظام بسته، چون هدف خودکفايي است، چشم‌انداز بصورت ديگري ظاهر مي‌شود در اين نظام الگوهاي سکونت به صورت پراکنده ( نه مجتمع ) و بهره‌برداري از منابع بصورت غير متمرکز و گسترده، نمايان مي‌شوند در اين نظام به ايجاد تسهيلات و امکانات رفاهي در مکان مرکزي توجه بيشتري مي‌شود و علامتها و شعارهاي ملي، جانشين نمادهاي بين‌المللي مي‌گردد. بنابراين بر اساس ميزان باز و بسته بودن نظام سياسي، تغيير چشم‌انداز را مي‌توان پيش‌بيني کرد( www.ngdir.ir
جدول2:پیشینه مطالعات در زمینه جغرافیای سیاسی از نظر جغرافیدانان قدیم
نویسندگاننظریه
ارسطووی معتقد بود که در یک کشور مستقل ایده آل و نمونه،نسبت بین جمعیت و وسعت قلمرو و کیفیت آنها مهم است؛همچنین برای پایتخت شدن یک شهر،شرایطی لازم است.وی همچنین درباره ترکیب ارتش و نیروی دریایی،چگونگی مرزها و سایر عوامل بحث کرده است و درتمام این بحث ها به ماهیت محیط فیزیکی به ویژه آب و هوا به عنوان یک عال نعیین کننده اشاره دارد.استرابووی همانند ارسطو به تمایلات شدید ملی گرایانه خود بر این باور بود که میهن او یونان بهترین آب و هوا و در نتیجه بهترین شیوه حکومتی را دارد.ابن خلدونابن خلدون نظریه معروف خود را درباره قبیله و شهر(دو واحد سیاسی قدرتمند زمان)ارائه داد و به نقش محیطی این واحد ها به عنوان عاملی تعیین کننده اشاره کرد.کارل ریترریتر نظریه رشد حکومت را مشابه آنچه که ابن خلدون در پنج قرن پیش از آ ارائه کرده بود مطرح کرد؛بااین تفاوت که آن را قابل قیاس با موجود زنده می دانست.به همین دلیل،نظریه وی را ارگانیسم(موجود زنده)می نامند.
(میرحیدر،4:1385)
2-6-2کشور مهترین مبحث در جغرافیای سیاسی
کشور مفهوم اصلی مورد توجه در مطالعات جغرافیای سیاسی است.کشور سرزمینی است کما بیش وسیع که مردمانی در آن ساکن هستند و قدرتی مستقل آن را اداره می کند (آشوری 1381: 259). کشور مستقل مهمترین عنصر تشکیل دهنده نقشه سیاسی جهان است و مهمترین بازیگر نظام بین المللی محسوب می شود.
شکل کشور: یکی از عواملی که نقش فوق‏العاده‏ای در سرنوشت سیاسی کشورها دارد شکل هندسی آن‏هاست. مراد از آن فاصله قطرهای یک کشور تا مرکز جغرافیای آن است. اصل شکل هندسی کشور تعیین کیفیت اعمال قدرت مرکزی بر پهنه کشور است. از این حیث نیز کشورها به چند دسته تقسیم می‏شوند:
  
1- کشورهاي جمع و جور (فشرده)
  برخي از کشورها شکلي جمعي و جور نزديک به دايره يا مستطيل دارند به سخن ديگر در اين کشورها اراضي کلاً در اطراف يک هسته مرکزي قرار گرفته است کشورهاي اروگوئه، بلژيک، لهستان، روماني، مجارستان و کامبوج نمونه‌هايي از اين گروه هستند.
   2- کشورهاي طويل
   به سرزمين گفته مي‌شود که طول آن حداقل 6 برابر عرض متوسط آن باشد. بهترين مثال براي اين‌گونه کشو رها شيلي، نروژ، توگو، گامبيا، ايتاليا، پاناما و مالاوي است
3.کشورهاي دنباله‌دار
   در برخي کشورها با وجود اين که بخش اعظم خاک آنها به شکل فشرده ديده مي‌شود وجود يک زايده وارد کشور دیگر باشد؛ مانند افغانستان، تایلند، برمه و زئیر.
بصورت شبه جزيره يا دالان که از بدنه اصلي دور شده و توسط خاک کشورهاي همسايه محصور شده است، شکل خاصي به آن مي‌دهد اين کشورها به کشورهاي دنباله‌دار موسومند بهترين نمونه اين زايده‌ها را مي‌توان در کشورهاي زئير و ناميبيا در آفريقا و کشورهاي افغانستان، برمه (ميانمار فعلي) و تايلند در آسيا مشاهده کرد.
  برخي کشورها داراي بخشهاي انفرادي و مجزايي هستند که توسط خاک کشور ديگر و يا آبهاي بين‌الملل از يکديگر جدا شده‌اند در نتيجه اين چند پاره شدن خاک، پي آمدهاي خاصي وجود دارد، معمولا ارتباط ميان بخشهاي پراکنده يک کشور مشکلتر از کشورهايي است که خاک پيوسته دارند. ايجاد وحدت ملي در چنين شرايطي به سختي صورت مي‌گيرد در چنين کشورهايي مساله انتخاب پايتخت که بايد در يکي از بخشهاي کشور باشد، منشا اختلاف ميان واحدهاي داخلي مي‌شود و نظارت موثر حکومت بر اين واحدهاي پراکنده با مشکل روبرو مي‌شود. به عنوان مثال مي‌توان از کشور اندونزي نام برد
کشورهای دایره‏ای:کشورهایی که در آن‏ها فاصله مرکز جغرافیا با مناطق پیرامون آن در تمام جهات هم‏شکل است؛ مانند فرانسه، بلژیک و سودان.
د. کشورهای پاره پاره: کشورهایی که مشتمل بر دو پا چند قسمت جدا از یکدیگر می‏باشند که توسط خشکی یا آب‏های بین‏المللی از هم جدا شده‏اند.
ه. کشورهای منگنه‏ای: کشورهایی که همه یا بخشی از یک کشور را در خود جای داده‏اند. کشورهای افریقای جنوبی از این نمونه‏اند(عزتی،78:1371)
موارد و مفاهیم دیگری که در این دانش مورد توجه و بحث قرار می گیرد،به گونه ای مستقیم و اثر گذار،با مفهوم کشور ارتباط پیدا می کند،و در بیشتر موارد این مفاهیم بدون مفهوم کشور پایدار نیست.یک کشور یک واحد سیاسی است و مجموعه ای از این واحدهای سیاسی،نقشه سیاسی جهان را تکمیل می کند.از نظر ساختاری،کشور از به هم آمیختن سه عنصر “سرزمین””ملت ” و “حکومت”پدیدار می آید.بنابراین کشور به عنوان اصلی ترین و مهمترین بحث در جغرافیای سیاسی از به هم پیوستن سه عنصر سرزمین ، حکومت و ملت بوجود می آید و با پیوند این سه عنصر است که در صحنه بین المللی به عنوان یک واحد سیاسی ایفای نقش می نماید. (مجتهد زاده ، 1386: 31)
جدول2-2: اجزاء جدایی ناپذیر یک موجودیت جغرافیای سیاسی(کشور)
اجزاء جدایی ناپذیر یک موجودیت جغرافیای سیاسی(کشور)سرزمینملتحکومتمنبع:(مجتهدزاده،31:1386)
1-1-6-2سرزمین
سرزمین یکی از عناصر بنیادین هر کشوری است . سرزمین فضای حیاتی تجمعی از افراد انسانی است که برای خود کشوری را به وجود آورده اند. سرزمین استقرار جمعیتی از افراد انسانی را بر خاک بخشی از سطح کره زمین مجسم می سازد و بیان می کند.(روشن و فرهادیان ، 1385: 140)    سرزمين دولت بايد مسکون و داراي جمعيت دائم باشد. يک منطقه بدون جمعيت يا با جمعيتي که بطور موقت در آن سکونت دارند، هر قدر هم بزرگ باشد دولت محسوب نمي‌شود.
  برخي ويژگي‌هاي اساسي سرزمين يعني وسعت، شکل و موقع جغرافيايي و اهميت سياسي آنها عبارتنداز:
   الف) توسعه ارضي:
   توسعه ارضي از چند طريق از جمله:
1- اشغال
2- مرور زمان
3- کشور گشايي
 4-واگذاري
5- توسعه طبيعي صورت مي‌گيرد
  
   ب) تحصيل حقوق
   گاهي حق استفاده از سرزمين، بدون انتقال عنوان يا حاکيمت آن از طرف يک دولت به دولت ديگر واگذار مي‌شود اين حقوق ممکن است زير عنوانهاي مختلف اجاره يا حقوق ارتفاقي حاصل شود.
   ج) وسعت سرزمين
   طبقه‌بندي کشورهاي از نظر وسعت به دليل گستره بسيار وسيع آنها، چندان مفيد به نظر نمي‌رسد. به علاوه، وسعت به تنهايي و بدون توجه به جمعيت و چگونگي پراکندگي آن موقعيت جغرافيايي و ويژگيهاي فيزيکي سرزمين (آب و هوا، ناهمواري و منابع طبيعي) نمي‌تواند معياري براي قدرت باشد. بنابراين بهتر است تفاوت ميان کشورها بيشتر از نظر کيفي نه کمي بررسي شود.  معمولاً وسعت زياد يک دولت، با اين تصور که از نظر آب و هوا و منابع طبيعي داراي تنوع بيشتري است و از نظر دفاعي و نظامي هم نسبت به کشورهاي کم وسعت برتري دارد به عنوان عامل قدرت مطرح مي‌شود. اگر کشوري در برگيرنده اراضي وسيع غير قابل کشت و خالي از سکنه باشد و جمعيت آن به واسطه کوهستاني و صعب‌العبور بودن و صحرايي بودن مناطقش، از يکديگر جدا افتاده باشند اداره چنين کشوري نياز به تاسيسات زير بنايي دارد که اين امر مستلزم هزينه زيادي است.  دولتهايي که سرزمين آنها به صورتي است که زمينهاي وسيع خالي از سکنه ميان مناطق پر جمعيت و حاصلخيز آن فاصله انداخته است، مثل منطقه «سپر» کانادا، سعي دارند با تشويق مردم به سکونت در مناطق بکر، آثار منفي اين وضع را جبران کنند.   نتيجه اين که بزرگي يا کوچکي وسعت سرزمين، به خودي خود، دليل قدرت يا ضعف آن نيست بلکه نکته مهم اين است که آيا سرزمين مي‌تواند تامين کننده نيازهاي مردم خود باشد يا نه، و برخورد مردم نسبت به سرزمين خود و بهره‌برداري از آن چگونه است؟
   د) شکل سرزمين
   پس از وسعت، شکل يکي ديگر از ويژگيهاي کالبدي دولت است که مي‌تواند بر کارکرد و روابط بين‌المللي آن تاثير داشته باشد. هر دولت به اين دليل که يک واحد سرزميني است، داراي شکلي خاص است که با ديگر دولتها تفاوت دارد. البته، اهميت آن اولاً از جهت فاصله‌اي است که ميان دورترين نقاط پيرامون و مرکز جغرافيايي کشور وجود دارد و ثانياً به دليل مشکلاتي است که از اين نظر ممکن است در اداره امور کشور به وجود آيد.
2-1-6-2ملت
ملت به گروهی از انسانهای دارای فرهنگ، ریشه نژادی مشترک و زبان واحد اطلاق می گردد که دارای حکومتی واحد هستند یا قصدی برای خلق چنین حکومتی دارند.
تعریف دیگری ملت به گروهی از مردم گفته می شود که به دلایلی خود را متعلق به یکدیگر و وابسته به هم می دانند این دلایل ممکن است ملموس و عینی باشد ماننند زبان و فرهنگ ، دین ، آداب و رسوم اجتماعی ، سرزمین مشترک ، تاریخ مشترک و عامل نژادی و یا مانند جهان بینی مشترک ، غیر ملموس و ذهنی باشد.(میر حیدر، 1385: 124)
3-1-6-2حکومت
   مردمي که در يک سرزمين زندگي مي‌کنند به نوعي نظام اداري نيازمندند تا بتوانند نقشهاي مورد نظر خود را ايفا کنند. هيچ دولتي بدون سازمان سياسي نمي‌تواند موجوديت پيدا کند.( (www.ngdir.ir
4-1-6-2حاکمیت
مهمترين وجه تمايز دولت از ساير واحدهاي سياسي حاکميت است. حاکميت در مفهوم خارجي آن به قدرت مطلقه دولت و اين که هيچ دولت و اين که هيچ قدرتي را برتر نمي‌شناسد اشاره دارد به بيان ديگر، استقلال و آزاد بودن از نظارت مستقيم يک قدرت خارجي، ذاتي دولت است.
حاکمیت قدرت ناشی از آزادی و استقلال یک دولت مستقل است. دولت های مستقل می توانند با اعمال حق حاکمیت ، روابط خارجی و امور داخلی خود را بر وفق تمایلات خود تنظیم نمایند. همچنین به معنای قدرت عالیه تصمیم گیری و اجرای تصمیمات در اختیار دولت است و هیچ نهاد اجتماعی دیگری از آن برخوردار نیست. .( روشن و فرهادیان ، 1385: 87)
7-2مفاهیم پایدار در جغرافیای سیاسی
همانطور که بیان شدکشور موضوع اصلی بحث در جغرافیای سیاسی است و مبحث محوری در آن شمرده می شود.در اینجا،برای دسترسی آسان به مفاهیم جغرافیایی-سیاسی در اصطلاحات “سرزمین یا بوم””مرز”و”ناحیه” “شهر” هر یک به طور جداگانه بررسی میشود.(مجتهدزاده:30:1386)
1-7-2بوم“
”بوم“ واژه‌اى است کهن در زبان فارسى که از يک‌سو با مفهوم ”ميهن“ برابر است و از سوى ديگر با مفهوم اروپائى ”سرزمين“ نزديکى پيدا مى‌کند. اگرچه واژه ‌”بوم“ در فرهنگ جغرافيائى سياسى فارسى‌ زبان کنونى مورد بررسى نيست و جائى در مباحث علمى ندارد، مى‌تواند همراه با مفهوم ”مرز“ وارد اين فرهنگ شود و جايگزينى پويا در فارسى براى واژه territory باشد؛ آنگونه که در فرهنگ جغرافياى سياسى باختر زمين آمده است.
به هرحال، ما در اينجا با مفهوم ”سرزمين“ سر و کار داريم آنگونه که مفهوم ”territory“ در فرهنگ جغرافياى سياسى اروپائى مورد بحث است. سرزمين را مى‌توان چهره افقى يا فيزيکى کشور تعريف کرد؛ مفهومى جغرافيائى که با توجه به مفهوم حکومت، جنبه‌اى سياسى پيدا مى‌کند و با توجه به آن مفهوم و مفهوم ”ملت“ پديده سياسى – جغرافيائى ”کشور“ را واقعيت مى‌بخشد. از ميان جغرافيدانان سياسى باختر زمين، پرفسور ژان ايونا گاتمن توانسته است کارآترين و رساترين تعريف را، تا اين تاريخ، از سرزمين يا ”بوم“ در رابطه با ”حاکميت“ حکومت ارائه دهد. وى در مقاله‌‌اى تحت عنوان ”گذران تکاملى مفهوم سرزمين“ در حالى‌که بر اين نکته تائيد دارد که مفهوم سرزمين در روزگاران ما همچنان دستخوش دگرگونى بنيادين و پر اهميتى است مى‌گويد۱:سرزمين هم مفهومى سياسى است و هم جغرافيائي، چراکه چهره جغرافيائى زمين هم جلوه‌گاه جدائى‌هاى سياسى است و هم از راه جريانى سياسى سازمان مى‌يابد.( .(www.aftabir.com
1-7-2مرز
در رابطه با تعریف مرز و سرحد، طبقه بندی انواع مرزها و کارکردهای مرز و سایر مباحث مرتبط با مرز، تلاش هایی از سوی جغرافیدانان سیاسی و برخی دیگر از کارشناسان رشته های مرتبط صورت گرفته است؛ از جمله می توان به فعالیت هایی که توسط دانشمندانی مانند هارتشورن، هولدیچ، جونز و کریستف اشاره کرد که به تعریف اصطلاحات مرز، سرحد و طبقه بندی انواع مرز پرداخته اند (زرقانی،17:1386). برخی از تعاریف اشاره شده ی مرز، از سوی دانشمندان مختلف عبارت است از: خط جدا کننده ی یک واحد از واحد دیگر را مرز گویند. خطوط مرزی، خطوط اعتباری و قراردادی هستند که به مننظور تحدید یک واحد بر روی زمین مشخص می شوند(میرحیدر،161:1386). مرزهای فضاهای انسانی توسط فعالیت های اجتماعی تعریف می شوند و بسته به نوع ماهیت فعالیت اجتماعی از انواع دقیق تا انواع نامشخص تغییر می نمایند(میرحیدر،7:1386).مرز حد فاصل دو کشور یا منطقه



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید