دانشگاه آزاد اسلامی
واحد رشت
دانشکده علوم انسانی
گروه آموزشی جغرافیا
پایاننامه تحصیلی جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد
رشته: جغرافیا گرایش: سیاسی
عنوان:
تقابل ژئوپلیتیک جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا و تاثیر آن بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران
استاد راهنما:
دکترفریبرز احمدی دهکاء
استاد مشاور:
دکترسهراب عسکری
نگارش:
محمد مباشرامینی
شهریور 1393
تقدیر و تشکر:
شکر شایان نثار ایزد منان که توفيق را رفیق راهم ساخت تا اين پايان نامه را به پايان برسانم . از استاد فاضل و اندیشمند جناب آقای دکتر فریبرز احمدی به عنوان استاد راهنما و جناب آقای دکتر سهراب عسکری به عنوان استاد مشاور که همواره نگارنده را مورد لطف و محبت خود قرار داه اند،کمال تشکر را دارم .
این پایان نامه را درکمالافتخاروامتنانتقدیممینمایم به:
– حضرت صاحب الزمان (عج)
– به بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران و رهبر کبیر انقلاب
– به رهبر فرزانه ام سید علی خامنه ای
–  به بارگاه ملکوتی ثامن الحجج
– به خانواده معزز شهدا و ایثارگران
– به ایران و مردمان مهرورز آن
– به آنان که در راه کسب دانش راهنمایم بودند.
– به آنان که آزادی مشروع و کرامت انسانی را پاس می دارند.
– به آنان که در سودای تامین امنیت جمهوری اسلامی ایران تلاش می ورزند.
– به همسر، پدر و مادر، آنان که نفس خیرشان و دعای روح پرورشان بدرقه ی راهم بود.
– الها به من کمک کن تا بتوانم ادای دين کنم و به خواسته ی آنان جامه ی عمل بپوشانم. 
– پروردگارا حسنعاقبت،سلامتوسعادترابرایآنانمقدرنما.
– خدایا توفیق خدمتیسرشار از شور و نشاط و همراه و همسو با علم و دانش جهت رشد و شکوفایی ایران اسلامی عنایت بفرما.
فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکیده 1
مقدمه 2
فصل اول (کلیات تحقیق) 5
1-1 بیان مساله تحقیق 6
1-2 سوال تحقیق 7
1-3 فرضیه های تحقیق 7
1-4 اهمیت و ضرورت تحقیق 7
1-5 اهداف تحقیق 8
1-6 جنبه جديد بودن و نوآوري در تحقيق 8
1-7 روش شناسی تحقیق 9
1-8 محدودیتهای تحقیق 9
1-9 سازماندهی تحقیق 10
فصل دوم (مبانی نظری تحقیق) 11
مقدمه 12
2-1 ديدگاه هاي مهم ژئوپلیتیک 12
2-1-1 الفرد تاير ماهان و نظريه قدرت دريايي 12
2-1-1-1 عوامل موثر بر قدرت دريايي از نظر آلفرد تایر ماهان 13
2-1-2 هالفورد مكيندر و نظريه هارتلند 15
2-1-3 اسپايكمن و نظريه ريملند 16
2-2 جايگاه ژئوپلیتیک ايران در نظريات مذكور 17
فهرست مطالب
عنوان صفحه
2-3 پیشینه تحقیق ( دیدگاهها و نظریات ) 18
2-4 تعاریف و مفاهیم 27
2-4-1 استراتژی 27
2-4-2 مفهوم لغوی استراتژی 28
2-4-3 مفهوم اصطلاحی استراتژی 28
2-4-4 مفهوم استراتژي 28
2-4-5 انواع استراتژی 29
2-4-6 مفهوم امنيت ملي و کاربرد آن در استراتژي امنيت ملي 30
2-4-6-1 امنيت 31
2-4-6-2 امنيتملي 32
2-4-6-3 ابعاد امنيت ملي 32
2-4-6-3-1 امنيت اقتصادی33
2-4-6-3-2 امنيت نظامي 34
2-4-6-3-3 امنيت اطلاعاتی35
2-4-6-3-4 امنيت سیاسی، فرهنگي 35
2-4-6-3-5 امنيت اجتماعی، فرهنگی36
2-4-6-3-6 امنيت محيط زيست 36
2-5 مفهوم شناسی تحریم37
2-5-1 تحریم های اقتصادی آمریکا علیه جهان38
2-5-2 تاریخچه تحریمهای آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران39
فهرست مطالب
عنوان صفحه
2-6 روش ماتریس تحلیل 43
فصل سوم (بررسی جغرافیایی جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا ) 48
3-1 کلیاتی درباره ایران 49
3-1-1 پرچم جمهوری اسلامی ایران 51
3-1-2موقعیت جغرافیایی جمهوری اسلامی ایران 51
3-1-2-1 موقعیت ریاضی51
3-1-2-2 موقعیت نسبی51
3-2 وسعت جمهوری اسلامی ایران52
3-3 شکل کشور جمهوری اسلامی ایران 52
3-3-1 توپوگرافی 52
3-3-2 جمعیت 53
3-3-3 دین و مذهب 54
3-3-4 منابع کشور 54
3-3-5 حوضه های رودهای جمهوری اسلامی ایران 55
3-3-5-1 رودخانه های حوضه دریای خزر 55
3-3-5-2 حوضه خلیج فارس و دریای عمان 56
3-3-5-3 حوضه درياچه اروميه56
3-3-5-4 حوضه مركزي 56
3-3-5-5 حوضه خاوري56
3-4 خلیج فارس 56
3-4-1 جزایرایرانیخلیجفارس 57
فهرست مطالب
عنوان صفحه
3-4-2 خطرنیروهاینظامیبیگانهبرایخلیجفارس 58
3-5 نکتهجغرافیایی 58
3-6سرزمینایالات متحده آمریکا60
3-6-1 پرچم و نشان ملی ایالات آمریکا 61
3-6-2 نشان ایالات متحده آمریکا 61
3-6-3 جمعیت ایالات متحده آمریکا 61
3-6-4جغرافیای طبیعی ایالات متحده آمریکا62
3-7اقتصاد ایالات متحده آمریکا63
3-8 آب و هوای ایالت های آمریکا64
3-9 اهدافاستقرارنیروهاینظامیآمریکادرمنطقه 65
3-9-1 نیروهاوپایگاههاینظامیایالات متحده آمریکا 66
3-9-2 نیروهایآمریکاییدراطرافمرزهایایران 69
فصل چهارم (تجزیه و تحلیل داده ها و یافته های تحقیق) 70
مقدمه 71
4-1 ژئوپلیتيكايرانونظامامنيتمنطقهاي 72
4-2 نقش منطقه خلیج فارس و جمهوری اسلامی ایران در چشم انداز ژئوپلیتیک انرژی72
4-3 جمهوری اسلامی ايرانيكبازيگرتعادلبخشوسازنده73
4-4 سابقهينقشآفرينيسازنده‌يايران 73
4-5 منطق تلاش ايران براي كسب نقش بيشتر 74
4-5-1 امنيت سازي 74
4-5-2 فرصت سازي در سطح منطقه اي 75
فهرست مطالب
عنوان صفحه
4-6 آثار علائق ژئوپلیتیک در رفتار ايالات متحده امريكا نسبت به ايران 76
4-7خاستگاهواهدافایالات متحده آمریکا از تقابل با جمهوری اسلامی ایران78
4-7-1 امپریالیسم قدرت مسلط78
4-7-2 پیروزی انقلاب اسلامی و تغییر ساختار قدرت79
4-8 اهداف آمريكا در جلوگيري از افزايش نقش ايران 80
4-8-1 مقابله با برنامه ي هسته اي ايران 80
4-8-2 مسئله ي تروريسم81
4-8-3 مقابله با حضور و نفوذ ايران در كشورهاي منطقه 82
4-9 تأثيرات تقابل میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا بر امنيت ملي (ج ا ا ) 83
4-9-1 چالش‌هاي امنيتي 83
4-9-1-1 چالش‌هاي نظامي 83
4-9-1-2 چالش‌هاي سياسي 84
4-9-1-3 چالش‌هاي اقتصادي 85
4-9-1-4 چالش‌هاي هويتي 86
4-9-2 فرصت‌هاي امنيتي 87
4-9-2-1 فرصت‌هاي ملي 87
4-9-2-2 فرصت‌هاي منطقه‌اي 88
فصل پنجم ( بحث، نتیجه گیری و پیشنهادات ) 96
مقدمه 97
5-1 جمع بندی 97
5-2 آزمون فرضیات 99
فهرست مطالب
عنوانصفحه
5-3 نتیجه گیری 104
5-4 پیشنهادات 107
فهرست جدولها
عنوانصفحه
جدول 2-1 تاریخ، دلایل و دامنه ی مهم ترین تحریم های اعمال شده علیه جمهوری اسلامی ایران41
جدول 2-2 ماتریس زمان هشدار و توان آسیب رسانی تهدید 44
جدول 2-3 ماتریس ارزیابی احتمال خطر 45
جدول 2-4 احتمالات تهدیدات امنیت ملی 46
جدول 2-5 احتمال استراتژیک تهدیدات46
جدول 4-1 ماتریس تحلیل زمان هشدار و توان آسیب رسانی تهدیدات 90
جدول 4-2 ماتریس ارزیابی احتمال خطر 90
جدول 4-3 رویکرد محاسبه احتمال تهدیدات 91
جدول 4-4 تعیین احتمال استراتژیک تهدیدات 91
جدول 5-1 ماتریس تحلیل زمان هشدار و توان آسیب رسانی تهدیدات 100
جدول 5-2 ماتریس ارزیابی احتمال خطر 100
جدول 5-3 رویکرد محاسبه احتمال تهدیدات 101
جدول 5-4 تعیین احتمال استراتژیک تهدیدات 101
فهرست شکلها
عنوانصفحه
شکل 3-1 نقشهجمهوریاسلامیایران50
شکل 3-2پرچمجمهوریاسلامیایران51
شکل 3-3پرچم ایالات متحده آمریکا 61
شکل 3-4نشان ملی ایالات متحده آمریکا 61

چکیده
خلیج فارس یکی از نقاط استراتژیک و حیاتی از نقطه نظر سیاست بین الملل می باشد. علاوه بر اهمیت کشتی رانی، کشف و استخراج منابع عظیم نفت، گاز و وابستگی شدید کشورها به این مواد به عنوان مواد حیاتی برای صنعت، اهمیت ژئوپلیتیک این منطقه را بیشتر نموده است. به گونه ای که در هیچ برهه ای از مطامع قدرتهای بزرگ خالی نبوده است. پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و قطع شدن منافع ایالات متحده در این کشور و تلاش روز افزون این کشور جهت مقابله با ایران از طریق حضور نظامی و یا ایجاد پایگاههای نظامی و تحریک کشورهای منطقه و نفاق افکنی، موجبات تقابل بیشتر ایران و ایالات متحده آمریکا را فراهم ساخته است. ادامه این روند منافع حیاتی دو طرف را می تواند تهدید کند و یا حداقل بسیاری از ظرفیت های موجود جهت توسعه و ترقی را از بین ببرد. در این پژوهش ضمن تبیین موقعیت ممتاز جمهوری اسلامی ایران در منطقه خلیج فارس به مباحث مربوط به امنیت ملی این کشور پرداخته شده است. و این موضوع مورد توجه بوده که جمهوری اسلامی ایران جهت تامین امنیت ملی خود با چه چالشهایی مواجه بوده و منافع متضاد این کشور با ایالات متحده آمریکا تا چه اندازه می تواند برای کشور تهدید آمیز باشد و یا چگونه می توان این تهدیدها را به فرصت تبدیل نمود.
این مطالعه از نوع توصیفی و کتابخانه ای می باشد، که با استفاده از روش ماتریس تحلیل بررسی شد. نتایج نشان داد که تقابل ژئوپلیتیک جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران تاثیر گذار است.
کلید واژگان: امنیت ملی، جمهوری اسلامی ایران، ایالات متحده آمریکا، تقابل ژئوپلیتیک

مقدمه
يكي از اساسي ترين مفاهيم و و اژه هاي مطرح در چگونگیبرقراری روابط میانکشورها، «امنيت ملي1» مي باشد. تعاريف مختلف و متنوعي از اين واژه ارائه شده است، انديشمندان تلاش زيادي براي ارائه تعاريف جامع و مانع از امنيت ملي و خارج ساختن آن از ابعاد نظامي و تعميم آن به ساير ابعاد سياسي، اقتصادي، اجتماعي و امنيتي، مصروف داشته اند كه نتيجه آن، رويكردهاي نوين به مفهوم «امنيت ملي» است.
«زبيگنوبرژينسكي2» در مورد امنيت ملي گفته است : منظور من از امنيت ملي يعني جنبه ی محدود آن، امنيت نظامي صرف نيست. گرچه قدرت نظامي يكي از ابعاد مهم …….، در عوض معتقدم كه امنيت ملي ملاحظات بيشتري را در بر مي گيرد. از جمله زمامداري سياسي، قدرت اقتصادي، نوآوري فناوري، حيات ايدئولوژيكي3 و غيره، تلاش براي نيل به امنيت ملي، بدون عنايت به چنين ملاحظاتي چندان موثر نخواهدبود و احتمالاً به شكست مي انجامد(خلیلی،1369:ص3).
در مفهوم كلاسيك، «امنيت ملي» به معناي صيانت از مردم و سرزمين يك كشور در مواجهه با تهاجمات نظامي بيگانگان بوده است ليكن، رويكرد نوين به اين واژه، حفاظت و صيانت از منافع و مصالح حياتي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي و فقدان تهديد ارزشهاي بنيادين و حياتي نسبت به يك واحد سياسي و ملت متبوع آن، «امنيت ملي» آن كشور تلقي مي گردد.
بسياري از انديشمندان سياسي، فقدان تهديد نسبت به منافع و ارزشهاي اقتصادي، سياسي و فرهنگي را در كنار فقدان تهديد نظامي، از عوامل و عناصر مقوم امنيت ملي ميدانند، ليكن در تبيين و تفسير مفهوم امنيت ملي، شرايط، فضاي عمومي، شرايط جغرافيايي و …هركشورراتعيينكنندهميدانند .
جنگ جهانی دوم یک جنگ فراگیر بین سپتامبر ۱۹۳۹ تا اوت ۱۹۴۵ بود. این جنگ بسیاری از کشورهای جهان را درگیر کرد تا جایی که دو دسته از کشورهای مختلف به نام‌های متّحدین و متّفقین به وجود آمد.
ایالات متحده آمریکا در فاصله بین دو جنگ جهانی یعنی ۱۹۱۸ تا ۱۹۳۹ در یک بحران فزاینده اقتصادی به سر می‌برد، اما دولت آمریکا و صاحبان صنایع این کشور چرخ صنایع خود را در مسیر تولید صنایع نظامی به حرکت درآوردند، به طوری که درطول جنگ دوم جهانی در اروپا، مصرف سلاح‌های آمریکایی مانند هواپیما، کشتی جنگی و تجارتی، توپ و تانک درجنگ باعث رونق صنایع و اقتصاد آمریکا شد.
با پایان جنگ جهانی دوم و معرفی ایالات متحده آمریکا به عنوان قدرت برتر در سطح جهانی و تضعیف بریتانیا که موجب از دست دادن مناطق تحت نفوذ در سطح جهان و خروج از خلیج فارس به دلیل پر هزینه بودن یک نوع خلاء قدرت در منطقه ایجاد شد، ایالات متحده آمریکا به یمن شکوفایی اقتصادیش در صدد برطرف نمودن این خلاء بر آمده و حد نهایت سعی می کند به نوعی با رژیم های منطقه مناسبات متقابلی برقرار نماید. یکی از کشورهایی که تحت نفوذ ایالات متحده آمریکا قرار گرفته بود ایران بود که تحت حکومت رژیم پهلوی به حافظ منافع و حیات خلوت ایالات متحده آمریکا تبدیل شده بود.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک قدرت منطقه ای و باشعار صدور انقلاب اسلامی نوعی تهدید نسبت به منافع ایالات متحده آمریکا در جهان عموما ودر سطح خاورمیانه خصوصا تبدیل گردید و جهان شاهد به قدرت رسیدن قدرت نو ظهوری بود که متاثر از دیدگاه های اسلامی و اتخاذ سیاست نه شرقی، نه غربی منافع قدرتهای سلطه گر را تهدید می نماید و تا حدود بسیار زیادی دست این ایلات متحده آمریکا را از منابع بسیار غنی نفت و گاز منطقه کوتاه نموده و بازار بسیار مهم محصولات صادراتی آن را در منطقه با مخاطره روبرو نموده است.
به زعم ایالات متحده آمریکا، جمهوری اسلامی ایران به دلایل زیر منشاء و خاستگاه اسلام انقلابی یا به تعبیر آنان بنیادگرایی و افراط گرایی اسلامی است. و به نوعی، به تقابل ایدئولوژیک با ایالات متحده برخاسته، و هژمونی جدیدی را در منطقه رقم زده است.
• دفاع از حقوق مردم فلسطین
• حمایت از گروهها و جنبش هایی نظیر حزب الله لبنان، حماس و… (از نظر وزارت امور خارجه ایالات متحده آمریکا در لیست گروههای تروریستی قرار دارند)
• تلاش در جهت زیر سئوال بردن موجودیت اسرائیل که تثبیت آن جزء یکی از مهمترین اهداف استراتژیک سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا در جهان و به خصوص خاورمیانه به شمار می رود.
• تلاش در جهت دستیابی به سلاح های کشتار جمعی (هسته ای)
به طور کلی ایالات متحده آمریکا به منظور تثبیت و تحکیم هژمونی خود در نظام بین الملل به مبارزه و تخاصم با دولت هایی که از هنجارها و ارزش های آمریکایی پیروی نکنند، دست می زند. و تقابل ژئوپلیتیکجمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا در همین راستا و به دلیل تعریفی است که توسط سیاستمداران و دولتمردان آمریکایی از ماهیت جمهوری اسلامی ایران ارائه می شود شکل می گیرد.به همین دلیل با اقداماتی نظیر تحمیل جنگ هشت ساله (دفاع مقدس) و وضع تحریمهای یکجانبه و بین المللی و اجرای طرحهای مختلفی از جمله خاورمیانه بزرگ، صلح خاورمیانه و ادعاهایی نظیر نقض حقوق بشر، نبرد با تروریسم و ریشه های آن یعنی رادیکالیسم اسلامی، مبارزه با گسترش سلاح های کشتار جمعی و….. به تقابل ژئوپلیتیک با جمهوری اسلامی ایران پرداخته است.
لذا به منظور مهار جمهوری اسلامی ایران و جلوگیری از هژمونی منطقه ای چالشگر با ایالات متحده آمریکا از طریق ایجاد چالش و آسیب های داخلی و خارجی به طور مستقیم و غیر مستقیم امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران را با مخاطراتی روبرو می نمایدکه در صورت عدم چاره جویی ضریب امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران کاهش می یابد. و از سوی دیگر جمهوری اسلامی ایران با نفوذ سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در حیات خلوت ایالات متحده آمریکا و ارتباط دیپلماتیک با قدرتهای بزرگی نظیر چین و روسیه در سطح بین المللی می تواند فرصتهای مناسبی برای خود فراهم نموده و پایه های امنیت ملی کشور را ارتقاء بخشیده و ضریب امنیت ملی خود را افزایش دهد.

فصل اول
(کلیات تحقیق)
1-1 بیان مساله تحقیق
در عرصه روابط بین الملل هیچ کشوری نمی تواند در انزوا باشد. روابط بین الملل عرصه کنش و واکنش بازیگران بین المللی است. همکاریهای بین المللی در بسیاری از موارد موجب پیشرفت و توسعه بازیگران بین المللی می شود و در عوض هرگونه تقابل و تضاد نه تنها کشورها را از منافعی که احتمالا در چارچوب همکاری قابل تصور است محروم می سازد بلکه باعث می شود کشورها هزینه های قابل توجهی جهت مقابله با این تقابل و تضاد منافع بپردازند و تمهیدات لازم را برای مقابله با تهدید فراهم نمایند ضمن آنکه بهره برداری صحیح از این مقوله می تواند، نوعی انسجام در عرصه ملی فراهم آورد.
از سوی دیگر یکی از کار ویژه های دولتها تامین امنیت است. کشورها در عرصه بین المللی مستقل و برابر هستند و هیچ کشوری نمی تواند در امور داخلی کشور دیگر دخالت کرده و یا تهدیداتی متوجه امنیت آن کشور نماید. مفهوم امنیت بسیار گسترده است تامین امنیت نظامی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی و…. کارکردهایی است که به دولتها واگذار شده است و این وظیفه هر دولتی است که در راستای امنیت ملی کشور خود بکوشد.
همه کشورها از موقعیت یکسانی در عرصه بین المللی برخوردار نیستند. عوامل سیاسی، اقتصادی و حتی موقعیت و وضعیت های ژئوپلیتیک شرایطی برای یک کشور خاص ایجاد می کند که به آن اجازه می دهد در عرصه بین المللی یا منطقه ای به عنوان یک بازیگر مهم تلقی شود و حتی این توهم را برای آنها به وجود آورد که خود را به عنوان هژمون مطرح نمایند و نظم جهانی را با تصمیمات نابجای خود تحت تاثیر قرار دهند.
موقعیت جغرافیایی جمهوری اسلامی ایران با مزیت ژئوپلیتیک خاص خلیج فارس، وجود منابع عظیم نفت و گاز، بازار مصرف فراوان منطقه به یمن تمکن مالی کشورهای حاشیه خلیج فارس ( بدلیل عایدات حاصل از فروش نفت و گاز ) وجود کشورهایی از لحاظ سیاسی ضعیف و دست نشانده و حاکمانی مرتجع، ظهور قدرتی نوظهور یعنی جمهوری اسلامی ایران با ایدئو لوژی انقلابی و شعار مقابله با هرگونه سلطه و بی عدالتی، نیاز روزافزون کشورهای قدرتمند اقتصادی به بازار ارزان نفت و گاز و نیز دستیابی به بازاری توانا جهت فروش کالاهای تولیدی و بعضا دامن زدن به اختلافات منطقه ای جهت آزمایش و فروش تجهیزات نظامی نوعی تقابل را میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا بوجود آورده است.
دولت ایالات متحده آمریکا به عنوان کشوری که ادعای قدرت جهانی را همواره دارد به دنبال خواسته هایی از سایر کشورهاست. حال نکته حائز اهمیت این است که: این خواسته ها تا چه حدود با منافع و امنیت ملی کشورهایی نظیر جمهوری اسلامی ایران تطابق دارد؟ آیا این خواسته ها با ارزشها و آرمانهای کشور جمهوری اسلامی ایران منطبق بوده و عدم تامین این خواسته ها تا چه حدودی امنیت ملی این کشور را با تهدید مواجه می سازد؟ آیا جمهوری اسلامی ایران توانایی مقابله با زیاده خواهی های ایالات متحده آمریکا ( نفوذ روز افزون بر کشورهای منطقه، دستیابی ارزان به نفت و گاز، گسترش بازار فروش کالاهای تولیدی خود در منطقه، دخالت در امور داخلی کشورها ) را دارد؟ و یا در این تقابل ایالات متحده آمریکا به یمن سازو کارهایی که در اختیار دارد ( قدرت برتر اقتصادی، نفوذ فوق العاده بر کشورهای حاشیه خلیج فارس و توانایی همسو نمودن نهادهای بین المللی ) می تواند علاوه بر افزایش نفوذ خود در منطقه، همانند سالهای قبل از انقلاب اسلامی بر ایران تسلط یابد؟ از طرف دیگر آیا جمهوری اسلامی ایران می تواند از این تقابل ژئوپلیتیک استفاده نماید و ضمن بهره برداری از تعارضات در عرصه جهانی، از قدرتهایی که خواهان نظم نوین ادعایی ایالات متحده آمریکا نیستند مثل چین و روسیه، و همراه ساختن کشورهای قدرتمند حاشیه خلیج فارس، در راستای تقویت و تحقق افزایش توان امنیتی خود گام برداشته و با حفظ و تقویت سازو کارهای امنیتی خود و افزایش ارتباطات دیپلماتیک منطقه ای و بین المللی از تهدیدات موجود در جهت پیشبرد منافع خود استفاده نموده و باعث انسجام در عرصه منطقه ای و بین المللی گردد؟
1-2 سوال تحقیق
ادامه روند خصمانه موجود بین جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا، چه چالش ها و یا فرصتهایی برای امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران ایجاد خواهد کرد؟
1-3 فرضیه تحقیق
1-3-1 تداوم وضعیت موجود می تواند تهدیدات حیاتی را به امنیت ملی و ساختار سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران وارد نماید.
1-4 اهمیت و ضرورت تحقیق
جهاندرقرنبيستمتحولاتگسترده،متضاد،تاثيرگذارودرعينحالخيرهكنندهايراشاهدبودهاست. درپيفروپاشينظامدوقطبيوپايانرقابتشرقوغرب،دوره ايازضعفحاكميتواقتداردرخاورمیانه بهطورعاموباسقوطحكومتشاهنشاهیبهطورخاصدرایرانبهوجودآمدوقوعانقلاب اسلاميدركنارفروپاشياتحادجماهيرشورويازجملهحوادثياستكهتاثيرفوقالعادهوشگفتآوريدرورايمرزهاونظامبينالمللبر جايگذاردهاست . باپيروزيانقلاباسلاميايران،جهاناسلامشاهدگسترشوترويجگفتمانانقلاباسلاميدردرونجوامعاسلاميبود. بهمعنايدقيقترگفتمانانقلاباسلاميايران،موجبشكلگيرينوعياعتمادبهنفسدرميانجوامعاسلاميشدكهبازتابچنين گفتمانیراميتواندرجنبشهاياسلاميكشورهاي لبنان،فلسطين،الجزايروسايركشورهاياسلاميمشاهده نمود.
خلیج فارسبهعنوانمنطقهاياستراتژيک،پيوستهبابحرانهايگوناگونامنيتيمواجهبوده است.وجودذخائرعظيمنفتيدر اینمنطقه وتاثيرامنيتآندربازارهايمختلفجهانيازمحورهايسياستخارجيكشورهايبزرگغربيبهويژه ایالات متحدهآمريكاودولتهايمهماروپايي است.خليجفارسدرمعادلاتبينالملليازمنظرهايمختلف،اهميتعمدهايدارد.دراينميانجمهوری اسلامی ایرانبادارابودنذخائرعظيمنفت،گاز و…بهعنوانيكيازكشورهايتاثيرگذاربرامنيتخليجفارسمحسوبميشود .جمهوری اسلامی ایرانووضعيتامنيتيآن درقلبمنطقه استراتژیک خلیج فارسقراردارد. باتغييروتحولاتجديدژئوپلیتيكدرمنطقه،برقرارينظاممبتنيبرتوازنامنيت بينبازيگراناصليمنطقهايوفرامنطقهايمی تواند درحفظثباتوامنيتخليجفارستاثیرگذار باشد .درشرايطكنونی،ايران وامريكاتنهادوبازيگرمنطقهايوفرامنطقهايهستندكهتوانوپتانسيلهدايتعملياتنظاميدرخليجفارسوشكلدهيائتلافهاي سياسي – امنيتيدرمنطقهرا دارند.
1-5 اهداف تحقیق
هدف از انجام این پژوهش با توجه به فشارهای بی سابقه بین المللی با هدایت و رهبری ایالات متحده آمریکا در جهت تعدیل قدرت منطقه ای و مقابله با نفوذ سیاستهای جمهوری اسلامی ایران ورای مرزهای جغرافیایی این کشور، تبیین سازوکارهای مقابله با این چالشها می باشد.بنابراین اهداف پژوهش حاضر شامل:
• احصاء تهدیدات ایالات متحده آمریکا در منطقه
• نحوه برخورد با تهدیدات ایالات متحده آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران
• راههای برون رفت از وضعیت موجود و ثبات برای امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران
• شناسایی فرصتها و چالشهای موجود در روابط جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا
1-6 جنبه جديد بودن و نوآوري در تحقيق
با عنایت به بررسی های انجام شده درکتابخانه ها، مراکز دانشگاهی و مجله های علمی معتبر و نیز جستجوهای اینترنتی، تاکنون پژوهشی با در نظر گرفتن کلیه مولفه های مدنظر این پژوهش در ارتباط با موضوع ذکر شده ارائه نگردیده است. بنابراین به نظر می رسد با عنایت به روش و مدل اتخاذ شده و مبانی مطرح شده در روش تحقیق می توان گفت پژوهش حاضر دارای جنبه هایی جدید بوده و می تواند از نوآوری لازم در این زمینه برخوردار باشد. همچنین به دلیل منطبق شدن با شرایط فعلی کشور بسیار حائز اهمیت بوده و می تواند راهگشای مسائل روز کشورمان واقع گردد.
شایان ذکر است استفاده از این پژوهش برای کارگزاران سیاست خارجی، جامعه علمی، پژوهشگران و…… جهت اتخاذ استراتژی مناسب، استفاده از ظرفیتهای موجود، پوشش نقاط ضعف و تبیین علمی نقش ژئوپلیتیک ایالات متحده آمریکا بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران مناسب خواهد بود. همچنین تداوم حضور دموکراتها و نگاه خاص آنها به مقوله سیاست خارجی بدون جنگ مگر در شرایط خاص و استفاده از سایر ظرفیتها جهت به چالش کشیدن کشورهای مخالف از قبیل تحریمهای اقتصادی به عنوان یکی از ضرورت های تحقیق در نظر گرفته شده است.
1-7 روش شناسی تحقیق
در این پژوهش از روش ماتریس تحلیل به منظور مقایسه نقاط قوت، ضعف، فرصتها و تهدید ها جهت اتخاذ استراتژی مناسب برای آینده استفاده شده است.ابزارگردآوریاطلاعاتدراینپژوهش، استفاده از منابع موجود در کتابخانه ها، مجلات، اسناد، سایت های اینترنتی و ماهواره ای بوده که به روش تحلیل محتوا جهت ارائه مطالب کاربردی و جدید برای رسیدن به راه حل مناسب و پاسخگویی به سوال مطرح شده انجام گرفته، بر مبنای این روشاقدامات زیر صورت گرفته است:
1-7-1 مطالعه ظرفیت و پتانسیل جغرافیایی، انسانی، اقتصادی و فرهنگی کشورهای جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا با استفاده از منابع داخلی و خارجی
1-7-2 مشاهده،مطالعه، فیش برداری ونمونه برداری از پایان نامه های دانشگاههای تهران، آزاد اسلامی رشت و پیام نور استان گیلان
1-8 محدودیتهای تحقیق
نبود منابع تحقیقاتی گسترده، به روز و متنوع و بیش از آن عدم امکان دسترسی به محققینی که در خصوص امنیت ملی تحقیقات ارزنده ای داشته اند از جمله موانع تحقیق حاضر است. عدم دسترسی کافی به اطلاعات و مسائل مربوط به امنیت ملی کشورها و عدم انتشار اخبار موثق در طی سالیان از دیگر موانع تحقیق می باشد.
1-9 سازماندهی تحقیق
برای تشریح و توضیح همه جانبه «تقابل ژئوپلیتیک جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا و تاثیر آن بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران»، پایان نامه پیش رو در 5 فصل تدوین شده است. در فصل اول کلیات تحقیق ( مقدمه، بیان مساله، سوالتحقیق، فرضیههایتحقیق، ضرورتتحقیق، اهمیتتحقیق، جنبهجديدبودنونوآوريدرتحقيق، روششناسیتحقیق، محدودیتهایتحقیق و سازماندهیتحقیق) بیان شده است. در فصل دوم، ( مبانی نظری تحقیق )ضمن بیان ديدگاههايمهمژئوپلیتیک که موقعيتايراندرآنهااهمیتزیادیدارد، با مطالعه و بررسی مقالات و کتب مربوط به بحث حاضر،دیدگاهها و نظریات مختلف تحت عنوان پیشینه تحقیق بیان گردید. و ضمن تشریح مفاهیم بکار رفته در متن پایان نامه، در خصوص روش ماتریس تحلیل نیز توضیحاتی ارائه گردید. در فصل سوم به بررسی جغرافیایی کشور جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا پرداخته شد. در فصل چهارم (یافته های تحقیق) با استفاده از فرضیه های تحقیق به ارزیابی مباحث مطرح شده پرداخته شده است. در فصل پنجم به آزمون فرضیات، جمع بندی و نتیجه گیری از یافته های تحقیق پرداخته شد، و در نهایت به ارائه راهکارها و پیشنهادات در حیطه موضوع پایان نامه اشاره شده است.

فصل دوم
(مبانی نظری تحقیق)
مقدمه
با بررسی های به عمل آمده مشاهده گردید که برخی از تحلیلگران و اندیشمندان در لابلای مقالات و نوشته های خود در خصوص موضوع مورد پژوهش حاضر، مطالبی را بیان داشته اند. لازم به ذکراست هر یک از نویسندگان در کتابها یا مقالات خود تلاش کرده اند از زوایای مختلف به رابطه بین جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا و چالش های موجود در این راستا بپردازند و عمدتا از طریق بهره گیری از تئوریهای مختلفی که در عرصه روابط بین الملل وجود دارند، فرضیات خود را به محک آزمون قراردهند. در این قسمت ضمن بیان ديدگاههايمهمژئوپلیتیک که موقعيتايراندرآنهااهمیتزیادیدارد،بهبررسی برخی از کتابها و مقالات و تشریح مفاهیم بکار رفته در متن پایان نامه، ( برایتبیینهرچهبیشترموضوعموردبحث )پرداخته شده و در خصوص روش ماتریس تحلیل نیز توضیحاتی ارائه گردید.
2-1 ديدگاه هاي مهم ژئوپلیتیک
در اينجا نظريه هاي سه تن از مشاهير حوزه ژئوپلیتیک، آلفرد ماهان4، هالفورد مكيندر5 و نیکلاس اسپايكمن6، را به دليل اينكه در هر سه نظريه، ايران به عنوان يكي از مناطق حساس مطرح شده و موقعيت ژئوپلیتیکي ايران در آنها اهمیت زیادی دارد تبیین می گردد.
2-1-1 آلفرد تاير ماهان و نظريه قدرت دريايي7 :
نظریهقدرت دریایی توسط آدمیرالآلفردتایرماهانآمریکاییمطرح گردیده ودرمباحثژئوپولیتیکحائزاهمیتاست،آلفردتايرماهان (فارغالتحصيلآكادميدرياييامريكا،چهلسالازعمرخودرادرنيرويدريايياينكشورگذرانيدهوازسال 1886 تا 1906 كهدرجهدرياسالاري (آدميرال) بازنشستهشد،مسئوليتدانشگاهجنگنيرويدرياييايالاتمتحدهرابهعهدهداشت.) و پيشازهرفردديگربهتئوريقدرتدرياييواستراتژيآناهميتدادودرخطمشينيرويدرياييآمريكاتغييراتمهميايجادكردوبرتفكراتدرياييفرانسه،ايتاليا،روسيه،ژاپنوديگركشورهاينسبتاًپرقدرتتاثيرنهاد.اینافسرنیرویدریاییآمریکا «نیرویدریاییرابهعنوانکلیدقدرتجهانی»موردتاکیدقراردادهاست. بهنظرآلفردماهان «دریاهایجهانبیشازآنکهسرزمینهایجهانراازهمجداکنندآنهارابهپیوندمیدهندبنابراینتشکیلامپراتوریهایماورایبحارداده ودفاعازآنهابهقدرتتسلطبردریابستگیدارد(نورائی،شفائی،1385: ص117).وي بطور كلي بر اين عقيده است كه شرط اصلي برای اتحاد يك قدرت جهاني كنترل بر درياهاست. به عبارت ديگر، نظارت بر درياها، اولين اقدام در راه كسب قدرت برتر جهاني است. به نظر وي در نزاع بين قدرتها، نيروهايي كه در موقعيت دريايي قرار دارند از امكانات بيشتري براي در دست گرفتن ابتكار عمل برخوردار هستند و بهترين كشور را در اين مورد فرانسه مي دانست.
ماهان در اواخر قرن نوزدهم، به جغرافياي سياسي آسيا توجه ویژه ای نمود. وي استراتژي روسيه را در آسياي جنوبي، ورود به سواحل اقيانوس هند از طريق افغانستان و ايران مي دانست و در خاور دور، اين استراتژي را تلاش روسها در يورش به سوي جنوب از طريق منچوري و چين براي رسيدن به اقيانوس آرام توصيف كرد.به نظر ماهان مركز روسيه قابل تصرف نيست؛ با توجه به اين مسئله، وی مفهوم هارتلند مكيندر را پيشگويي كرده بود و اعتقاد داشت كه بايد مسيرهاي گسترش طلبي روسيه سد گردد. اين استراتژي شباهت بسيار زيادي به استراتژي كانتين منت8 دارد كه از اواخر دهه 1940 توسط ايالات متحده آمريكا به كار گرفته شد.
2-1-1-1 عوامل موثر بر قدرت دريايي از نظر آلفرد تایر ماهان :
براساستجزیهوتحلیلقدرتدریاییبریتانیاوتاریخدریاییجهان،ماهانتوانستششعاملراکهقدرتدریایی،تاحدزیادیبهآنهابستگیدارد،تشخیصدهد. اینعواملعبارتنداز:
• موقعیتجغرافیایی: اگرکشوریازموقعیتدریاییمناسبیبرخوردارباشدواینامرباکنترلاستراتژیکآبراههایمهموپایگاههاییکهدشمنممکناستازآنهابرایمحاصرهوتهدیداستفادهکندهمراهباشد،مناسبتراست.
• ویژگیهایطبیعی: هدفازویژگیهایطبیعی،وضعیتساحلومشخصاتفیزیکیاناست. اگرکشوریدارایطولساحلیزیادیباشدولیبهعلتنامساعدبودنساحلنتواندبهایجادبنادر،لنگرگاههاوتاسیساتدفاعساحلیاقدامکندچگونهمیتوانددارایارتباطاتدریاییمناسبیباشد؟بنادرولنگرگاهایزیاددرعمقکشور،باعثقدرتدریاییوکسبثروتاست. اگرتاسیساتبندریازقابلیتدفاعیخوبیبرخوردارنباشدآسیبپذیریآنهااجتنابناپذیراست.
• طولساحلووسعتقلمرو: منظورماهانازوسعتقلمرو،طولخطوطساحلییککشوروقابلیتدفاعسواحلاستواینکهاساسابهمنظوریکپدافندعامل،اقداماتیانجامگرفتهاستیاخیر؟دراینمیانمعابرنفوذیوتکیهگاهایآبیازمهمترینعواملیهستندکهبایدتوجهشوند.
• جمعیت: میزانجمعیتیککشوریکعاملمهموقابلملاحظهاست،زیراتواناییایجادیکنیرویدریاییوتامینافرادموردنیازبرآن،بهمیزانجمعیتآنکشوربستگیدارد. تنهابرخیازکشورهاقادرندپایگاهایماوراءبحارراکهنیروینسبتابزرگیازنظامیانومدیرانراتقاضامیکند،نگهداریوحمایتکنندوبهعنوانیکقدرتدریاییمطرحباشند.
• خصوصیاتملی: اگرمردمیککشورعلیرغمداشتنیکموقعیتدریاییعلاقهمندبهدریانوردیوبازرگانیبامللدیگرنباشند،قدرتبزرگدریاییایجادنمیشود. بهنظرماهانتجارتعم،گستردهومسالمتآمیز،اولینضرورتبرایگسترشقدرتدریاییاست.
• خطمشیحکومتورهبرانسیاسی: خطمشیسیاسیدولتدربهرهبرداریازمنابعانسانیوطبیعی،تنهابهوسیلهیکحکومتآیندهنگرودارایخطومشاءاجراییمتحورانهمیتواندازقوهبهفعلدرآید(عزتی، 1382: صص 57- 58).
ماهانباتاکیدبراینکهدریاهایجهانخشکیهارابههممتصلمیکندمعتقدبوددفاعازمستعمراتیکامپراتوریبهتوانکنترلدریابستگیدارد. خلاصهنظریهقدرتدریاییماهانرامیتواندراینمواردبیان نمود:
• تحلیلتاریخنیرویدریاییانگلستانکهتوجیهکنندهنقشانگلستانازیکقدرتجهانیبود.
• توجهبهایدهنقشجهانیآمریکاکهازطریقتوسعهدرکشورهایماورایدریاهاانجاممیگیرد.
• اینکهامپریالیسمنمیتواندازنظرمکانیثابتباقیبماند،یابایستیتوسعهبیابدیاسقوطکند.
اطلاقتئوریقدرتدریاییبهآمریکابرایننظریهماهانپایهگذاشتهشدهبود،کهموقعیتجغرافیاییآمریکانظیروضعیتانگلستانبود. ماهاناستدلالمیکردکهقدرتبریاروپاباوجودهمسایگانقوینمیتوانستتفوققدرتدریاییانگلستانوآمریکارابهعلتنیازبهحمایتوسیعازنیروهایزمینیبهخطراندازد. اوچنیننتیجهمیگرفتکهتفوقنیرویدریاییانگلستاننمیتوانددایمیباشدواینکهآمریکاتفوقخودرادرمنطقهکارائیبوپاسیفیکمیتواندبوجودآورد(الهی، 1384: ص 23).
مطلب نهايي در اين باره اين است كه استراتژي ماهان مانند ديگر تفكرات استراتژيك، با توجه به ديدگاه مرسوم زمان او نوشته شده است. هم اكنون صنايع حمل و نقل توسعه زيادي پيدا كرده، نيروي هوايي اهميت يافته، تكنولوژي تحولي عظيم صورت گرفته است و بسياري از مطالب آن كهنه و متروك به نظر مي رسد.
2-1-2 هالفورد مكيندر و نظريه هارتلند9:
براساستئوریهارتلندهرکسمنابعانسانیوفیزیکیاور- آسیاواقعبینآلمانوسیبریهمرکزیدراختیارداشتهباشدمیتواندجهانراکنترلکند. اینتئوریتوسطجغرافیدانانگلیسی،سرهالفوردمکیندردرمقالهایدرسال 1904 وسپسدرکتابویدرسال 1919منتشرشد (همان: ص 20).
مکیندرقارههایاروپا،آسیاوآفریقارابهعنوانجزیرهجهانیمیشناختوآنرابههمینناممعرفیکرد(عزتی، 1382: ص 12).کلیدجزیرهجهانی،ناحیهمحوریاهارتلنداست. ویهارتلندراناحیهوسیعیمیدانستکهاقیانوسمنجمدشمالیتانزدیکیکنارههایآبیاینمنطقهادامهداشت. اینناحیهازغرببهرودخانهولگا،ازشرقبهسیبریغربی،ازشمالبهاقیانوسمنجمدشمالیوازجنوببهارتفاعاتهیمالیا،ارتفاعاتایرانوارتفاعاتمغولستانمحدودمیشد. ناحیهمحور،ازهیچیکازقدرتهایدریاییتهدیدنمیشوند. (همان: ص 13)
اساسنظریه معروفمکیندراینبودکهحوزهداخلیاروآسیامنطقهمحوریسیاسیجهاناست. مکیندرمتذکرشدکهکهاینمنطقهمحوریتوسطیکحاشیههلالیشکلمحاصرهمیشودکهخاورمیانهدرآنجایدارد(درایسدل،بلیک، 1386: ص 36).مکیندرازسیاستهاییکهموازنهقدرتبینقدرتهایبریوبحریراایجادکندحمایتمینمودتابدینوسیلهیککشورمعیننتواندبرهارتلندتسلطبیابد. بههنگامجنگجهانیدوممکیندردرتئوریخودتوسعهقدرتهواییو قدرتایالاتمتحدهآمریکاراکهخارجازجزیرهجهانیبودموردملاحظهقرارداد(الهی، 1384: ص 20).
بهعقیدهمکیندراطرافهارتلندرادوناحیهفراگرفتهاند:
• هلالداخلییاحاشیهایکهشاملسرزمینهاییاستکهپشتخشکیاروسیا وکنارآبقراردارندوقابلدسترسیقدرتدریاییهستند.(موقعیتساحلی)
• هلالخارجییاجزیرهایکهشاملجزایربریتانیا،ژاپنواسترالیااست.
مکیندربراینباوربودکههارتلنداهمیتاساسیدراورآسیابهعهدهدارد. ویدر 1919چنینعنوانکرد: «کسیکهبرشرقاروپاتسلطیابدبرهاتلندحاکمخواهدبودوکسیکهبرجزیرهجهانیحاکمباشدبردنیامسلطاست» (عزتی، 1382: ص 13)
در سال 1919 مکیندرازاینکهآلمانروسیهراکنترلکندودر 1943ازاینکهشورویآلمانراکنترلکنداعلامخطرکرد. تاثیرنظریهمکیندردرشکلگیریسیاست «سدنفوذ»آمریکاوهمینطوردرتحلیلنتایجپیوندنزدیکروسیهوچینبهچشممیخورد. درآغازقرن 21 میلادیوباتوجهبهفروپاشیاتحادجماهیرشورویزمینههایتوجهبهتئوریمکیندردرسیاستقدرتهایاروپایی،آمریکا، چینوروسیهدرگسترشسلطهبرمناطقآسیایمرکزیومنطقهخلیجفارسقابلمشاهدهاست(الهی، 1384: ص 21).
2-1-3 اسپايكمن و نظريه ريملند10:
نظریهدیگریکهدرمباحثژئوپولیتیکازاهمیتویژهایبرخورداراست،نظریهتئوریسرزمینحاشیهای«ریمیلند»ازنیکلاساسپایکمنمیباشد.اینتئوریبهسرزمینهایحاشیهایاروپا،خاورمیانه،آسیایجنوبیوخاوردوراهمیتبسیارمیدهد. وآنهاراهمچونکلیدهایامنیتایالاتمتحدهآمریکاتلقیمیکند. بهنظرایندانشمندتسلطبرهریکازاینمناطق،احاطهبرجهانجدیدرابهصورتیکامکاندرمیآورد(نورائی،شفائی، 1385: ص 117).اسپایکمنبهریملندکهباتغیراتیهمانهلالداخلیمکیندراستاشارهمیکندومیگویدسلطهبرهریکازمناطق،امنیتآمریکاراتهدیدمیکند،زیراازچنینموقعیتیمحاصرهدنیایجدیدممکنمیشودومیگویدهرکهریمیلندراکنترلکندبراوراسیاحکومتمیکندوهرکساوراسیاراکنترلکندسرنوشتجهانرادراختیاردارد(الهی، 1384: ص 22).
تفسیراسپایکمنازاهمیتارتباطهارتلندباحلقهاطرافآن،اندکیبااظهاراتمکیندرمتفاوتاست. مکیندراینمحدودهراباهلالداخلیوخارجیمیخواندامادربیاناسپایکمن،اینمحدودهسرزمینحاشیهیاریمیلندخواندهمیشودکهدرمحاصرهآبهاست. دلیلاهمیتدادناسپایکمنبهریمیلنددرمقایسهباهارتلند،ازاینجهتبودکهبهاعتقادوی،اینمنطقهامکانترکیبقدرتبریوبحریرابهترفراهممیکند. همچنینبهترینمنابعنیرویانسانیوسهولتارتباطاتدراینبخشازجهانوجوددارد(عزتی، 138: ص 18).اسپایکمنباارائهاینتئوری،نظرشاینبودکهایالاتمتحدهآمریکانکاتزیر رابپذیردوبهرسمیتبشناسد.
• مسئولیتنهائیهردولتدرحفظامنیتخودش
• اهمیتیکقدرتتوازنجهانی
• ضرورتاستفادهازنیرویایالاتمتحدهآمریکابرایبرقراریوتثبیتچنینتوازنی. (نورائی،شفائی، 1385: ص 117).
با شكست آلمان در جنگ دوم جهاني و ظهور اتحاد جماهير شوروي سابق به عنوان يگانه حاكم منطقه هارتلند، ايالات متحده آمريكا به منظور دستيابي به ريملند و جلوگيري از نفوذ اتحاد جماهير شوروي سابق به اين قلمرو جغرافيايي، نظريه اسپايكمن را مورد توجه قرار داد. به همين دليل نمي توان گفت كه سياست معروف كانتين منت ( جلوگيري از توسعه و پيشرفت شوروي سابق در ناحيه حاشيه) آمريكائيها متاثر از نظريه هاي جورج کنان11 است.
به هر حال از جنگ جهاني دوم تاكنون آمريكا با اصرار تمام و با استفاده از همين نظريه تلاش مي كند در اين منطقه، يك گروه دفاعي ايجاد كند. در واقع آمريكا قلمرو جغرافيايي ريملند را يك موضوع پدافندي در نظر مي گيرد و با توجه به جنگهاي منظم گذشته حاضر نيست تحت هيچ شرايطي در اين موضوع پدافندي نظريه پردازی شود. و تحت هيچ شرايطي ضعف ژئواستراتژيكي ريملند را قبول نمي كند. نگاهي به استراتژي نظامي ايالات متحده آمريكا در پايان قرن بيستم، مويد اين نظريه است كه اين كشور قلمرو جغرافيايي ريملند را هنوز براي خود يك منطقه حياتي مي داند.
2-2 جايگاه ژئوپلیتیک ايران در نظريات مذكور
اﻫﻤﯿﺖارﺗﺒﺎطﺟﺎﯾﮕﺎهاﯾﺮانﺑﺎﻧﻈﺮﯾﺎتژئوپلیتیکیازاﯾﻦﺟﺎروﺷﻦﻣﯽﮔﺮددﮐﻪاﯾﻦﮐﺸﻮرازﻃﺮﯾﻖﺧﻠﯿﺞﻓﺎرسﺑﻪدرﯾﺎيﻋﻤﺎنﺑﻪدرﯾﺎيآزادراهداردودارايﻣﻮﻗﻌﯿﺖﮔﺬرﮔﺎﻫﯽاﺳﺖﺑﻪﻋﻼوهﺑﺨﺶﻫﺎيﺷﻤﺎﻟﯽاﯾﺮاندرﺳﺮزﻣﯿﻦﻗﻠﺐﻗﺮارداﺷﺘﻪوﺳﺮﺗﺎﺳﺮﻓﻼتاﯾﺮانﻧﻘﺶﺣﺎﺷﯿﻪايﺳﺮزﻣﯿﻦﻗﻠﺐراﺑﺮﻋﻬﺪهدارد.
ﻣﺎﻫﺎندرﺑﺎرهاﻫﻤﯿﺖﺧﻠﯿﺞﻓﺎرسﻣﯽﮔﻮﯾﺪ:
«ﮐﻨﺘﺮلﺧﻠﯿﺞﻓﺎرسﺑﻮﺳﯿﻠﻪﯾﮏدوﻟﺖﺧﺎرﺟﯽﺑﺎﻧﯿﺮويدرﯾﺎﯾﯽﻗﺎﺑﻞﺗﻮﺟﻪوﮐﺸﺘﯽﻫﺎيﺟﻨﮕﯽﮐﻪدارايﺑﻨﺪرﻧﻈﺎﻣﯽﻧﯿﺮوﻣﻨﺪﺑﺎﺷﺪﺳﻠﻄﻪﺑﺮﺗﻤﺎمراهﻫﺎﯾﯽاﺳﺖﮐﻪﺑﻪﺧﺎوردور،ﻫﻨﺪوﺳﺘﺎنواﺳﺘﺮاﻟﯿﺎﻣﻨﺘﻬﯽﻣﯽﺷﻮدﺑﻪﻫﻤﺮاهﺧﻮاﻫﺪداﺷﺖ.»اﯾﻦاﻇﻬﺎرﻧﻈﺮاتﻧﺸﺎنﻣﯿﺪﻫﺪﮐﻪﺟﺎﯾﮕﺎهژئوپلیتیکاﯾﺮاندرﻧﻈﺮﯾﻪﻣﺎﻫﺎنازاﻫﻤﯿﺖﺧﺎﺻﯽﺑﺮﺧﻮرداراﺳﺖاﺗﺼﺎلﻣﺮزﻫﺎيﺷﻤﺎﻟﯽاﯾﺮانﺑﻪﺳﺮزﻣﯿﻦﺑﺮيوﻣﻮﻗﻌﯿﺖﺟﻐﺮاﻓﯿﺎﯾﯽﺧﻠﯿﺞﻓﺎرسﻧﯿﺰارزشژئوپلیتیکیﺧﺎﺻﯽراﺑﻪاﯾﻦﮐﺸﻮردادهاﺳﺖ(ﻣﺮادﭘﯿﺮي، 1389: ص 7).وﺧﻠﯿﺞﻓﺎرسوﺗﻨﮕﻪﻫﺮﻣﺰدرﻧﻈﺮﯾﺎترﯾﻤﻠﻨﺪازﻣﻮﻗﻌﯿﺖژئوپلیتیکیﺑﺮﺧﻮردارﻧﺪوﻣﺤﻞاﺻﻄﺤﻼكدوﻗﺪرتزﻣﯿﻨﯽودرﯾﺎﯾﯽراﻓﺮاﻫﻢﻧﻤﻮدهاﺳﺖﺑﺮاﯾﻦاﺳﺎسدراواﯾﻞﻗﺮنﺑﯿﺴﺘﻢاﯾﺮانﻧﻘﺶﺣﺎﺋﻞﺑﯿﻦروﺳﯿﻪواﻧﮕﻠﺴﺘﺎنراﺑﺎزيﮐﺮدهوﻣﺤﻞرﻗﺎﺑﺖﻗﺪرتﻫﺎيﺟﻬﺎنﺑﻪﺷﻤﺎرﻣﯽرودﭘﺲازﺟﻨﮓﺟﻬﺎﻧﯽدوموﺷﮑﻞﮔﯿﺮيﻧﻈﺎمدوﻗﻄﺒﯽﺑﺮاﻫﻤﯿﺖاﯾﻦﺟﺎﯾﮕﺎهاﻓﺰودهﺷﺪهواﻫﻤﯿﺖاﯾﻦﻣﻮﻗﻌﯿﺖﭘﺲازﭘﺎﯾﺎنﺟﻨﮓﺟﻬﺎﻧﯽدومﺑﺎﻋﺚﺷﺪﻗﻮايﺷﻮرويﻣﻮاﺿﻊﺳﺨﺘﯽاﺗﺨﺎذﻧﻤﻮدهوﻫﻤﯿﻦاﻣﺮﯾﮑﯽازﻋﻮاﻣﻞﻣﻮﺛﺮدرﻋﻘﺐﻧﺸﯿﻨﯽﻗﻮايﺷﻮرويازاﯾﺮانﺑﻮدودرﺣﻘﯿﻘﺖاﯾﻦﺣﺎدﺛﻪﺑﻮدﮐﻪاﺧﺘﻼفﻧﻈﺮآﻣﺮﯾﮑﺎوﺷﻮرويرادراﻣﻮرﺑﯿﻦاﻟﻤﻠﻠﯽآﺷﮑﺎرﺳﺎﺧﺖ(مینایی،1381:صص166-158).
2-3 پیشینه تحقیق ( دیدگاهها و نظریات )
علی اکبر ولایتی (1384) در کتاب خود به عنوان «پیشینه ارتباط ایران و آمریکا در سده گذشته» به بررسی پیشینه رابطه ایران و آمریکا از آغاز دوران قاجار تا دوران انقلاب اسلامی و پس از آن پرداخته و تلاش کرده است تا سیاست آمریکا را در ارتباط با ایران طی قرن اخیر بررسی کند.در این کتاب نویسنده عنوان می کند، آمریکا در ابتدای حضور سیاسی خود در ایران با طرح شعارهای زیبا و سیاستی دوگانه توانست هویت واقعی خود را مخفی داشته و نفوذ خود را در بدنه‌ حاکمیت گسترش دهد. برتری آمریکا در جنگ جهانی دوم جهانی، سبب شد تا ابرقدرت برتر شده و جایگزین بریتانیا در مستعمرات آن شود. همین امر سبب شد تا این ابر قدرت نوپا به راحتی بتواند همه‌ی ارکان حکومت ایران را تصاحب کرده و آن را حیات خلوت خود نموده و جزیره‌ی ثبات معرفی نماید.
در بخشی از این کتاب به بررسی اوضاع بعد از پایان جنگ جهانی می پردازد که « مرحله سوم سیاست خارجی آمریکا در مورد ایران با فروپاشی نظام شوروی، جنگ خلیج فارس و تحریم و فشار هر چه بیشتر اقتصادی آمریکا بر ایران شروع می‌شود. این استراتژی از رحلت امام خمینی تا پایان ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی ادامه پیدا می‌کند.
پس از صدور قطعنامه سازمان ملل و پس از استقرار رهبر جدید انقلاب، سیاست‌گزاران آمریکا به طور شگفت انگیزی تحت تاثیر دو جریان داخلی نظام قرار گرفتند، یکی، توانایی انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران در بسیج نظامی و ملی و مذهبی در دفاع از کشور و دیگری انتقال سریع و بلامانع و مشروع قدرت رهبری و تحکیم نهاد ولایت فقیه. این دو پدیده استراتژیک نگاه آمریکا را در مورد ایران تغییر داد. توانایی و اقتدار جمهوری اسلامی ایران در بسیج عمومی علیه تجاوزات خارجی و تثبیت و مشروعیت نهاد ولایت فقیه به عنوان اصلی‌ترین نشانه انقلاب، بزرگترین نگرانی‌های آمریکا را تا امروز تشکیل داده است. وسعت گیری و جهانی شدن انقلاب اسلامی ایران یک درد سر بزرگ و یک آلترناتیو در مقابله با ایدئولوژی یک قطبی یا تک قطبی آمریکا و از آغاز یکی از بزرگترین نگرانی‌های آمریکا بوده است. سوال بزرگ برای واشنگتن پس از خاتمه جنگ تحمیلی و فروپاشی شوروی این بود که اگر الگوی نظام جمهوری اسلامی ایران به مثابه یک الگوی مناسب سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و مردم سالاری مورد توجه دیگران و به ویژه کشورهای عربی قرار گیرد و در صورتی که ایران موفق شود با حفظ ارزشها و نهادهای اصلی مشکلات موجود را حل کند، این امر چه عواقبی برای منافع آمریکا در خاورمیانه و سایر نقاط خواهد داشت.در کتاب یک قرن ارتباط تلاش شده است تا با نگاهی دقیق، سیاست آمریکا را در یک قرن اخیر در ارتباط با ایران بررسی کرده و به موشکافی آن بپردازد.
ویدا همراز (1381) در کتابی با عنوان بررسی اهداف و عملکرد اصل چهار ترومن (هیئت عملیات اقتصادی آمریکا در ایران)با هدف روشن ساختن فصلی مهم از تاریخ روابط ایران و امریکا پس از جنگ جهانی دوم به اهمیت کمک های اقتصادی امریکا به ایران از ۱۳۲۲-۱۳۵۷ (مطابق با ۱۹۴۳-۱۹۷۹) می پردازد از نظر وی اصل چهار ترومن یکی از ناشناخته ترین حلقه های این زنجیره طولانی است که همواره در کنار دیگر طرح های اقتصادی-فرهنگی امریکا در ایران به آن اشاره ای کوتاه و گذرا شده است .
قرارداد استفاده از کمک های فنی امریکا در حالی میان دو دولت ایران و ایالات متحده امریکا امضا شد که هر یک از آنها هدف های متفاوتی را در نظر داشتند. در نظر امریکا، ایران کشوری بود که می‌ باید به هر قیمت از نفوذ کمونیسم در آن جلوگیری می کرد و این کمک ها می توانست برای ارتقای سطح زندگی مردم و از بین بردن زمینه های احتمالی تبلیغات کمونیستی مفید باشد. در حالی که ایران امیدوار بود از طریق امضای این قرارداد بخشی از مشکلات فراوان خود را برطرف کند. اقتصادی نامتعادل جامعه ای پرتنش و همسایگانی طمع ورز سبب شدند که ایران دست کمک به دولتی دراز کند که به ظاهر قصد داشت با سرازیر کردن سیل کمک های خود به کشورهایی چون ایران، درهای بهشت زمینی را بر مردم فقیر و رنج دیده آنها بگشاید.فعالیت های اصل چهار چنان پراکنده بود که نتوانست هیچ گونه تعییر در ساختار رو به زوال ایران در ۴۰-۱۳۳۰ به وجود آورد و آموزش های کشاورزی در حالی که مشکلات دیرپای و سنتی کشاورزی ایران همچون روابط مالک و زارع، کمبود دام، و عدم حمایت دولت در سال های کم محصولی و…پابرجابود،ثمرینداشت. بهطورکلیبرنامهریزیطرحهاشتابزدهواجرایآنسریعتربودومجالیبرایبررسینتایجدرازمدتنبود. درتصویبطرحهافقطبهتقاضاهایآنیدولتیاساکنانیکمنطقهتوجهمیشدوهیچگونهدورنمایی در دست نبود.از بعد روانی نیز می توان گفت بیگانه بودن بسیاری از روش های پیشنهاد شده از سوی کارشناسان اصل چهار با فرهنگ ایرانی واکنش هایی را بر می انگیخت. حضور آنها در شهرها و روستاها هرگز نتوانست فاصله و بیگانگی را از میان بردارد. این کمک ها در سال هایی به ایران اعطا شد که دو حادثه بزرگ سیاسی یعنی کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ روی داده بود و بیانگر این نکته بود که جامعه ایرانی که تازیانه امریکا را بر گرده خود احساس کرده است، رویای بهشت امریکایی را نیز باور نمی کند. این کمک ها بیشتر عوام فریبانه تلقی می شدند تا انسان دوستانه و توده مردم برای اصل چهار و دولت وقت هویتی واحد و نامطلوب قائل بودند.
نیما رضایی و سیدمجتبی تقوی نژاد (1391) در کتاب خود تحت عنوان «ایالات متحده و ایران در تقابل استراتژیک» و با عنوان فرعی «ابزار‌های مقابله‌ای ایران در جنگ احتمالی»، می‌کوشند تا از طریق راهکارهای موجود استراتژی جدید جنگی را برای ایران ترسیم نمایند.
نویسندگان این کتاب معتقدند جنگ احتمالی ایران و آمریکا، اولین نمونه واقعی از جنگ‌های پست‌مدرن خواهد بود و بر همین اساس تلاش کرده‌اند تا نحوه مواجهه و تقابل با این «جنگ پست‌مدرن» را با شیوه‌ای متفاوت از جنگ‌های پیشین تحلیل کنند. اگرچه «جنگ پست‌مدرن» حکایت از دورانی جدید دارد، اما نویسندگان در مقدمه کتاب تضاد بنیادین میان ایران و آمریکا را همان تضاد همیشگی سنت و مدرنیته دانسته‌اند:
«ایران به زبان تاریخ سخن می‌گوید و ایالات متحده، درکی از مفهوم تاریخ ندارد. جمهوری اسلامی، ارزش‌های مستتر در دل سنت‌ها را زمینه هویتی خویش قرار داده است و ایالات متحده اساسا در فضای جهان‌بینی مدرن، ادامه حیات می‌دهد و البته که سنت و مدرنیسم زبان یکدیگر را نمی‌فهمند، آن چنان که از زمان پیروزی انقلاب اسلامی و تغییر مفهومی در ساختار سیاسی ایران که نتیجتا تحول هویتی را نیز در پی داشته است؛ «مساله» آغاز شده است.»
پایه تئوریک این کتاب برای تحلیل شرایط خصمانه میان ایران و آمریکا، مبتنی بر تئوری «سازه‌انگاری»12است که از آخرین مکاتبی است که برای تحلیل روابط بین‌الملل طراحی شده است.تقابل، تعارض و دشمنی جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا را ماحصل تفاوت و تقابل ایدئولوژیک، هستی‌شناسانه، هویتی و معرفتی دانسته‌اند که اکنون دیگر به مساله‌ای «تاریخی‌شده» مبدل شده است.به باور کتاب، اکنون که بیش از ۱۲۵ سال از آغاز رابطه ایران و ایالات متحده می‌گذرد، در سطح افکار عمومی ایرانیان، خاطره کودتای ۲۸ مرداد، دخالت‌های پس از انقلاب، حمله ناکام‌مانده در طبس، کمک‌های نظامی به مخالفان ایران، تحریم و…جایگزینخاطرهخوشسال‌هایآغازارتباط و تلاش آمریکاییان در ساخت مدارس و توسعه فرهنگی ایران شده است و در آن سو، از همکاری‌های یک ملت دوست، چیزی جز خاطره اشغال سفارت آمریکا و مفهومی جز محور شرارت برجای نمانده است.
اعتقاد نویسندگان این کتاب، هدفمند شدن تحریم‌ها در راستای قطع ارتباط ایران با رژیم‌های بین‌المللی و ایزوله کردن اقتصاد ایران، از جمله قطع رابطه با سیستم مالی و پولی جهان با تحریم بانک مرکزی و سایر بانک‌های ایران، رژیم تجارت بین‌الملل از جمله بازارهای بین‌المللی و تحریم خرید نفت ایران و حتی حرکت تحریم‌ها به سمت بریدن ایران از سیستم بین‌المللی حمل و نقل، همگی تلاش‌هایی است در جهت اینکه در صورت حمله نظامی به ایران، عواقب اقتصادی این حمله، کمترین تاثیر را در ساختارهای اقتصادی بین‌المللی داشته باشد.
جواد منصوری (1390) در کتاب خود باعنوان «چالشهای ایران و آمریکا» به تبیین چالشهای موجود در روابط دو کشور پرداخته است. و بهمهمترین چالشهای دو نظام متفاوت و متعارض (اسلام و لیبرال سرمایهداری) در قالب دو دولت ایران و آمریکا را با دیدگاهی واقعبینانه و به دور از تحلیلهای افراطی و یا سادهانگارانه مورد بحث قرار داده است.در تاریخ تحولات معاصر ایران نقش چند دولت خارجی ـ از جمله دولتهای ایالات متحده آمریکا و انگلیس ـ بیش از دیگران تأثیرگذار و مسئلهساز بوده است. لذا بررسی تحولات و چگونگی روابط ایران و دولتهای مزبور یکی از موضوعات مهم و مورد توجه است. زیرا تأثیر این روابط در بسیاری از امور داخلی و حتی در روابط خارجی گسترده و تعیینکننده بوده است.
در میان دولت های خارجی ذی نفوذ و تقریبا مسلط بر کشور، بیش از همه انگلیس و آمریکا ایفای نقش کرده اند و در سال های پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ شمسی به مدت ۲۵ سال آمریکا به تدریج سلطه بیشتری یافت و دولت انگلیس از دهه ۴۰ نقش دوم در سلطه خارجی بر ایران داشته است. در این دوران اوضاع و احوال و سیر تحولات بهگونهای متفاوت از گذشته و تضاد آشتیناپذیر مردم با سیاستهای استعمارگر جدید نیز متفاوت بود. از طرف دیگر پیروزی انقلاب اسلامی شرایط ایران و منطقه را دگرگون و چالشهای ایران و آمریکا وارد شکل و محتوای جدیدی شد. دولت آمریکا بعد از انقلاب با استفاده از سیاست« براندازی از درون» تلاش زیادی برای تجزیه ایران و به راه انداختن جنگ داخلی نمود، زمانی که از این سیاست نتیجه مطلوب نگرفت سیاست« براندازی از بیرون» را با آغاز جنگ تحمیلی عراق بر ضد ایران دنبال کرد که در عمل موفقیتی برای آمریکا نداشت در نتیجه با برنامه گسترده جنگ روانی، سیاسی، اقتصادی و امنیتی، سیاست« بی ثبات سازی از درون و فشار از بیرون» را با صرف هزینه های قابل توجه اجرا کردند. که در عمل نتیجه ای جز جنجال و اغتشاش بی حاصل از جمله وقایع سال ۱۳۸۸ و افشای نقش مستقیم آمریکا و شکست آن ها را در پی نداشت. چالشهای موجود در روابط دو دولت بهگونهای است که چالشهای دیگر را نظیر مقاومت حزبالله لبنان، مقاومت ملت فلسطین، شکست لشکرکشی در عراق و افغانستان، تضعیف موقعیت داخلی و بینالمللی و بالاخره «بیداری اسلامی» و جنبش ضدسرمایهداری، به دنبال داشته است. تحولاتی که هر کدام میتواند مقدمه تغییرات دیگری بر ضد نظام سلطهی استکباری آمریکا باشد .در این نوشته زمینه ها و انواع چالش های ایران و آمریکا و استراتژی مقابله هر یک از دو طرف در مقابل تهدیدات طرف مقابل مورد بحث و بررسی قرار گرفته که می تواند ابزاری برای تحلیل و درک رفتارها و سیاست های دو طرف باشد.
حسین عسکریان (1386) در کتابی با عنوان «کتاب آمریکا8 (ویژه سیاست ها و اقدامات آمریکا در قبال ایران)بابررسیمحورهایخبریوتحلیلیمرتبطباایراندرمجامعرسمیودولتیآمریکاهمچونکنگره،وزارتخارجه،کاخسفید،وزارتدفاعوسایرمراکزمهم،روندهاوگرایشاتدرحالشکل‌گیریپیرامونسیاست‌هایآمریکادرقبالجمهوریاسلامیایرانرادرفاصلهزمانیابتداتاانتهایسال 1386 مشخصنموده و بادرکنارهمقراردادنقطعاتبهظاهرنامتناسب،بهیکتصویرحقیقیوبهدورازهیاهوهایژورنالیستیدرخصوصنگاهونیاتدولتمردانآمریکایینسبتبهسیاست‌هایجمهوریاسلامیایراندستیابد.
محمد حسن نامي(1389) در مقاله ای تحت عنوانخليج فارس و اهميت آن در تدوين راهبرد امنيت ملي جمهوري اسلامي ايران می نویسد: تضمين امينت ملي از مهم‌ترين شاخصه‌هاي يك حكومت پويا و مقتدر است كه رجال سياسي، نظامي و امنيتي حاكميت خود را متعهد به تأمين آن مي‌دانند. در گفتمان مدرن، امنيت عبارت است از نيل به سطحي از اطمينان خاطر براي تحصيل و صيانت از منافع ملي به تعبير «رابرت ماندل» امنيت ملي شامل تعقيب رواني و مادي ايمني است و اصولاً جزء مسؤوليت حكومت‌هاي ملي است. بر همين اساس تدوين راهبرد امنيت ملي از راهبردي‌ترين اقدامات نرم‌افزاري در جهت تامين امنيت ملي محسوب مي‌شود. نگاه مدرن به امنيت، نگاهي چندسويه است و طيفي از عوامل (فرصت‌ساز و تهديدآفرين) را شامل مي‌شود كه در زمينه‌هاي گوناگون فرصت ظهور و بروز پيدا مي‌كنند. يكي از عوامل مهم در اين زمينه عامل ژئوپلیتیک و موقعيت سرزميني است. كشور ايران به علت قرارگرفتن در منطقه راهبردي حساس خاورميانه از يك موقعيت ويژه‌اي برخوردار است. بطوريكه نه تنها خود يك كانون ژئوپلیتیکي محسوب مي‌شود، بلكه با 6 حوزه مهم ژئوپلیتیکي در ارتباط مي‌باشد. اين حوزه‌ها با عنايت به وزن و موقعيت خود در تدوين راهبرد امنيت ملي ايران تاثيرگذار هستند. اما در ميان اين حوزه‌ها حوزه پلتيكي خليج فارس به خاطر شأن ژئوپلیتیکي در معادلات سياسي، اقتصادي، فرهنگي و امنيتي در منطقه و جهان، نقش بسيار فعال و تعيين‌كننده‌اي در امنيت ملي ايران دارد. بر اين مبنا، در اين مقاله سعي مي‌شود به روش كتابخانه‌اي و از طريق روش شناختي توصيفي- تحليلي رابطه و تاثير حوزه ژئوپلیتیکي خليج فارس را در اين خصوص از زواياي اصلي بررسي و روشن نماييم.
 مهدی ذوالفقاری(1386) در مقاله ای تحت عنوان ژئوپلیتیک خليج فارس؛ ايران و آمريکا(تهديدها و فرصتهاي فراروي جمهوري اسلامي) ضمن بررسی ژئوپلیتیک خلیج فارس بیان می نماید: موقعيت حساس و استراتژيك ايران در منطقه خاورميانه و وجود بحران‌ها و عدم ثبات سياسي در كشورهاي مجاور و وجود چالش‌هاي سياسي با همسايگان استراتژيك باعث به وجود آمدن تهديدهايي براي امنيت جمهوري اسلامي ايران مي‌شود. از بزرگ‌ترين تهديدات فرامنطقه‌اي كه حوزه نفوذ آن به اين منطقه حساس و استراتژيك وارد شده است، ايالات متحده آمريكا است. آمريكا با تداوم حضور خود در منطقه و ايجاد روابط با دول همسايه ايران در شمال،‌ جنوب، شرق و غرب در صدد ايجاد فضايي رعب انگيز و تنش‌زا در ارتباط ايران با كشورهاست. مخالفت ايران با طرح خاورميانه بزرگ آمريكا در منطقه، به رسميت نشناختن اسرائيل و احساس خطر آن دولت از ناحيه ايران، تأكيد بر استقلال و پي‌گيري عزت مدارانه پرونده‌ هسته‌اي منجر به احساس خطر از اين ناحيه براي آمريكا و متحدانش شده است. به همين دليل و بنابر اهميت استراتژيك ايران و سياستي كه در قبال اين دولت‌ها سر لوحه سياست خارجي خود قلمداد كرده است، باعث مقابله شديد آمريكا با اين كشور در فضاي بين‌المللي شده است .استراتژي آمريكا در منطقه خاورميانه در قبال ايران مبتني بر محدود ساختن و منزوي كردن و به طور كلي حذف ايران از معادلات منطقه است و براي رسيدن به اين مهم و نيز تسلط بر منابع اقتصادي و موقعيت استراتژيكي منطقه از تمامي ابزار ديپلماسي و حتي نظامي در مقياس گسترده استفاده مي‌كند.
فؤاد ایزدی (1391) در مقاله خود با عنوان «شبکه بررسی مسائل ایران در امریکا و سیاست های ایالات متحده در قبال جمهوری اسلامی» تلاش می کند تا با نگاهی جدید مسائل ایران در امریکا را مورد مطالعه قرار داده و دیدگاه های شبکه بررسی مسائل ایران و آمریکا را در مورد سیاست های امریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران بررسی نماید. با مراجعه به برخی از پایگاه های داده در مجموع، ۱۸۲ شخصیت به عنوان اعضای شبکه بررسی مسائل ایران شناسایی شدند. از آنجا که در بعضی سازمان ها بیش از یک نفر از این شخصیت ها حضور داشتند، در مجموع ۱۰۴ سازمان که دست کم یکی از اعضای آنها در شبکه بررسی مسائل ایران حضور دارد، شناسایی شدند. با آغاز تحلیل داده ها و نیز بر پایه سیاست های توصیه شده، پیش فرض های آنها درباره ماهیت روابط جمهوری اسلامی ایران و امریکا و برداشت آنها از واقعیت های سیاسی در ایران، چهار الگوی مختلف نمایان شد. براساس نتایج نهایی به طورکلی مجموعه سیاست های توصیه شده اعضای شبکه بررسی مسائل ایران را می توان به چهار دسته تقسیم کرد: «تعامل راهبردی»، «تنبیه گری بدون تعامل»، «تعامل ستیزه جویانه» و بالاخره «دگرگونی بنیادین» آشکار شدن چنین الگویی را می توان حاکی از وجود چهار گروه یا حلقه سیاست ساز در شبکه بررسی مسائل ایران دانست که در این مقاله مورد مطالعه قرار گرفته و معرفی می شود.
کیهان برزگر و مهدی قاسمی (1392) در مقاله ای باعنوان«استراتژی تهدید وجودی اسرائیل و امنیت ملی ایران» می کوشد تا تلاش اسرائیل را در جلب توجه آمریکا جهت مقابله با ایران مورد بررسی قرار دهند. نویسندگان این مقاله معتقدند:با افزایش نقش و قدرت منطقه ای ایران، به ویژه پس از مطرح شدن پرونده هسته ای آن در مجامع بین المللی در سال 2003، رژیم اسرائیل با طرح مسئله «تهدید وجودی»، ایران را به عنوان تهدیدی علیه موجودیت خود معرفی کرده است. و در ادامه مقاله سعی دارند ریشه های اتخاذ این استراتژی را بررسی نموده و پیامدهایاین استراتژی را برای امنیت ملی ایران مشخص نمایند. بحث اصلی نویسندگان این است که بزرگ نمایی تهدید برنامه هسته ای ایران و ارتباط دادن



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید