دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت
گروه جغرافیای انسانی
پايان‌نامه برایدریافت درجه كارشناسي ارشد(M.A)
در رشته جغرافيا و برنامه ریزی روستایی
عنوان:
تحلیل معیارهای مکانی صنایع روستایی شهرستان رشت با تاکید بر اثرات زیست محیطی
استاد راهنما :
دکتر نصرالله مولایی هشجین
نگار ش:
رضا نوری
شهریور 1393
صورتجلسه
تعهد
تقدیر و تشکر
با تشکر از استاد بزرگوار جناب آقای دکتر نصرالله مولایی هشجین که در تدوین این پایان نامه به عنوان استاد راهنما قبول زحمت فرموده و من از راهنمائیهای ایشان بسیار بهره برده ام،

تقدیم به
همسر و فرزندان عزیزم و تمامی کسانی که در دوران تحصیل مشوق من بودند.

فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکیده1
مقدمه2
فصل اول :کلیات تحقیق 3
1-1-طرح تحقیق 4
1-1-1-بیان مسئله 4
1-1-2-اهمیت و ضرورت تحقیق 5
1-1-3-اهداف تحقیق5
1-1-4- سوالهای تحقیق6
1-1-5- فرضیه های تحقیق6
1-1-6- واژه ها و مفاهیم 6
1-2-مبانی نظری 11
1-2-1-پیشینه تحقیق 11
1-2-2- صنايع روستايي14
1-2- 3- تعاريف صنايع روستايي15
1-2-4-اهداف ايجاد صنايع روستايي17
1-2-5- نواحي صنعتي روستايي18
1-2-6- ضرورت ايجاد و طراحي صنايع روستايي19
1-2-7- منابع مالی صنايع روستايي22
1-2-7-1- روش تأمين سرمايه از طريق افزايش درآمد در نواحي روستايي22
1-2-7-2- تأثير افزايش پس انداز در سرمايه گذاري صنعتي نواحي روستايي23
1-2-7-3- روش تامين اعتبارات براي سرمايه گذاري صنعتي در نواحي روستايي24
1-2-8- صنايع روستايي در کشورهای مختلف24
1-2-8-1-روشهاي برنامه ريزي صنايع روستايي در مالزي 25
1-2-8-2- روش برنامه ريزي صنايع روستايي در اندونزي26
1-2-8-3- روش برنامه ريزي صنايع روستايي در ژاپن26
1-2-8-4- روش برنامه ريزي صنايع روستايي در چين27
1-2-9- مکان یابی صنایع روستایی28
1-2-10-دیدگاهها و نظریه های موجود در ارتباط با اثرات صنعتی شدن مناطق روستایی29
1-2-10-1- نظریه تامبوتان29
1-2-10-2-نظریه آرتور لوییس30
1-2-10-3-نظریه مید ولیدهلم30
1-2-11- دیدگاههای موجود در ارتباط با چگونگی استقرار صنعت در مناطق روستایی: 34
1-2-11-1- صنایع کوچک مقیاس:34
1-2-11-2- جایگاه صنعتی شدن روستاها در متون توسعه روستایی36
1-2-11-2- 1- دیدگاه تاریخی36
1-2-11-2- 2- دیدگاه کارایی اقتصادی36
1-2-11-2- 3- دیدگاه صنعتی شدن از طریق انقلاب سبز36
1-2-11-2- 4- دیدگاه الگوی تقاضا و کشش پذیری کالاها37
1-2-11-2- 5- دیدگاه اشتغال زایی37
1-2-11-2- 6- دیدگاه بازار آزاد یا راهبرد تجاری37
1-2-11-2- 7- دیدگاه جانشینی واردات37
1-2-12- مشکلات و تنگناهای ایجاد نواحی صنعتی روستایی40
1-2-13- ضوابط و معیارهای استقرار صنایع41
فصل دوم: روش شناسی تحقیق 44
2-1- روش تحقیق و مراحل آن 45
2-1-1- نوع روش تحقيق45
2-1-1-1- مراحل تحقیق45
2-1-1-1-1- مرحله گردآوري اطلاعات 45
2-1-1-1-2-مرحله سازماندهی و طبقه بندی اطلاعات بدست آمده45
2-1-2- روش گردآوري اطلاعات 45
2-2- متغییرهای تحقیق 46
2-3- محدوده تحقیق 46
2-4- مقطع زمانی تحقیق 48
2-5- روش شناسی تحقیق 48
فصل سوم: ویژگیهای جغرافیایی تحقیق 49
3-1- موقعیت جغرافیایی محدوده مورد مطالعه 50
3-2- ویژگی های طبیعی52
3-2-1- زمین شناسی 52
3-2-2- توپوگرافی55
3-2-3- اقلیم 56
3-2-4- منابع آب61
3-2-5- خاک62
3-2-6- پوشش گیاهی65
3-3- ویژگی های اجتماعی- جمعیتی66
3-3-1- تعداد و توزیع خانوار66
3-3-2- توزیع جمعیت66
3-3-3- مهاجرت66
3-3-4- زبان و مذهب67
3-4- بررسی ویژگی های اقتصادی72
3-4-1- کشاورزی 67
3-4-1-1- زراعت67
3-4-1-2- باغداری69
3-4-1-3- دامداری69
3-4-1-4- صید وصیادی70
3-4-1-5- جنگل و مرتع70
3-4-2- صنایع71
3-5- ویژگی فضایی – کالبدی71
3-5-1- پیشینه تاریخی شهرستان رشت71
3-5-2- وجه تسمیه رشت72
3-5-3- خدمات زیر بنایی72
3-5-3-1- راههای ارتباطی73
3-5-3-2- آب لوله کشی73
3-5-3-3- گاز لوله کشی73
3-5-3-4- برق73
3-5-3-5- مخابرات و ارتباطات73
3-5-4- خدمات روبنایی74
3-5-4-1- آموزشی74
3-5-4-2- خدمات بهداشتی درمانی74
3-5-4-3- خدمات سیاسی اداری74
3-5-4-4- خدمات مذهبی – فرهنگی74
3-5-4-5- خدمات ورزشی – تفریحی75
3-5-4-6- بازرگانی – خدمات75
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل یافته های تحقیق76
4-1- یافته توصیفی 77
4-1- 1- معیارهای استقرار صنایع77
4-2-پراکندگی صنایع در سطح روستاهای شهرستان رشت 79
4-3-بررسی واحد های صنایع در سطح شهرستان رشت81
4-3-1- سازگاری 82
4-3-1-1- واحد های تولید کننده محصولات فلزی 82
4-3-1-2-واحد های تولید کننده فرآورده های بتنی83
4-3-1-3-تولید کننده ی شیشه شور83
4-3-1-4- واحد تولید کننده ماشین آلات نان فانتزی83
4-3-1-5- کوره ذغال83
4-3-1-6- تیرچه زنی84
4-3-1-7- واحد های صنعتی تولید کننده مواد غذایی84
4-1-3 -8- آسفالت گرم85
4-1-3 -9- واحد های صنعتی بازیافت ضایعات پلاستیکی 86
4-1-3 -10-برنجکوبی86
4-1-4- آسایش89
4-1-4- 1- واحد های برنجکوبی89
4-1-4- 2- بازیافت ضایعات پلاستیکی 89
4-1-4- 2-1- آسفالت گرم90
4-1-4- 2-2- محصولات فلزی90
4-1-4- 2-3- واحد های تولیدی مواد غذایی90
4-1-5- تیرچه زنی92
4-1-6- کوره ذغال92
4-1-7- ماشین آلات نان فانتزی 92
4-1-8- واحد تولید شیشه شور92
4-1-9- کارگاه تولید فرآورده های بتنی92
4-2- مطلوبیت94
4-3- کارایی96
4-4- ایمنی96
4-4-1- وابستگی98
فصل پنجم :نتیجه گیری و آزمون فرضیه ها100
5-1-نتیجه گیری101
5-2-پیشنهاد: 101
5-3-یافته های تحلیلی102
منابع و مآخذ….104
فهرست جداول
عنوانصفحه
جدول 1-1- روند اثرات استقرار صنعت در مناطق روستایی33
جدول 3– 1 . تقسیمات جغرافیایی روستایی مورد مطالعه50
جدول 3- 2 مشخصات ايستگاه سینوپتیک شهر رشت56
جدول 3- 3 بارندگي ماهانه ایستگاه رشت (میانگین 10 ساله )57
جدول 3 – 4 رژيم دراز مدت دماي ماهانه ایستگاه رشت (میانگین 10 ساله )59
جدول 3– 5 به در صد رطوبت نسبي در ايستگاه رشت (میانگین 10 ساله )60
جدول 3-6- برآورد مهاجران وارد شده طی 10 سال گذشته به تفکیک نقاط شهری و روستایی-138566
جدول3-7- سطح زیر کشت ، تولید و عملکرد محصولات عمده زراعی در شهرستان سال 139268
جدول3-8- سطح زیر کشت، تولید و عملکرد محصولات عمده دایمی در شهرستان سال 139269
جدول 3-9- تعداد و انواع دام، طیور و تولیدات دامی در شهرستان رشت سال 139269
جدول 3-10- تولید عسل در شهرستان رشت در سال 139070
جدول 3-11- تولید پیله در شهرستان رشت توسط خانوارهای نوغاندار 139070
جدول3-12- صنایع روستایی شهرستان رشت تا پایان سال 138571
جدول 4-1-پراکندگی صنایع در سطح شهرستان رشت79
جدول 4-2-طبقه بندی گروه واحدهای صنایع روستایی شهرستان رشت سال 139080
جدول4-3- واحد های صنعتی روستاهای شهرستان رشت81
جدول4-4- بررسی سازگاری واحد های صنعتی (فلزی)82
جدول 4-5-واحد های صنعتی تولید کننده مواد غذایی84
جدول 4-6-صنایع روستایی تولید کننده آسفالت گرم85
جدول 4-7-واحدهای صنعتی برنجکوبی86
جدول 4-8- میزان سازگاری در بین صنایع روستایی شهرستان رشت 88
جدول 4-9- بررسی آسایش واحد های برنجکوبی89
جدول4-10- بررسی میزان آسایش تولیدات فلزی90
جدول 4-11- بررسی میزان آسایش واحدهای صنعتی90
جدول 4-12- بررسی میزان آسایش در بین صنایع روستایی شهرستان رشت 93
جدول 4-13- بررسی میزان مطلوبیت در بین صنایع روستایی شهرستان رشت 95
جدول 4-14- بررسی میزان ایمنی در بین صنایع روستایی شهرستان رشت 97
جدول 4-15- بررسی میزان وابستگی در بین صنایع روستایی شهرستان رشت 99
فهرست نمودار
عنوانصفحه
نمودار شماره 3-1 بارندگي ماهانه ایستگاه رشت58
نمودار شماره 3-2 بارندگي فصلی ایستگاه رشت58
نمودار شماره 3- 3: رژيم دماي ماهیانه ایستگاه رشت 59
نمودار شماره 3 – 4: رژيم دماي فصلی ایستگاه رشت60
نمودار 3-5:میانگین رطوبت نسبی به درصد در ایستگاه رشت61
فهرست نقشه ها
عنوانصفحه
نقشه 2-1- محدوده مورد تحقیق47
نقشه 3-1- موقعیت شهر رشت51
شکل 3-2- نقشه زمین شناسی شهر رشت54
نقشه 3-3- خاک64
فهرست عکس ها
عنوانصفحه
عکس 4-1-نمایی از کارگاه تولید کننده ماشین آلات نان فانتزی83
عکس 4-2- نمایی از تیرچه زنی در کوچصفهان84
عکس 4-3- نمایی از کارخانه آسفالت باهنر85
عکس 4-4- نمایی از کارخانه آسفالت چولاب86
تصویر 4-5- کارخانه برنجکوبی دردهستان لاکان- روستای سقالکسار87
تصویر4-6- نمایی از کارخانه برنجکوبی در دهستان لاکان -روستای سقالکسار87
تصویر 4-7-محصولات باغی در دهستان لاکان –روستای سقالکسار91
تصویر 4-8- درختان انار در دهستان لاکان –روستای سلکی سر91
عکس 4-9-زمینهای در دهستان لاکان –روستای سقالکسار98
عکس 4-10-زمین زراعی در دهستان پسیخان98
چکیده
ایجاد صنایع یکی از راهبردهایی است که به توسعه روستاها کمک می کند صنعتی شدن مناطق روستایی به عنوان شتاب دهنده ایجاد اشتغال پایدار و کار آمد ترین چاره ساز حل مشکل بیکاری روستا است نظریه صنعتی شدن و طرح ریزی مطلوب صنایع در مناطق روستایی به عنوان یک کاتالیزور در جهت ایجاد اشتغال پایدار و به عنوان آخرین چاره کار برای حل مشکل فقر مناطق هم اتبیک بالقوه در جهت حل مشکل بیکاری و عامل تسکین دهنده برای مناطق محروم روستایی به حساب می آید . پیامدهای استقرار متناسب صنایع روستایی در مناطق روستایی معتدل و مرطوب که هر روز از میزان زمینهای کشاورزی کاسته می شود راهکار مناسب محسوب می شود
بنابر این با توجه به اهمیتی که صنایع روستایی دارد باید در در ایجاد آن نهایت دقت اعمال ایجاد گردد
این پایان نامه با روش توصیفی – تحلیلی صورت گرفته است هدف آن بررسی معیارهای مکانی ایجاد صنایع روستایی می باشد شیوه جمع آوری اطلاعات بصورت میدانی و کتابخانه ای بوده و نتایج حاصل از مطالعات میدانی نشان می دهد که در سطح روستاها 25 درصد از صنایع در روستا از لحاظ سازگاری و مطلوبیت و ایمنی کارایی لازم را دارند و بقیه صنایع ناسازگار می باشند
واژگان کلیدی: صنایع روستایی ، معیارهای مکانی ، زیست محیطی ، شهرستان رشت
مقدمه :
فعاليت كشاورزي در برنامه توسعه اقتصادي كشور و به استناد اصل سوم قانون اساسي هدف اصلي از احداث صنايع در روستاها فراهم كردن زمينه ايجاد روستاهاي فعال و پر رونق با محوريت توليدات كشاورزي و دامي تا سر حد خود كفايي در محصولات اساسي كشور مي باشد ، رسيدن به اين اهداف علاوه بر ايجاد خود اتكافي صنعتي، به اقتصاد غير فعال مناطق روستايي نيز يك حالت پويا داده جامعه روستايي رامتوازن و هماهنگ با جامعه شهري و به عنوان بخشي از اجزاء اصلي كالبد اقتصادي كشور فعال و پيشرفته خواهد نمود . کشورهای صنعتی پیشرفته یا در حال توسعه ،صنایع روستایی خود را با نیازهای بازار تطبیق داده اند.ژاپن بخشی از صنایع مدرن خود را به صورت صنایع خانگی به نقاط روستایی انتقال داده است و کشورهای چین،تایوان واندونزی نیز به همین صورت صنایع خود رابا توجه به نیازهای اساسی همه مردم جهان در همه سنین منطبق کرده اند که طبعا یکی از دلایل توسعه جوامع وپایداری نسبی جمعیت روستایی آنان همین شیوه توجه به صنایع روستایی است (ابری ،1380،243-242).
این پژوهش در پنج فصل تهیه و تدوین شده که شامل:
فصل اول ،شامل طرح تحقیق است که در این فصل به مواردی از قبیل طرح مساله و ضرورت تحقیق،اهداف تحقیق و… پرداخته شده، فصل دوم،مبانی نظری ،روش شناسی وتکنیک های تحقیق ،در فصل سوم به ویژگیهای جغرافیایی محدوده مورد مطالعه،فصل چهارم به تجزیه و تحلیل یافته های تحقیق و نهایتا درفصل پنجم به ارزیابی فرضیه ها،نتیجه گیری وراهکارهای پیشنهادی پرداخته شده است.
1-1- طرح تحقیق
1-1-1-بیان مسئله
در طی شش دهه برنامه ریزی توسعه در سطح کشورهای در حال توسعه که با اشکال و الگوهای متفاوتی صورت پذیرفته است.برنامه ریزی توسعه از جایگاه شایسته ای برخوردار نبوده و عمدتا توسعه روستایی مبتنی بر دیدگاههای سیاحتی ویا عملکرد های فیزیکی بوده و هیچگاه به درون بینی و انتقاد از خویش نینجامیده است(چمبرز،1376،27) .به طوری که درکشور ما در چند دهه اخیر با ارائه امکانات رفاهی و خدماتی به روستاها روند مهاجرت کاهش نیافته و ارائه امکانات بدون برنامه ریزی برای اشتغال و درآمد موجب شده تا هزینه های ساکنان نواحی روستایی کشور افزایش یابد، در حالیکه درآمد ثابت باقی مانده است،بدین ترتیب مناطق روستایی همواره بعنوان حاشیه و بدور از تفکرات جامع توسعه ،نقشی وابسته به حوزه های شهری را ایفاء نموده اند. ایجاد صنایع یکی از راهبردهایی است که به توسعه روستاها کمک می کند صنعتی شدن مناطق روستایی به عنوان شتاب دهنده ایجاد اشتغال پایدار و کار آمد ترین چاره ساز حل مشکل بیکاری روستا است نظریه صنعتی شدن و طرح ریزی مطلوب صنایع در مناطق روستایی به عنوان یک کاتالیزور در جهت ایجاد اشتغال پایدار و به عنوان آخرین چاره کار برای حل مشکل فقر مناطق هم اتبیک بالقوه در جهت حل مشکل بیکاری و عامل تسکین دهنده برای مناطق محروم روستایی به حساب می آید . پیامدهای استقرار متناسب صنایع روستایی در مناطق روستایی معتدل و مرطوب که هر روز از میزان زمینهای کشاورزی کاسته می شود راهکار مناسب محسوب می شود در این میان صنایع روستایی برای راهکار اشتغال زایی و افزایش درآمد روستاییان نسبت به سایر فعالیتهای غیر کشاورزی مفید تر است به عبارت دیگر صنعتی شدن روستا و گسترش واحدهای فعالیتهای غیر کشاورزی عامل مهم در افزایش رفاه و تامین کالاها و خدمات ضروری برای خانواده های فقیر روستایی است اثرات نفوذ صنعت در مناطق روستایی ضمن ایجاد اقتصادی فعال می تواند دارای اثرات تکاثری و نیز منجر به اقتصاد خود دانش گردد.
بنابر این برنامه ریزی توسعه روستایی در این زمینه باید به بهره گیری از تحلیل فضایی و ارزشیابی پتانسیل های محیط زمینه های هماهنگی جامعه روستایی را با محیط خود فراهم آورد (نوروزی ، 1379 :20)
مطالعات انجام در زمینه ایجاد صنایع روستایی نشان می دهد که در برخی از روستاها صنایع دارای اثرات زیست محیطی بوده و ایجاد صنایع در مکان موجب تخریب محیط زیست روستاهای اطراف آن گردیده است با توجه به اینکه ایجاد صنایع برای اشتغال روستاها امری ضروری در کنار فعالیتهای دیگر محسوب می گردد باید در ایجاد و احداث صنایع دقت لازم را مبذول داشت تا از اثرات مخرب آن جللوگیری به عمل آورد
شهرستان رشت یکی از بزرگترین شهرستانهای استان گیلان می باشد که استقرار روستاهای آن از بخش جلگه ای و ساحل شروع شده و تا نواحی مرتفع در محدوده سراوان ادامه می یابد تعداد زیادی روستا در این مناطق پراکنده شده اند و با توجه به نزدیکی به شهرستان و شهر صنعتی رشت در بسیاری از رو ستاها صنایع ایجاد شده است اما این سوال مطرح می گردد که تا چه اندازه صنایع ایجاد شده با معیارهای سازگاری ،مطلوبیت، کارایی و ظرفیت انطباق دارد و به عوامل زیست محیطی تا چه حد توجه شده است
1-1-2-اهمیت و ضرورت تحقیق
مشكلات و مسائل كشاورزي در قرن حاضر كشاورزان را درگير نموده ، به نظر مي آيد كه كشاورزان بايد در زمينه هاي مختلف جهت بالابردن سطح محصول و درآمد خود تجربه آموخته و برتريهاي لازم را كسب نمايند ، اما اين روند در همه موارد براي آنان مقدور نمي باشد. تنهاكشاورزان آگاه و توانا كه ايجاد زمينه هاي جديد در امر اشتغال و افزايش درآمد در روستا را ضروري مي دانند مي توانند از آن بهره لازم را ببرند. از طرفی استفاده از این عوامل برای توسعه اقتصادی موجب آسیب به محیط زیست روستا می گردد بنابر این لازم است برای توسعه اقتصادی روستاها اقدام به احداث صنایع نمود و از طرفی برای حفظ محیط روستا اقدام به بررسی و شناخت راههای جلوگیری از آسیبهای زیست محیطی نمود
1-1-3-اهداف تحقیق
مهم ترین اهداف تحقیق حاضر به شرح زیر است:
تحلیل معیارهای مکانی ایجاد صنایع روستایی شهرستان رشت
تعیین مکان استقرار صنایع تبدیلی کشاورزی از دیدگاه روستائیان
تحلیل سنجش استقرار صنایع تبدیلی کشاورزی از دیدگاه کارشناسان
تعیین مکان استقرار صنایع تبدیلی کشاورزی از دیدگاه روستائیان
تحلیل سنجش استقرار صنایع تبدیلی کشاورزی از دیدگاه کارشناسان
1-1-4- سوالهای تحقیق
آیا استقرار صنایع در روستاهای شهرستان رشت با کاربریهای مجاور سازگار است؟
آیا استقرار صنایع در روستاهای شهرستان رشت کارآیی لازم را دارد؟
آیا استقرار صنایع در روستاهای شهرستان رشت با معیارهای زیست محیطی منطبق است؟
آیا استقرار صنایع در روستاهای شهرستان رشت از نظر ایمنی مناسب است؟
1-1-5- فرضیه های تحقیق
1- استقرار صنایع در روستاهای شهرستان رشت با کاربریهای مجاور نسبتا سازگار است
2- مکان صنایع روستایی شهرستان رشت از نظر ظرفیت و کارائی نسبتا مناسب است
3- استقرار صنایع روستایی شهرستان رشت با معیارهای زیست محیطی نسبتا مطلوب است
استقرار صنایع روستایی شهرستان رشت از نطر ایمنی مناسب نمی باشد
1-1-6- واژه ها و مفاهیم
در این پژوهش واژه های زیادی مورد استفاده قرار گرفته است که بخشی از مفاهیم کلیدی به شرح ذیل می باشد.نکته قابل ذکر اینکه باید توجه داشت که درحوزه علوم انسانی ارائه تعاریف ثابت که همه برآن توافق داشته باشند،بسیار دشوار است.
روستا1
روستا مبدا تقسیمات کشوری است که از لحاظ زیستی (وضع طبیعی،اجتماعی،فرهنگی واقتصادی)همگن بوده ،اکثریت ساکنان واقعی آن به طور مستقیم و غیرمستقیم به یکی از فعالیتهای زراعی،دامداری،باغداری و به طور اعم صنایع دستی و صید یا ترکیبی از این فعالیتها اشتغال داشته باشند،درعرف به عنوان ده آبادی،دهکده یا قریه نامیده می شود(پاپلی یزدی وابراهیمی 1381،ص23).
روستایی2
روستایی یا روستاییان به افراد ساکن در محیط روستا اطلاق می شود که معیشت اکثر ساکنان آن از دادوستد متقابل بین عوامل تجدید پذیر طبیعی و رفتار انسان حاصل می شود و دارای نقش اصلی کشاورزی،دامداری ،دامپروری،باغداری و صنایع و خدمات وابسته است( حسینی ابری ،1380،ص11).
توسعه:3
توسعه در مفهوم کلی خود به معنای ارتقای سطح مادی و معنوی جامعه انسانی و ایجاد شرایط مناسب یک زندگی سالم برای تمامی افراد جامعه است.با توجه به این مفهوم توسعه در برگیرنده جنبه های اقتصادی، اجتماعی ،سیاسی وفرهنگی است که تغییرات کمی وکیفی را شامل می شود و در عین حال ازنظر داخلی و خارجی از مفاهیم نسبی به شمار می شود(ازیکا،1384،ص50) .
توسعه پایدار :4
توسعه پایدار به معنای مدیریت و حفاظت منابع طبیعی پایه وجهت دادن به تحولات تکنولوژی و نهادی است،به ترتیبی که نیازهای انسان و نسلهای کنونی و آینده بشریت به صورت مستمر و پایدار تامین شود. در توسعه پایدار کشاورزی،شیلات وآبزی پروری منابع خاک و آب و منابع ژنتیکی گیاهی و حیوانی حفظ شده و محیط زیست تخریب نمی شود و از نظر فنی متناسب ،از نظر اقتصادی قابل قبول و پابرجا و از نظر اجتماعی قابل پذیرش است(آسایش،13844،ص 47).
توسعه روستایی:1
توسعه روستایی بخش مهمی از فرایند توسعه ملی به ویژه درکشورهای در حال توسعه را به خود اختصاص می دهد.اگر قرار است توسعه انجام گیرد و مستمر باشد باید به طور اعم از مناطق روستایی و به طور اخص از بخش کشاورزی آغاز شود.مسائل فقر گسترده،نابرابری در حال رشد و بیکاری فزاینده تماما ریشه در رکود و سیر قهقرایی زندگی اقتصادی مناطق روستایی دارد.شاید معتبرترین تصمیم درمورد فقرا این باشد که آنان به طور نامتناسبی در نواحی روستایی جای دارند و به طور عمده به کشاورزی و فعالیتهای وابسته به آن مشغول اند.هر نوع سیاستی که برای کاهش فقر و ایجاد توسعه طرح ریزی شود باید لزوما تا حدی درجهت توسعه روستایی به طور اعم و بخش کشاورزی به طور اخص باشد(ازکیا،1384،ص47).
صنایع تبدیلی و تکمیلی کشاورزی:2
این صنایع به صنایع تبدیلی محصولات کشاورزی و دامپروری تقسیم می شود.در واقع محصول هر یک از بخشهای کشاورزی و دامپروری به عنوان مواد اولیه در این صنعت به کار برده میشود. صنایع مربوط به قند وشکر ،روغن کشی،کمپوت سازی،نساجی و صنایع چوب جزء این گروه از صنایع روستایی است،همچنین با رشد هر کدام از این صنایع ،صنایع روستایی دیگری جهت تکمیل محصول نهایی به بازار بوجود خواهد آمد،مانند صنایع نگهداری،صنایع انبارداری و صنایع بسته بندی(صاحبی،1374، ص39 ).
صنایع کوچک روستایی:3
صنایع کوچک را نمی توان به دقت تعریف کرد.مرز بین صنایع کوچک و صنایع سبک و سنگین به درستی مشخص نیست.کارگاهی که کشورهای در حال توسعه،بزرگ محسوب می شود در یک کشور پیشرفته ،واحدی کوچک بشمار می رود.در برخی ازکشورها شمار کارگران شاغل و در برخی دیگر میزان سرمایه یا ترکیبی از ضوابط مختلف مانند شمارکارگر ،میزان سرمایه،میزان فروش سالانه،دارایی ثابت و غیره ملاک تشخیص صنعت کوچک است که با گذشت زمان،این معیارها می توان دچار تغییر شود.این صنایع باید تامین کننده نیازهای کشاورزی،دامی ودامپروری و مکمل و پشتیبان این نیازها با توجه به شرایط جغرافیایی هر منطقه باشد.صنایع کوچک تامین کننده نیازهای کشاورزی و مکمل و زمینه ساز خودکفایی در روستاها است (ابوالحسنی،1370،66).
صنعتی کردن روستا1
صنعت به ذات خود اصولی است که می تواند با انجام یک سلسله اعمال بر روی مواد خام،آن مواد را با ارزش و قابل استفاده سازد.اگر چه فعالیتهای صنعتی در مقایسه با دیگر فعالیتها سطح کوچکی را اشغال می کنند،باید بدانیم که احتیاج میلیاردها انسان را از لحاظ خوراک،پوشاک،مسکن و دیگر لوازم ضروری زندگی بر طرف می سازد.به صنعتی کردن روستا از دو دیدگاه می توان نگریست:
1) ایجاد و استقرار صنعت درمناطق روستایی
2) صنعتی کردن روستا
در صنعتی کردن روستا،همواره تاکید بر صنایع کوچک و متوسط بوده است،زیرا این صنایع توانایی برقراری عدالت اجتماعی،ارتقای فرهنگ و تعالی انسان را دارد(پاپلی یزدی،ابراهیمی،1381،صص222-226).
صنایع روستایی2
صنایع روستایی به دلیل داشتن شرایط ویژه نظیر پراکنده بودن در سطح کشور ،پایین بودن سطح سواد کارکنان ،کوچک و روستایی بودن و غیره ،خصوصیات ویژه ای راداراست که برخی عبارتنداز :
1- در این عرصه باید هماهنگی لازم را بین صنایع روستایی ایجاد شود.
2- در این عرصه باید بیش از همه چیز بقای واحد تولیدی مد نظر باشد.
و.. (مهرگان،1370،35)
محیط زیست طبیعی :این بخش از محیط زیست در برگیرنده ی قسمتی از فضای سطح کره ی زمین است که به دست بشر ساخته نشده است .مانند کوهها ، دشتها ، جنگلها و دریاها و …
محیط زیست طبیعی را می توان به دو بخش کلی جاندار و بیجان تقسیم کرد :
الف ) طبیعت جاندار مانند هوا ، آب ، خاک
ب) طبیعت بی جان مانند حیات وحش ، پوشش گیاهی
مجموعه طبیعت جاندار و بیجان تشکیل دهنده ی فضای زنده ی کره ی خاکی یا بیوسفر می باشند
محیط زیست مصنوعی یا انسان ساخت :
محیط زیست مصنوعی عبارت است از آنچه به دست بشرساخته و پرداخته شده است . برخی از محیط زیست شناسان این بخش از محیط زیست را (( محیط زائیده تفکر )) نیز می نامند . زیرا پیدایش و فرم و شکل آن حاصل نیروی خلاقه و فکر جامعه می باشد . بطور خلاصه شهرها و روستاهای ما با تمام محتوا یشان محیط زیست مصنوعی ما را تشکیل می دهند . خانه ها ، خیابانها ، کارخانه ها ، مدارس ، فرودگاهها و امثال اینها همگی از اجزای محیط زیست مصنوعی به شمار می آیند .
محیط زیست اجتماعی :
این بخش از محیط زیست از انسانهای اطراف ما و نیز روابط متقابل ما با آنها تشکیل یافته است . خانواده ، همسایه و فروشنده و … همه و همه محیط زیست انسانی ما را تشکیل می دهند. ( سلطانی 1365 ، صص 6 الی 3 )
اکولوژی : اکولوژی دانشی است که روابط متقابل موجودات زنده با یکدیگر و با محیط زیست شان را مورد بررسی قرار می دهد . ( سلطانی 1365 ص 75 )
1-2-مبانی نظری
1-2-1-پیشینه تحقیق
اچ.آنتولف وهمکاران(1979)در تحقیقی جامع و در راستای ارزیابی پیامدهای صنعتی شدن روستا درکشور اندونزی به این نتیجه رسیدند که با استقرار واحدهای نساجی درطول 60 سال،تغییرات وسیعی در این کشور بوجود آمد. بطوری که در طی این مدت،ناحیه مورد مطالعه با عنوان قطب نساجی در طول 60 سال شناخته شد و توانست تغییرات محسوسی را در سطح کشور ناحیه بوجود آورد.
ریزانول(1994)در تحقیقی جامع اثرات صنعتی شدن مناطق روستایی چین در دوره بعد از اصلاحات را مورد بررسی قرار داده و صنعتی شدن را به عنوان موتور محرک توسعه روستایی در چین معرفی کرده است. اس.ک رائو (1985)با تحلیل روند صنعتی شدن روستاها در چهار کشور هند،فیلیپین،کره جنوبی و ژاپن ،برنقش استقرار صنعت در روند گسترش صادرات اشاره داشته و معتقد است: هر یک از این کشورها با انتخاب الگوی مناسب صنعتی ،گامی درجهت ایجاد اشتغال ،افزایش درآمد و در نهایت گسترش صادرات داشته اند.
مطیعی لنگرودی، 1387، در کتاب برنامه ریزی روستایی در ایران به مشكلات زيستي در بسياري از نواحي روستايي ، اختلاف درآمد و سطح زندگي بين جوامع شهري و روستايي ، از عوامل عمده مهاجرتهاي روستايي-شهري پرداخته است. بسياري از برنامه ريزان در اين تصورند كه با ايجاد برخي از امكانات رفاهي و خدماتي در نواحي روستايي ، روند مهاجرت كاهش خواهد يافت. در حاليكه با ارائه خدمات رفاهي در نواحي روستايي ، بايد در پي ايجاد اشتغال و درآمد در اين نواحي بود. زيرا تأمين نيازهاي رفاهي در نواحي روستايي سرمزين ، موجب افزايش روحيه مصرف و بروز نيازهاي بيشتر در جمعيت مي شود ، كه پاسخگويي به آنها ، نياز به كسب درآمد بيشتر دارد. بنابراين ، همگام با افزايش امكانات خدماتي و رفاهي در نواحي روستايي ، برنامه ريزي براي ايجاد اشتغال و درآمد ، لازم و ضروري است . در غيراينصورت ، تعداد بسياري از تأسيسات ايجاد شده در نواحي روستايي به دليل مهاجرت روستاييان به سوي شهرها ، غيرقابل مصرف باقي خواهد ماند ، در حالي كه هزينه هاي زيادي براي ايجاد اين تأسيسات هزينه شده است (مطيعي لنگرودي ، 1378 ، 1 و 2)
بنابراين در استراتژي هاي توسعه روستايي، بايد به متنوع سازي اقتصاد روستايي و كارآ نمودن آن از طريق ايجاد انواع فعاليت هاي اقتصادي ، بويژه صنعتي كردن روستاها ، توجه نمود. زيرا تمركز صنايع در روستاها ، علاوه بر ايجاد اشتغال و درآمد ، سبب كاهش مشكلات مربوط به همجواري صنايع با شهرها ، نظير : تراكم شديد جمعيت ، مشكلات مربوط به ترافيك ، آلودگي هاي زيست محيطي و … مي شود. (مطيعي لنگرودي ، 1380 ، 1 )
توسعه روستايي شامل يك فرآيند عميق تغييرات در كل جامعه ، در جامعه محلي و از همه مهمتر در نقش افراد مي باشد . اين فرآيند روشي است براي افزايش فرصتهاي قابل دسترسي براي افراد روستايي و افزايش امكانات بهره برداري از منابع موجود در روستا.
مقياس ، پيچيدگي و جمود اقتصاد روستايي ، اغلب با تلاشهاي مؤثر و هماهنگي كه براي ايجاد وسايل جديد امرار معاش و افزايش رفاه انجام مي گيرد ، هماهنگي ندارد. طبيعت فقر و نياز به عدالت اجتماعي و تساوي بيشتر ايجاب مي كند كه فرآيند تحول در يك جبهه وسيع و گسترده انجام گيرد و كليه عوامل به هم پيوسته سياسي ، اقتصادي ، فني ، نهادي و انساني را براي كاهش فقر به كار گيرد. ( هاگ ، 1368 ، 56 )
سرمايه گذاري اضافي در نواحي روستايي ، بايد در جهت كمك به بهره وري بيشتر نيروي كار از طريق حذف فعاليت هاي كم بازده، افزايش تخصص و بهره برداري بهتر از مواد خام باشد. اين سرمايه گذايها بايد فرصتهاي بيشتري جهت اشتغال و درآمد ايجاد كند ، تا كليه نيروهاي كار موجود در روستا را در جهت فعاليت هاي اصلي اقتصادي به كار گيرد.
بنابراين ، هدف برنامه ريزي روستايي ، ايجاد تنوع در اقتصاد روستايي و فراهم آوردن زمينه فعاليتهاي غيركشاورزي ، همگام با كشاورزي ، بويژه صنايع روستايي است.
-كتاب نظريه هاي توسعه روستايي اثر آقايان دكتر محمدحسين پاپلي يزدي و محمد امير ابراهيمي در باب صنعتي كردن روستاها مطالبي ذكر شده است :
صنعت به ذات خود اصولي است كه مي تواند با انجام يك سلسله اعمال بر روي مواد خام ، آن مواد را با ارزش و قابل استفاده سازد . اگرچه فعاليت هاي صنعتي در مقايسه با ديگر فعاليت ها سطح كوچكي را اشغال مي كنند ، بايد بدانيم كه احتياج ميلياردها انسان را از لحاظ خوراك ، پوشاك ، مسكن و ديگر لوازم ضروري زندگي برطرف مي سازد. كشورهاي صنعتي كنوني پس از انقلاب صنعتي بسرعت در جهت صنعتي شدن گام برداشتند. پس از آن كشورهاي جهان سوم بتدريج به اين جريان وارد شدند.
شايد تعجب آور باشد كه ميانگين سهم صنعت در توليد ناخالص داخلي در جهان سوم تقريباً مشابه اقتصادهاي پيشرفته سرمايه داري يعني 35 درصد است.
ولي اين امر تصادفي است و درباره تغييرات ساختاري كه در اين دو گروه از كشورها در حال وقوع است مطلب چنداني به ما نمي گويد . اول آنكه سهم صنعت در كشورهاي صنعتي عموماً رو به كاهش بوده است تا براي سهم در حال افزايش خدمات راه باز شود.
دوم آنكه در ايالات متحده آمريكا و اروپاي غربي در نتيجه ركود جهاني دهه 1980 يك انقباض ادواري در صنعت ، بر روند فوق اضافه شده است. سوم آنكه ، سهم صنعت در جهان سوم عموماً در حال افزايش بوده است. و به لطف گسترش مداوم توليد در برخي از بزرگترين كشورهاي جهان سوم از جمله چين و هند ركود اقتصادي مذكور موجب وقفه جدي در اين افزايش نشده است.
البته اين صنايع عمدتاً در شهرهاي بزرگ متمركز شده و اكثر آنها صنايع وارداتي ، سرمايه بر ، مهارت طلب و توليد كننده كالاهاي مصرفي است . درباره صنايع روستايي تعاريف مختلفي ارائه شده است كه برخي از آنها به شرح زير مي باشد :
سازمان بين المللي كار صنايع روستايي را چنين تعريف كرده است :
صنايع روستايي به صنايعي گفته مي شود كه در نواحي روستايي يا مراكز روستايي مستقر هستند و عمدتاً از نيروي كار روستايي استفاده مي كنند. به طور كلي ، پيوندهاي بازاري آنها از نظر جغرافيايي محدود اس ؛ يا به بياني ، اين صنايع بيشتر مواد خام يا توليدات محلي را به مصرف مي راسنند و توليدات آنها به بازارهاي محلي عرضه مي شود . اما گاه ممكن است اين صنايع توليدات خود را به بازارهاي ملي و بين المللي عرضه كنند.
مركز توسعه منطقه اي ملل متحد در تعريف صنايع روستايي گفته است : « تمام صنايعي كه مي توانند در مراكز روستايي و روستا-شهري توسعه يابند مي بايست به عنوان عناصر صنايع روستايي محسوب شوند ، به شرط آنكه بتوانند وسيله اي براي صنعتي شدن روستا باشند. »
در تعريف وزارت جهاد سازندگي از صنايع روستايي ، متناسب بودن اين صنايع با مناطق روستايي كشور مورد توجه قرار گرفته و اين صنايع به شاخه هاي صنايع وابسته به كشاورزي ، صنايع كوچك و صنايع دستي تقسيم شده و ويژگي هاي زير براي آن در نظر گرفته شده است :
الف ) حتي المقدور متناسب با نيازهاي كشاورزي و دامپروري بكوشد و يا مكمل و پشتيبان آنها باشد ، با شرايط جغرافيايي در منطقه متناسب باشد و مغاير با رشد كشاورزي و دامپروري نباشد ؛
ب ) حتي المقدور متناسب با نيازهاي روستاييان و زمينه ساز خودكفايي اقتصادي و صنعتي كشور باشد ،
ج) از نظر تكنولوژي در سطحي باشد كه براي روستاييان قابل راه اندازي و بهره برداري باشد و به بالارفتن دانش فني آنها كمك كند ،
د ) حتي المقدر خدمات نگهداري و تعمير آن در محل امكان پذير باشد،
هـ) تأمين مواد اوليه و ابزار آلات آن حتي المقدور به ترتيب در محل ، منطقه يا در داخل كشور ميسر باشد.
مركز آمار ايران نيز كليه صنايعي را كه در محدوده روستا قرار دارند ، در زمره صنايع روستايي قلمداد مي كند كه اين ضابطه را نمي توان پذيرفت ، چرا كه صنايع بسياري به دليل وجود فضاي مناسب ، در روستا يا پيرامون آن مستقر مي شوند.
به صنعتي كردن روستا از دو ديدگاه مي توان نگريست :
1- ايجاد و استقرار صنعت در مناطق روستايي
2- صنعتي كردن روستا
نوری و همکاران (1386)در مقاله خود تحت عنوان اولویت بندی صنایع کوچک وکارگاهی مناطق روستایی شهرستان اردستان، به این نتیجه رسیدند که صنایع روستایی متناسب باتوانمندیهای محیطی وانسانی مناطق روستایی باید با توجه به دیدگاه کارشناسان علمی سازمانی و محلی تعیین گردد.
نصیری (1386)در پژوهشی تحت عنوان صنایع روستایی عاملی تاثیرگذار بر فرایند توسعه اقتصادی و اجتماعی “نمونه: روستاهای بومهن” به منظور ارزیابی تاثیر نواحی صنعتی درتوسعه اقتصادی واجتماعی مناطق روستایی،ده روستا (که در این بین پنج روستا دارای صنایع وپنج روستا فاقد صنایع هستند)در پیرامون شهر بومهن که در40 کیلومتری کلانشهر تهران واقع شده است به این نتیجه رسید که در دو جامعه نمونه از ده شاخص برگزیده (خوراک،پوشاک،کیفیت مسکن،رضایت وثبات شغلی وعدم مهاجرت و انگیزه ماندگاری و..)در روستاهای مورد مطالعه تفاوت معنا داری را نشان می دهند.
1-2-2- صنايع روستايي
طبقه بندي صنايع روستايي براساس تعاريف كشورهاي از اين صنايع با يكديگر تفاوت دارد عموماً سه نوع طبقه بندي بين كشورهاي مختلف رايج است كه عبارتند از :
1- براساس مقدار توليد و نوع آن
2- براساس نيروي كار
3- براساس سرمايه
طبقه بندي براساس مقدار توليد ، نيروي كار و سرمايه كه براي صنايع كوچك مطرح مي باشد ، از كشوري به كشور ديگر تفاوت دارد. به طور مثال در چين توليد كمتر از 100 هزار تن فولاد در رديف صنايع كوچك است ، در حاليكه در كشورهاي ديگر چنين نيست. همچنين در آمريكا و ژاپن كارگاههاي داراي 100 نفر شاغل و كمتر در رديف صنايع كوچك مي باشند ، در حاليكه در ايران 10 نفر و بيشتر در رديف صنايع بزرگ مي باشند.
براساس نظامهاي سازماندهي ، نوع ديگري از طبقه بندي ارائه شده كه براين اساس ، صنايع روستايي را در سه طبقه قرار داده اند ، (1 ) صنايع خانگي ، (2) صنايع كارگاهي ، (3) صنايع كارخانه اي كوچك. در اين طبقه بندي تمامي اجزاي دروني و بيروني سازمان صنعتي روستايي مورد بررسي قرار گرفته است. ( جهاد سازندگي ، 1369 ، 10 و 11 )
1-2- 3- تعاريف صنايع روستايي
هر كشوري با توجه به تجربه خاص خود و سياستها واهداف مورد نظر ، تعريفي از صنايع روستايي ارائه داده است. بيشتر كشورها براي تعريف صنايع روستايي عوامل و پارامترهايي را مورد استفاده قرار داده اند كه سبب تعاريف گوناگون گرديده است.
كميسيون اقتصادي سازمان ملل متحد ، براي آسيا و خاور دور ، تعريف كلي و طبقه بندي زير را پيشنهاد مي كند : صنعت روستايي يا داخلي صنعتي است كه توليد فرآورده هاي آن به مهارت نياز داشته و حرفه ايست كه تماماً يا عمدتاً به كمك اعضاي خانواده جريان مي يابد و تمام يا قسمتي از وقت آنها صرف اين كار مي شود.
از پارامترهاي اصلي تعيين صنايع روستايي ، بكارگيري صنعت مورد نظر در ارتباط با امكانات و داده هاي محلي مي باشد ، كه فرد روستايي قادر به درك و استفاده مؤثر از آن باشد. در واقع ايجاد يك توسعه درون زا در روستا برحسب مقتضيات و نيازهاي روستا و كاربرد فن آوري مناسب كه مي تواند نقش به سزايي در باروري اقتصادي ، و امكانات توليدي دشته باشند. يعين صنايع تبديلي كه قادر باشد فرآورده هاي كشاورزي روستاييان را تغيير شكل دهند و به صورت كالاهاي صنعتي عرضه نمايند.
با توجه به اين تعريف، صنايع روستايي بايد صنايع تبديلي باشند كه در راستاي فعاليت هاي كشاورزي ، مكمل فرآورده هاي كشاورزي بوده و اين محصولات را به كالاهاي صنعتي تبديل نموده و به عنوان محصول نهايي يا واسطه اي عرضه نمايند. البته لازمة اين صنايع ، وجود فرآورده هاي دامي و كشاورزي در آن منطقه مي باشد كه با توجه به آنها ، مي توان برنامه ريزي هماهنگي را در ارتباط با صنعت تبديلي و مواد اوليه آن ارائه داد.
صنايع روستايي از درون روستا به حركت در مي آيد. هرچند ممكن است محركه اصلي آن در خارج از روستا باشد،اما نقش اصلي و اساسي بايدبرعهده روستايي گذارده شود و مشاركت فعال دراين زمينه داشته باشد. بنابراين بسياري از صنايع روستايي را مي توان در رديف صنايع كوچك قرار داد.(مطیعی لنگرودی ،1373، ص 185)
صنايع كوچك كه بيشتري حالت كارگاهي دارند ، علاوه بر شهرها ، در نواحي روستايي نيز قابل استقرار مي باشند. اين صنايع در مقايسه با صنايع سبك ، به نيروي انساني كمتر و تجهيزات و وسايل ساده تر نياز دارند و محتاج به سرمايه گذاري كلان نيستند. با توجه به موارد بالا ، بين صنايع كوچك و صنايع دستي از نظر ابزار كار و امكانات توليد مغايرت ديده مي شود. هرچند كه از نظر فضاي كار ، تفاوت چنداني با هم ندارند. زيرا صنايع دستي مي تواند هم حالت كارگاهي و هم حالت خانگي داشته باشد و همانند صنايع كوچك قابل استقرار در شهر و روستا است. اين هنر ، صنعت متكي به تخصصهاي بومي و سنتي است ، و قسمت اعظم مواد اوليه و ملزومات مصرفي و ابزار مورد نياز آن در داخل كشور و در محل تهيه مي شود ، كه بيشتر از منابع طبيعي و توليدي محلي است . اين ويژگي ، ميزان استقلال و خودكفايي اقتصادي اين هنر صنعت را نسبت به ساير صنايع بيشتر نشان مي دهد. اين صنعت ، بينش ، ذوق ، انديشه و فرهنگ توليد كننده را در خود جاي داده است. به طوري كه مي توان آن را يك « صنعت ذوقي و هنري» قلمداد كرد. (مطيعي لنگرود ، 1373 ، 194 )
محيط روستا ، زمينه هاي لازم جهت رشد فعاليت هاي صنايع دستي را دارا مي باشد ، زيرا در نواحي روستايي ، فعاليت هاي كشاورزي و دامداري ، درصد بسياري از مواد اوليه را فراهم مي كند ، كه براي ساختن انواع مصنوعات دستي مناسب است . (مطيعي لنگرودي ، 1378 ، 156 )
ويژگي هاي اعلام شده براي صنايع روستايي ، امروزه مورد پذيرش نمي باشند. زيرا صنايع روستايي بايد داراي نوآوري ، بهره بردار از فن آوري جديد ، قابل رقابت در بازارهاي ملي و بين المللي ، و قدرت ارزآوري باشد ، تا بتواند موقعيت اقتصادي مناسبي را در اين مقطع جهاني شدن كاركردهاي اقتصادي ، كسب نمايد. بنابراين بايد به متنوع سازي فعاليتهاي صنعتي در نواحي روستايي مبادرت ورزيد. زيرا در حال حاضر ، به كليه فعاليتهاي توليدي صنعتي كه با استفاده از توانهاي محلي و ناحيه اي در محيط روستا استقرار مي يابند ، صنايع روستايي ناميده مي شوند.
1-2-4-اهداف ايجاد صنايع روستايي
توسعه صنايع روستايي موجب ايجاد دگرگونيهاي بنيادي در ساخت اقتصادي و اجتماعي بخش روسنايي و به تبع آن كل جامعه خواهد بود. اين صنايع داراي آثار مثبت بسيار مي باشند. با توسعة صنايع روستايي ، رشد صنعتي و در پي آن رشد اقتصاديي جامعه از سرعت بالاتري برخوردار مي گردد. اين افزايش سرعت به اين دليل است كه اين صنايع امكانات و قابليت هايي را به كار خواهند انداخت و آنها را از حالت غيرمفيد به مرحله بازدهي خواهند رساند. صنايع روستايي مواد اوليه پراكنده و با مقدار ناچيز، سرمايه هاي غيرفعال ، نيروي انساني دور از مراكز صنعتي و با تخصص كم و … ، را در قالب صنايع كوچك ، صنايع دستي و تبديلي به كار مي گيرد.
اهداف صنايع روستايي از يك ناحيه به ناحيه ديگر كشور فرق مي كند. اين اختلاف به عواملي مانند ، نزديك بودن به شهرهاي صنعتي ، توسعه نسبي اقتصاد ناحيه اي ، موقعيت كشش بازار براي صنايع روستايي و ايجاد ارتباط بين صنايع روستايي و صنايع مدرن شهري بستگي دارد. ( جهاد سازندگي ، 1370 ، 31 )
رسالتها و اهداف اساسي نصايع در مناطق روستايي به صورت زير برشمرده مي شود :
1- حمايت و پشتيباني از بخش كشاورزي و كمك به افزايش درآمد شاغلان اين بخش
2-كمك به توليدات صنعتي كشور و دستيابي سريعتر به خودكفايي و استقلال اقتصادي
3- بهره گيري مطلوب از منابع و امكانات مناطق روستايي
4- ايجاد فضا و حفظ محيط مناسب جهت رشد و شكوفايي ابتكارات ، خلاقيتها و استعدادهاي روستاييان
5- بسط سياستهاي عدم تمركز در فعاليت هاي صنعتي بين مناطق شهري و روستايي
6- كاهش اختلاف درآمدي بين مناطق شهري و روستايي و كمك به توزيع عادلانه تر درآمد در كل كشور
7- افزايش توليد ناخالص ملي و همچنين افزايش صادرات كالاهاي سنتي و صنايع دستي و ايجاد درآمد ارزي براي كشور
8- تشويق بخش كشاورزي از طريق خريد محصولات آنها به منظور استفاده در صنايع روستايي
9- كاهش فشار نيروي انساني بر اراضي كشاورزي از طريق جذب جمعيت مازاد بخش كشاورزي در صنايع روستايي
10- ايجاد تنوع در فعاليت هاي اقتصادي روستاها ؛ (يكي از ويژگي هاي اقتصاد روستايي كشور ، فقدان فعاليتهاي صنعتي و راكد بودن فعاليت هاي خدماتي برخاسته از درون روستا و اتكاي بسيار شديد به كشاورزي جهت كسب درآمد است.)
11- ايجاد تحول در نقش روستاها از نظر انواع فعاليتها
ايجاد و گسترش صنايع در مناطق روستايي كشور و طرح آن به عنوان يك جريان توليدي به صورت وسيع و همه جانبه و به عنوان مكمل و پشتيبان كشاورزي و افزايش درآمد شاغلان اين بخش و همچنين يك جانشين نيرومند براي جذب نيروي كار مازاد بر فعاليتهاي بخش كشاورزي در مناطق روستايي ، يكي از هدف هاي اصلي ايجاد صنعت روستايي كشور مي باشد. اينگونه نگرش به نقش توسعه صنعت در روستاها به خاطر تأثير عميقي است كه اين بخش مي تواند رد ساخت اجتماعي و اقتصادي روستاها بگذارد.(جهاد کشاورزی، 1370، ص 160)
1-2-5- نواحي صنعتي روستايي
براي ايجاد نواحي صنعتي روستايي ، به دو روش مي توان عمل كرد :
1- ايجاد صنايع در تمامي روستاهاي ايران
2- ايجاد صنايع در روستاهاي ويژه
روش اول ، ايجاد صنايع را براي تمامي روستاها محدود نكرده و در نتيجه ممكن است متقاضيان بيشتري در روستاها جذب اين نوع فعاليت هاي توليدي گردند. اما مشكل عمده در اين روش ، ارائه خدمات فني و مشاوره اي،ارائه خدمات بازرگاني ، سازماندهي كارگاهها ، رفع نيازهاي آنها به دليل پراكندگي بسيار زياد روستاهاي ايران مي باشد. همچنين در اين روش ، تهيه طرح جامع براي تمامي روستاهاي داراي صنايع ، امكان پذير نمي باشد. ولي اين روش رشد را براي تمامي روستاها به دنبال دارد.
روش دوم ، رشد صنايع را براي تعداد معدودي از روستاها در بر مي گيرد و اين صنايع در روستاهاي خاص مجتمع مي شوند . در اين روش ، طرح جامع روستاهاي مورد نظر از قبل تهيه مي گردد ، هزينه هاي ايجاد صنايع نظير آب و برق و … ، كاهش مي يابد ، و نيز دادن خدمات ارگانها به اين صنايع سهولت مي يابد و كنترل هاي معمول از قبيل قوانين كشورزي و استاندارد صنايع ، و دادن آموزشهاي فني آسان و كم هزينه تر مي گردد.
امروزه به تجربه ثابت شده است كه روش ايجاد نواحي صنعتي ، يك ياز روشهاي مشوق تأسيس گسترش و مدرنيزه كردن صنايع كوچك مي باشد.ايجاد و تمركز صنايع در روستاهايي خاص ، كه داراي امكانات لازم براي توسعه صنعتي مي باشند ، منافع زير را در پي دارد :
1-كاهش هزينه هاي توليد از طريق زنجيره اي كردن واحدهاي توليد روستايي
2- تمركز حساب شده صنايع در كنار يكديگر ، به نحويكه بتوانند نيازهاي ناحيه را برطرف نمايند ؛
3- توسعه و رشد ناحيه جهت كند كردن مهاجرتهاي روستايي-شهري
با توجه به تعداد دهستانهاي ايران كه در سال 1378 برابر 2191 دهستان بوده است ، مي توان به همين تعداد ، نواحي صنعتي روستايي در كشور پيش بيني كرد. لذا با استفاده از طرحهاي شهركهاي صنعتي و سنجش روستاهاي مستعد و تهيه طرحهاي مربوط به نواحي صنعتي روستايي ، مي توان زمينه هاي لازم را جهت ايجاد اين نواحي صنعتي فراهم ساخت.
تأمين اعتبار و سرمايه مورد نياز از مسائل اصلي اين گونه از طرحها مي باشد. لذا جهت دهيهاي لازم از طريق سيستم هاي دولتي به لحاظ ايجاد امكانات و بعضي از معافيتها جهت ايجاد صنايع در اين نواحي ، مي تواند از ضروريات انجام اين گونه از طرحها باشد.
اين گونه از طرحها داراي مزاياي بسيار است ، ولي سبب مهاجرت از روستاهاي اطراف به اين مراكز مي گردد. لذا توجه به روستاهايي كه از امكانات توسعه صنعتي برخوردار نمي باشند ، بسيار ضرورت دارد. ضنايع دستي در ساير روستاها و ساير فعاليت هاي درآمدزا بايد مورد توجه قرار گيرد. يك ناحيه صنعتي فقط در محلهاي تعيين شده احداث مي شود ، در حاليكه به ايجاد كارگاههاي كوچك خانگي و شخصي در بيشتر مناطق روستايي نياز است . لذا ايجاد نواحي صنعتي روستايي ، تنها بخشي از برنامه جامع توسعه صنايع روستايي است. ( وزارت جهاد سازندگي ، 1370



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید